۵ دلیل و درمان اینکه کارهام رو به فردا موکول می کنم
مطمئنم یه روزایی توی زندگی تو وجود داشته که برای هر کاری به خودت گفتی: « بیخیال! از فردا شروع می کنم». فرقی نداره برای درس خوندن بوده یا یه کار سخت! یا یه کار ساده مثل تمیز کردن اتاقت.
ولی خب قبول کنیم که اون فردا گاهی یا نمی اومد یا تبدیل میشد به هفته ها و ماه ها بعد! راستش برای من که حتی تبدیل به ۳ سال بعد هم میشد! (بدون اغراق). داستان موکول کردن کارها همینه!
ولی چیزی که آزار دهنده تر بود این بود که من خودم رو متهم به تنبلی می کردم. زمانی که آگاه تر شدم، متوجه شدم اسمش اهمال کاری هست.
اهمال کاری یعنی کاری رو در موقع مناسبش انجام ندادن! چرا؟ چون اون لحظه حسش نیست یا راحت تر هستیم. جالبه که به عواقب این کار هم آگاه هستیم ولی انگار که ترمزمون رو کشیده باشند هیچ تکونی به خودمون نمی تونیم بدیم!
نه اینکه نخواهیم .. واقعا ذهن اجازه و فرمان حرکت رو نمیده.
پس مشخص شد که اهمال کاری (انجام ندادن کاری که معمولا به جسم ربط داره) توسط ذهن مدیریت میشه و دستورش صادر میشه.
ولی واقعا چرا این مدلی رفتار می کنیم و کارهامون رو به فردا موکول می کنیم.
ترس از کامل نبودن، دلیل موکول کردن کارها
اینکه میخوایم کارامون رو بی نقص و کامل انجام بدیم، گاهی میشه دلیل اینکه اصلا اون کار رو انجام ندیم. این بر می گرده به استانداردهای ذهنی ما! وقتی این استانداردها بالا باشن، شروع کردن کارها سخت جلوه می کنه.
یه کار همیشه با شروع کردن و دنبال کردن شکل می گیره و کامل میشه.
مگه میشه کاری که شروع نشده رو کامل و کامل کرد؟
وقتی به دنبال کامل ترین و بهترین بودن باشیم، همیشه ترس از این داریم که بهترین نسخه خودمون نباشیم یا بهترین خروجی رو نگیریم.
اینجاست که برای اینکه احساس شکست نکنیم، ذهنمون جلومون رو میگیره که کاری نکنیم.
راه حل غلبه بر مشکل کامل انجام دادن کارها
مهم ترین چیز اینه که نگاهت رو عوض کنی.
وقتی ذهنت داره با موضوعاتی مثل « کامل انجام دادن» کشتی میگیره، تو ذهنت رو به مقوله «شروع کردن و تکمیل کردن» سوییچ کن.
خیلی از کارهای عالی، شروع ناقصی داشته اند که فرد به مرور اون ها رو بهتر کرده.

بزرگ بودن کار، علت اهمال کاری
وقتی یه کار بیش از اندازه بزرگ به نظر برسه، ذهن آدم ارور ۴۰۴ میده! یعنی کلا هنگ میکنه و نمی تونه خودش رو جمع و جور کنه. اینجاست که از زیر کار در میره و دستور میده «فعلا ولش کن!».
مخصوصا وقتی کار خیلی بزرگ باشه ممکنه تو اصلا ندونی باید اون کار رو از کجا شروع کنی.
به همین خاطر از خیر اون کار می گذری.
معمولا کارهایی که نیاز به فعالیت های طولانی مدت دارند، و خروجی مبهمی دارن، ما رو به این ورطه می کشونن.
چون واقعا نمی دونیم میخوایم چه کنیم و خروجی چی میخواد بشه.
بیشترین کمکی که در این لحظه می تونی به خودت کنی اینه که از یک لایف کوچ کمک بگیری.
راه حل انجام ندادن کار به دلیل بزرگ بودن
اولین راهکار اینه که اون کار رو به چند ریز کار تبدیل کنی.
اگر مشکل مدت زمان زیادی هست که باید اون کار رو انجام بدی، می تونی اون زمان رو به فازهای معنی دار تبدیل کنی.
مثلا اگر قراره یک کتاب ۳۰۰ صفحه ای رو در یک هفته مطالعه کنی، با خودت اینجوری تقسیم بندی کن:
من باید روزی ۴۰ صفحه بخونم.
صبح ها ۱۰ صفحه / ظهر ۱۰ صفحه / عصر ۱۰ صفحه / شب ۱۰ صفحه
هر صفحه ۲ دقیقه وقت منو میگیره! پس هر سکشن ۲۰ دقیقه!
حله!
هر وقت کار رو کوچک می کنی، ذهنت مقاومت کمتری از خودش نشون میده.
نداشتن انگیزه واقعی، علت شروع نکردن کار
انجام کارها، دلیل میخواد!
وقتی ما دلیل کافی شخصی برای کاری نداریم، یا دلایل مبنی بر انجام ندادن قوی تر و منطقی تر به نظر میان، اون موقع ذهن دستور صادر میکنه که «فعلا بیخیال!».
مغز و ذهن معمولا برای کارهایی دستور انجام صادر میکنه که اون کار یا معنی خوبی داشته باشه یا پاداش مشخص و یا لذت لحظه ای!
چطور انگیزه ایجاد کنیم؟
ایجاد انگیزه روش های مختلفی داره ولی دور زدن گفتگوهای ذهنی بهت کمک می کنه اقدام رو شروع کنی.
من در چنین شرایطی خودم رو کوچ می کنم و سوال پیچ کردن واقعا برام جواب میده:
اگر این کار رو انجام بدم چی تو زندگیم عوض میشه؟
اگر سراغ این کار نرم چی رو از دست میدم؟
گاهی واقعا فقط چند دقیقه فکر کردن، کمک می کنه که لعنت بر شیطون کنم و بلند شم و کارام رو انجام بدم.
اعتیاد به لذتهای سریع
یکی از بزرگترین گناهان کبیره، اهمال کاریه!
و یکی از بزرگترین دشمنان انسان و تمرکز، اینه که دنبال لذت های سریع هستیم.
هر چیزی هم که این روزا در اطرافمونه، مثل شبکه اجتماعی، ویدیو و فیلم ها و بازی موبایلی و غیره! همه این ها هم عناصری از لذت سریع به حساب میان.
انقدر چیزهای دم دستی به مغز ما دوپامین دادن که عادت کردیم به این دوپامین های وحشی لحظه ای!
وقتی زیاد به خودت دوپامین داده باشی، مغز کارهایی که نیاز به زمان زیادی داره رو نمی تونه لذت بخش تلقی کنه و انجامشون بده.
ما دوپامین هامون رو شرطی کردیم .. و برای ریست کردن این سیستم نیاز داریم به زور هم که شده کارای سخت و طولانی رو شروع کنیم.
چون این سیستم نابودمون می کنه.
مثلاً مطالعه کردن، یادگیری یک مهارت جدید یا انجام یک پروژه معمولاً نتیجه فوری ایجاد نمیکنه. بنابراین مغز ترجیح .میده به سراغ چیزی بره که سریعتر احساس رضایت ایجاد کنه.
یکی از بهترین روش ها برای حل این مشکل تکنیک پومودوروهست. در این روش تو ۲۵ دقیقه کار رو انجام میدی و بعد ۵ دقیقه استراحت می کنی. .

خستگی ذهنی که با تنبلی اشتباه گرفته میشه
این گزینه بیشترین علت و دلیل من برای اهمال کاری بود و وقتی بهش آگاه شدم انگار که دنیا رو بهم دادن. وقتی شروع به مراقبه دراین باره کردم و کارهای زندگیم رو اساسی چیدم، متوجه شدم که چقدر راحت کارام رو انجام میدم.
خستگی ذهنی یعنی بدن و ذهن نیاز به استراحت داره.
وقتی استرس داری یا نگرانی داری، واقعا نمی تونی کاری رو شروع کنی چون انرژی ذهنی کافی رو نداری.
وقتی تحت فشار چیزی هستی (مادی یا معنوی یا عاطفی یا .. ) خستگی ذهنی خیلی زود خودش رو بروز میده.
اینجا ممکنه سرزنش کردن شروع بشه ولی خب بی فایده است و این خستگی رو بیشتر می کنه.
چطور خستگی ذهنی رو مدیریت کنیم
در چنین شرایطی لازمه که اول قبول کنی که خستگی داری و باید به خودت زمان بدی.
بعد از اون باید ریشه خستگی ذهنی رو از بین ببری. صحبت کردن با یک مشاور و یا استفاده از راهبری های یک لایف کوچ اینجا خیلی کمک کننده است و معمولا کاربران من در این تله گیر می کنن و من می تونم بهشون کمک کنم که چطور این خستگی ذهنی رو شناسایی کنن و چطور باهاش مقابله نرم داشته باشند.
حرفه ای روی خودت کار کن: حل مشکل اهمال کاری از ریشه
چند راهکار عملی برای درمان موکول کردن کارها
برای غلبه بر اهمال کاری همین قدر که دلیل شناسایی بشه، خیلی چیزا حل میشه.
گاهی تو فقط نیاز به تغییر عادت یا سبک زندگی خودت داری تا بتونی ذهنت رو قانع به انجام کاری کنی.
اما چند راهکار ساده می تونه بهت کمک کنه:
قانون ۱۰ دقیقه
هر وقت زورت به مغزت نمیرسه که کار رو شروع کنه، با خودت تکرار کن «فقط ۱۰ دقیقه» و متعهد شو این کار رو ۱۰ دقیقه انجام بدی. تجربه ثابت کرده بالغ در ۹۰ درصد شرایط کار ادامه پیدا می کنه.
زمان دقیق و کار دقیق مشخص کن
اگر در طول روز با خودت بگی که من کارم رو عصر شروع می کنم، احتمال اینکه اون کار رو شروع کنی خیلی کمه. ولی اگر این بیان رو اصلاح کنی و بگی:
ساعت ۴.۵ عصر، از صفحه فلان تا فلان رو مطالعه می کنم، احتمال انجام دادن اون کار زیاد تر میشه.
طراحی محیط نیز نقش مهمی در رفتار ما دارد. اگر وسایل کار آماده باشند و عوامل حواسپرتی کمتر باشند، احتمال شروع کار بیشتر میشود. حتی تغییرات کوچک مثل مرتب کردن میز کار یا آماده کردن ابزارها از قبل میتواند کمککننده باشد.
انگیزه مصنوعی
بسیاری از مردم منتظر میمانند تا انگیزه پیدا کنند و بعد شروع کنند. اما در واقعیت اغلب برعکس است. در بسیاری از موارد انگیزه نتیجه عمل است، نه پیشنیاز آن.
وقتی ما شروع میکنیم و حتی مقدار کمی پیشرفت میکنیم، احساس رضایت و کنترل بیشتری پیدا میکنیم. همین احساس میتواند انگیزه ادامه دادن را ایجاد کند.
به همین دلیل گاهی مهمترین قدم، فقط شروع کردن است؛ حتی اگر شروع کوچک و ناقص باشد.
تیر آخر درمان تعویق انداختن کارها
اهمال کاری مثل سرماخوردگی میمونه! زندگی همه ما رو تحت تاثیر قرار داده و قرار هم نیست دیگه رخ نده! مهم اینه ما مجهز باشیم به ابزارهایی که منجر میشه که ما بتونیم اهمال کاری رو بشناسیم و مهارش کنیم.
به فردا موکل کردن کارها معمولاً نشانه تنبلی نیست، بلکه ترکیبی از عوامل مختلف مانند ترس از شکست، بزرگ بودن کارها، نبود انگیزه واضح، حواسپرتیهای محیطی و خستگی ذهنی به حساب میاد.
تنها کاری که می تونی کنی تا تنبلی رو ترک کنی اینه تغییر در عادت هات ایجاد کنی.
کوچک کردن کارها، شروع کردن با زمانهای کوتاه، مدیریت محیط و توجه به انرژی ذهنی می تونه کمک کنه که کارها را کمتر به تعویق بیندازیم.
در نهایت لازم نیست همه چیز را یکباره تغییر دهیم. گاهی کافی است فقط یک قدم کوچک برداریم و کاری را که مدتها عقب انداختهایم شروع کنیم. همین شروعهای کوچک هستند که به مرور زمان تغییرات بزرگ در زندگی ایجاد میکنند.
من به عنوان یک لایف کوچ که خودش قبلا اهمال کاری شدید رو تجربه کرده و درمانش کرده، در کنارت هستم تا بتونی کارهات رو شروع کنی و انجام بدی.
