خیلی وقت ها توی زندگیمون لازم میشه که نه بگیم! ولی نه گفتن همان و ناراحت شدن دیگران همان! و این باعث شده که به جای نه گفتن بارها جواب مثبت بدیم و در درون خودمون هزارتا ناسزا به خودمون بگیم!
این روزها قدر و قیمت زندگی و عمر تو بر تو خیلی آشکار تر شده و دیگه میدونی که باید روی توسعه فردی خودت کار کنی.
یکی از پایه ای ترین مهارت ها که به توسعه فردی کمک می کنه، مهارت نه گفتنه!
نه گفتن یه مهارت شخصی و قوی هست که کمک می کنه، انرژی، زمان، آرامش و حتی روابط بهتر و دلخواه تری رو تجربه کنی.
وقتی تو در مسیری قرار میگیری که باید یک انتخاب داشته باشی.. یا بگی نه … یا بگی بله! اونجا انتخاب تو تعیین کننده خیلی چیزا میشه.
رشد شخصی و توسعه زندگی تو گاهی به زنجیره ای از این بله و خیرها گره میخوره.
و خب تو اینجایی که بتونی نه گفتن رو یاد بگیری.
من در این مقاله میخوام در مورد چیزایی بنویسم که
و در نهایت چند تمرین با هم کار میکنیم که کمک می کنه مرزهای سالم بسازیم.
خیلی از ماها شرطی شدیم. در واقع از بچگی یاد گرفتیم که هرکس همیشه مطیع تر باشه دوست داشتنی تر و بی دردسر تره!
به همین دلیل، وقتی میخوایم نه بگیم یهو چند تا رد فلگ! (پرچم خطا و قرمز) بالا میاد که مغزمون رو پر از سوال های ناشی از ترس می کنه:
اما وقتی این الگوی ذهنی رو خراب کنی و بجاش باور درست بسازی، نه گفتن به تو و توسعه فردی و زندگی و هدف هات خیلی کمک می کنه.
مثلا با خودت بگی:
نه گفتن نشونه خودخواهی نیست بلکه من دارم به خودم احترام میگذارم.
اینطوری قدرت بیشتری برای مراقبت از مرزهای شخصی خودت پیدا می کنی.
اگر همیشه توی رابطه، کار و زندگی، تنها کسی که باید به ساز بقیه برقصه تو هستی، پس کم کم دچار فرسودگی رابطه میشی و دیگه اون رابطه حالت رو خوب نمیکنه. اصلا یکی از علت های خسته شدن در رابطه همین موضوعه که در یک راهنمای طلایی در موردش چند نکته گفتم.
همیشه «بله گفتن» موجب میشه که خیلی زودتر از «نه گفتن» دستاوردها و موقعیت هات به خطر بیفته!
وقتی همیشه اون تویی که بله میگه:
و …
اینطوری نه تنها دستاورد هات رو از دست میدی، بلکه خودت رو هم از دست میدی.
پس یه نه بگو و دنیا رو راحت کن.
یکی از پرجستجوترین مفاهیم در حوزه روانشناسی، «مرزهای شخصی» یا «Healthy Boundaries» است.
مرز شخصی یعنی مشخص کنی:
– چه چیزی را میپذیری
– چه چیزی را نمیپذیری
– دیگران تا کجا اجازه دارند وارد زمان، احساس و انرژی تو شوند
مرزها مثل دیوار نیستند که دیگران را دور نگه دارند.
آنها بیشتر شبیه «در»هستند؛ یعنی تو تصمیم میگیری چه زمانی باز باشند و چه زمانی بسته.
یه سری نشونه ها هستن که کمک می کنه متوجه بشی، چه میزان مرز سالم داری.
اگر فاکتورهای زیر رو تجربه می کنی، باید روی مهارت نه گفتن کار کنی:
با کمک این نشونه ها میشه فهمید که چقدر مرزهای سالم درست کردی.
قرار نیست هر نه گفتن! موجب ایجاد جنگ جهانی بعدی بشه!
محترمانه رفتار کردن و حتی گاهی با دلیل صحبت کردن، می تونه انرژی های خوبی ایجاد کنه.
بجای اینکه کلی صغری و کبری بچینی و توضیحات مفصل بدی،
خیلی کوتاه با یک عذرخواهی ساده بگو:
که نمی تونی الان اون کار و اون خواسته رو انجام بدی.
اگر واقعا دیگه به ستوه اومدی و نمیتونی دیگه «بله بگی» کافیه بجای حمله کردن به دیگری به سلامت و راحتی از نیازهای خودت بگی:
مثلا:
من نمی تونم فلان کار رو کنم چون این هفته واقعا نیاز به استراحت دارم.
اگر واقعا دوست داری به پیشنهاد جواب مثبت بدی ولی تایم مناسبی نیست می تونی پیشنهاد دیگری بهش بدی:
مثلا میتونی بگی:
امروز که نمی تونم! ولی فردا می تونم مشکلت رو حل کنم.
گاهی واقعا تصمیم گرفتن سخته و نمیشه فوری «نه گفت»
توی چنین شرایطی تقاضای زمان کن.
معمولا تقاضای زمان کردن، به خودی خود اینطوری توی ذهن طرف مقابل جا میفته که احتمال داره «نه بشنوه».
اینطوری هم میتونی خوب فکر کنی و تصمیم هیجانی نگیری و از طرفی «نه گفتن» برای تو «نه شنیدن» برای طرف مقابل فشار زیادی نداره.
اگر همین امروز شروع کنی و نه گفتن رو تمرین کنی، بهت قول میدم هر روز زندگی شخصی ات بهتر و بهتر میشه.
چون وقتی شروع به نه گفتن میکنی، یه انرژی عالی آزاد میشه و حالت با خودت عالی میشه.
در واقع نه گفتن یعنی «بله گفتن به زندگیای که واقعا میخواهی».
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
در جلسه سوم دوره ارزشمند مهندسی زندگی از درون هستیم. تا الان به شما گفتم…
به جلسه دوم از دوره مهندسی زندگی از درون خوش آمدی. این جلسه خیلی مهمه…
در دوره بینظیر مهندسی زندگی از درون در خدمت شما هستم تجربیات و آموزهها و…
همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…
ذهن آدمی همیشه دلش میخواد آروم باشه و معمولاً روی حالت بقا کار میکنه. این…