دلایل پنهان و مرموز خسته شدن از رابطه عاطفی

0 57

خسته شدن از رابطه یه سری دلایل پنهان داره که کمتر کسی بهش توجه می کنه. به همین خاطر به خیال خودت فکر می کنی که داری زندگیت و توسعه فردی خودت رو بهبود میدی، ولی خبری از خوب شدن حال رابطه ات نیست.

یکی از چیزهایی که آدم ها رو بعد از گذشت مدتی از شروع روابط عاطفی، وحشت زده می کنه، حس هایی هست که به سراغش میاد، و با خودش میگه:

  • نکنه من دارم اشتباه می کنم؟
  • نکنه من معیار هام عوض شده؟
  • نکنه آدم دیگه ای شده ام؟
  • نکنه و هزار نکنه دیگه!

(البته باید هشدار بدم که باید برای حل تعارضات روابط عاطفی نزد مشاور حاذق بری اما من به عنوان یک لایف کوچ آنچه مربوط به توسعه فردی تو میشه رو اینجا می نویسم).

خوبه که قبل از هر گونه تصمیم در مورد مسائلی که امروز می نویسم، کمی فکر کنی.

 

اشتباه رایج هنگام چالش روابط فردی و عاطفی

معمولا وقتی دچار مشکل و نوسانات حالی عاطفی میشی،‌ ممکنه توی نت سرچ کنی که:

  • چرا در رابطه احساس خستگی می‌کنم
  • خستگی در رابطه عاطفی
  • چرا رابطه‌ها بعد از مدتی خسته‌کننده می‌شوند
  •  نشانه‌های فرسودگی عاطفی در رابطه

و بعد یک سری جواب های سطحی هم ببینی مثل:

  1. اختلاف داری
  2. کمبود وقت داری
  3. عدم شناخت
  4. عدم مناسب بودن
  5. کات / طلاق!

به همین راحتی

اما مساله گاهی عمیق و پنهان تر از یک سری پاسخ کلیشه ای هست.

خسته شدن از رابطه

خستگی از نقش، نه خود رابطه

تو یک رابطه رو شکل دادی و به هزار امید داری با عزیزت زندگی می کنی.

اما چیزی که خسته ات کرده، اون نقشی هست که به طور ثابت در طولانی مدت، اجراش کردی.

مثلا:

  • همیشه آدم منطقی بودی
  •  همیشه کسی که باید آرام کنه تو بودی.
  •  همیشه کسی که باید قوی باشه تو بودی.
  • همیشه کسی که باید کوتاه بیاید تو بودی

آدم تک بعدی بودن در یک رابطه همیشه برای خودت و طرف مقابل خسته کننده و ملال آوره.

ما معمولا اینجوری شرطی شدیم که چیزای ثابت رو دیگه نمی بینیم.

اینجاست که این نقش ثابت علاوه بر ایستایی برای تو، موجب شده که دیگه دیده نشی.

بنابراین به درستی و به قاعده با نظر یک مشاور خوب و مجرب، تغییر زاویه بده.

تمرینات کوچینگی:

  • از خودت بپرس:

در رابطه بیشتر چه نقشی را بازی می‌کنم؟

  • جمله را کامل کن:

«در رابطه من معمولاً کسی هستم که همیشه …»

  • حالا سوال مهم‌تر:

اگر لازم نبود این نقش را بازی کنم، چه احساسی داشتم؟

بعد از این می تونی اولین تصمیم ها برای تغییر کیفیت رابطه رو بگیری.

 

شاید زیادی به هم وصل باشید

در روانشناسی یه اصطلاح داریم به نام:‌ over-connection fatigue و این یعنی خستگی ناشی از اتصال دائمی

اگر تو در رابطه به گونه ای هستی که باید:

  • مدام در ارتباط باشی
  • مدام گزارش کار بدی و بگیری
  • مدام هم دیگه رو دنبال کنید
  • مدام پیام بازی می کنید
  • مدام در مورد هر چیزی توضیح میخواهید و میدهید
  • مدام باید در اتصال باشید

این مود، شاید اوایل و یکی دو ماه اول رابطه جذاب باشه، ولی به مرور تو و طرف مقابل رو دچار یک خستگی عجیب می کنه.

  • چیزی مثل حال نکردن با طرف مقابل!
  • چیزی شبیه اینکه دیگه برام مزه نداره.

این ها همه ناشی از اینه که نه به خودت و نه به طرف مقابل هرگز فاصله و فرصت ندادی.

تمرینات کوچینگی:

یک قانون ساده امتحان کن:

روزانه حداقل  ۳۰ تا ۶۰ دقیقه فضای کاملاً شخصی داشته باشید.

حتی بهترین توصیه به خانوم گل های عزیز اینه که اون تایمی که همسر محترم (عشق نامزد یا هر چی! ) درگیر شغل و کارش هست رو بگذارید مشغول باشه و شما کاری بهش نداشته باش.

  • بدون پیام
  • بدون تماس
  • بدون توضیح
  • فقط زمان برای خودت باشه.

معمولا در این حالت، یه دلتنگی سالم ایجاد میشه.

خسته شدن از رابطه

شاید تو مدیر حال خوب بقیه شدی

این هم یکی از مهم ترین باگ های رابطه است که معمولا توسط خانوم ها اجرا میشه.

داستان از این قراره که تو توی این رابطه مسئولیت عجیبی داری و اون هم اینه:

  •  باید حال طرف مقابل را خوب کنی.
  •  او را آرام کنی
  •  از ناراحت شدنش جلوگیری کنی
  •  مراقب حرف‌هایت خیلی باشد

این حالت رو اگر تجربه می کنی، در واقع فرساینده ترین حالت ممکن رو داری تجربه می کنی.

ما در تمام روابط نیاز به این داریم که مراقب باشیم تا آسیبی به کسی نرسه، اما این مراقبت نباید موجب آسیب به خودمون بشه.

توی چنین شرایطی مثلا اگر طرف حالش خوب نیست و طبق شرطی شدگی به تو پناه آورده، ممکنه توی ذهنت بگی :

«مگه من نوکرشم که باید حال اعلی حضرت رو خوب کنم!»

ولی در چنین شرایطی بهترین جملات رو میتونی بکار ببری:

  • میدونم حالت خوب نیست، ولی به نظرت خودت چکار می تونی برای بهبود حال خوبت بکنی؟
  • میدونم ناراحتی، اما میدونی اگر قوی تر باشی کمتر چنین چیزی رخ میده؟

و امثال اینا.

 

خستگی هویتی یا پنهان کردن خود واقعی

تا حالا چند بار شده به این فکر کنی که برای اینکه توی رابطه مورد پذیرش واقع بشی، مجبوری چیزی یا کسی باشی که نیستی!؟

خب این همون تظاهره که معمولا آدم ها رو با خشم دچار خستگی می کنه.

خستگی هویتی یعنی:

  1. من نیازهایی دارم اما خودم رو جوری جلوه میدم که کم دردسر باشم
  2. من اعتقاداتی دارم که داره پایمال میشه ولی به خاطر طرف مقابل، نادیده گرفته میشم
  3. برای اینکه دوست داشتنی باشم، حرف دلم رو نمیزنم.

و غیره.

تمرینات کوچینگی:

در مواردی که خودت بودن، زندگی زناشویی تو رو تهدید نمی کنه، بیان کردن یک سری از واقعیت ها می تونه کمک کنه از این خستگی هویتی بیرون بیای و ضمن اینکه تمرین می کنی خودت باشی، یه حس سبکی خاص تجربه می کنی.

مثلا:

از خودت بپرس:

در این رابطه چه بخش‌هایی از خودم را کمتر نشان می‌دهم؟

بعد در یک موقعیت کم خطر آن را بیان کن.

مثلاً:

«راستش همیشه فکر می‌کردم اگر این را بگویم ناراحت می‌شوی، اما واقعاً این احساسم است.»

خسته شدن از رابطه

خستگی از ایستا بودن و رشد نکردن رابطه

هر چیز مادی و معنوی توی این دنیا باید رشد کنه.

رابطه هم از این دسته جدا نیست.

اما معمولا موندن یک رابطه در طولانی مدت در یک فاز خاص، موجب میشه که طرفین اون رابطه رو غیر قابل تحمل بدونن.

توی چنین شرایطی شاید فکر کنی یه مسافرت یا تغییر دکوراسیون یا چیزای ظاهری اینطوری می تونه همه چیز رو حل کنه.

اما شاید یکی دو ماه دوام بیاره.

حتی گاهی برخی بچه دار شدن های پیاپی رو برای ایجاد انگیزه و انرژی توی زندگیشون، در نظر می گیرن که این کلا اشتباهه!

اما اون رشدی که توی رابطه من مد نظر دارم چیزی مثل:

  • گفتگوهای عمیق تر بین دو نفر
    سوال های جهت دار و توسعه دهنده مثل:
  •  این سال چه چیزی درباره خودت فهمیدی؟
  • چه چیزی در زندگی بیشتر از همه ترسناک است؟
  •  دوست داری در پنج سال آینده چه انسانی باشی؟
  • دوست داری چی بهتر بشه؟

چه وجهه ای از این زندگی رو دوست داری و ستایش می کنی؟

و …

تمرینات لایف کوچینگی

یک تمرین قوی هست که توسط مشاورین و زوج درمانگر ها به شدت توصیه میشه که بهش میگن:

گفتگوی بدون دفاع

توی این گفتگو، هر نفر ۱۰دقیقه زمان در اختیار داره که در مورد چیزهای خاصی صحبت کنه.

قوانینی هم این گفتگو داره.

مثلا:

  • یک نفر صحبت می‌کند
  • دیگری فقط گوش می‌دهد
  • بدون دفاع
  • بدون توضیح
  • بدون قطع کردن

معمولا وقتی دو نفر این مدلی با هم صحبت می کنن، هر دو حس شنیده شدن رو پیدا می کنن و خیلی از انرژی منفی هاشون تخلیه میشه!

وقتی این انرژی ها تخلیه میشه، دیوارهای انکار کنار میره و هر دو پذیرش بهتری نسبت به همدیگه دارن.

 

 

 

ممکن است به این مطالب علاقه داشته باشید
پاسخ دهید

Your email address will not be published.