در جلسه سوم دوره ارزشمند مهندسی زندگی از درون هستیم. تا الان به شما گفتم که یکی از تناقضهای مهم زندگی این است که برای ساختن زندگی در بیرون، باید ابتدا روی درون خودت کار کنی.
در جلسه دوم هم توضیح دادم که ما شش معمار درونی زندگی داریم که زندگی ما بر اساس آنها بنا میشود. ارتعاشاتی که از ما صادر میشود و جهان هستی بر اساس آن ما را مانیتور میکند، در واقع بر پایه همین شش عنصر و زیرمجموعههای آنها شکل میگیرد.
این شش عنصر ارتعاشاتی را ارسال میکنند و زندگی ما بر اساس همان ارتعاشها ساخته میشود.
در جلسه سوم میخواهم به یک سؤال بسیار مهم پاسخ بدهم و آن این است:
چرا گاهی ارتعاش اشتباه ارسال میکنیم بدون اینکه خودمان متوجه باشیم؟
پارازیت این داستان چیست؟ چه چیزی باعث میشود خواسته درونی ما به جایی نرسد که با چیزی که واقعاً دریافت میکنیم هماهنگ باشد؟
به عبارت دیگر، چرا چیزی که میخواهیم با چیزی که دریافت میکنیم یکسان نیست و گاهی حتی برعکس میشود؟
برای پاسخ به این موضوع چند نکته مهم را بررسی میکنیم.
اولین نکته این است که در جهان هستی یک سیستم پارازیتی وجود دارد که دو فرکانس اصلی دارد:
شک یعنی من باور ندارم که واقعاً این اتفاق برایم میافتد یا نه. در چنین حالتی توجه و ارتعاش من مدام از ساختن به نساختن تغییر میکند.
وقتی شک داریم، نمیتوانیم ارتعاش درست و پیوسته ارسال کنیم. نمیتوانیم یک فرکانس واضح و هماهنگ به جهان هستی بدهیم.
در طول روز مدام با خودمان میگوییم:
میشود یا نمیشود؟
ممکن است اتفاق بیفتد یا نه؟
این افکار نشان میدهد که ما به این فرآیند و به جهان هستی شک داریم. همین شک تبدیل به پارازیتی میشود که وقتی جهان هستی در حال مانیتور کردن ارتعاش ماست، دریافتها را دچار اختلال میکند.
معمولاً وقتی چیزی را نداریم، سراغ خواستهها میرویم. وقتی چیزی نداریم تلاش میکنیم آن را به دست بیاوریم. اما اگر ارتعاش ما از سر نیاز، کمبود یا بیچارگی باشد، ذهن پر از «ای کاش» و «اما و اگر» میشود.
در این حالت تمرکز ما روی نداشتن قرار میگیرد و جهان هستی دقیقاً به همان چیزی توجه میکند که تمرکز ما روی آن است؛ بنابراین همان را در زندگی ما بیشتر میکند.
به همین دلیل گفته میشود اگر شکرگزاری کنی، داشتههایت بیشتر میشود.
چون شکرگزاری یعنی دیدن داشتن و احساس حال خوب. یعنی باور به برخورداری.
پس وقتی خواستههایت را بررسی میکنی، از خودت بپرس:
وقتی به دنبال این خواسته هستم، به چه چیزی فکر میکنم؟
آیا تمرکز من روی این است که:
«خدایا من این را ندارم و باید به من بدهی»؟
یا اینکه در عمق دلم میگویم:
«خدایا من از زندگیام راضیام، چیزهای زیادی به من دادهای و حالا میخواهم با این خواسته بهتر شوم.»
این دو فرکانس کاملاً متفاوت هستند.
تو باید به جایی برسی که با امکانات و داراییهای فعلیات چنان حال خوبی داشته باشی که نبود آن خواسته فشار شدیدی به تو وارد نکند.
در یکی از احادیث از امام حسن مجتبی علیهالسلام آمده است که:
«زمانی که داشتن و نداشتن یک چیز برای تو یکسان شود، آن خواسته برایت برآورده میشود.»
پشت این جمله یک روانشناسی عمیق، یک سیستم معنوی و یک سیستم ارتعاشی وجود دارد.
وقتی داشتن و نداشتن برای تو یکسان میشود، دیگر ارتعاش نیاز ارسال نمیکنی. در همین لحظه است که آن اتفاق یا به اصطلاح معجزه رخ میدهد.
جهان هستی به پالسی که از ما دریافت میکند توجه دارد و بررسی میکند که ما چه نوع ارتعاشی را ارسال میکنیم و چگونه به خواستههایمان نگاه میکنیم.
اصلاً در شأن تو نیست که احساس نیاز شدید داشته باشی. اگر خودت و داراییهایت را کم ببینی و احساس نقص کنی، این با هویت انسانی و الهی تو فاصله دارد.
گاهی این وضعیت میتواند یک تلنگر کائناتی باشد تا متوجه شویم که چقدر داشته داریم و حتی اگر ظاهراً چیزی نداشته باشیم، از درون باید احساس غنا کنیم.
بنابراین به این نکته توجه کن که وقتی ارتعاش نیاز از روی تمرکز بر کمبود ارسال میشود، جهان هستی همان کمبود را در زندگی ما تقویت میکند.
در کتاب شکرگزاری جملهای هست که میگوید:
«پولدارها پولدارتر میشوند و فقیرها فقیرتر.»
مفهوم این جمله همین قانون توجه و ارتعاش است.
موانع رسیدن به خواسته با ارتعاش مقاومت
در کنار شک و نیاز، موضوع دیگری هم وجود دارد و آن مقاومتهای درونی ماست.
مقاومتها میتوانند مانع رسیدن خواستهها شوند. نمونههایی از این مقاومتها عبارتند از:
گاهی شک و نیاز هم زیرمجموعه همین مقاومتها هستند. این مقاومتها همان موانعی هستند که جلوی تحقق خواستهها را میگیرند.
در واقع وقتی کائنات میخواهد نعمتی را به زندگی تو وارد کند، این مقاومتها باعث میشوند که ناخودآگاه بگویی:
«الان نه… پنج سال دیگر بیا!»
در مسیر رشد باید این مقاومتها را بشناسیم و برای رفع آنها تلاش کنیم.
قضاوت کردن؛ مانعی مهم در مسیر دریافت خواستهها
موضوع دیگری که میتواند در ارتعاش ما پارازیت ایجاد کند قضاوت کردن دیگران است.
وقتی دیگران را قضاوت میکنیم، در واقع همان فرکانس و همان رفتار را برای خودمان سفارش میدهیم.
به همین دلیل گفته میشود غیبت کردن یا مسخره کردن دیگران آثار سنگینی دارد. این فقط یک مسئله اعتقادی نیست؛ بلکه یک قانون توجه است.
وقتی روی اشتباه یا گناه یک نفر تمرکز میکنی، توجه تو روی همان موضوع قرار میگیرد و ناخودآگاه همان الگو را برای خودت فعال میکنی.
ما به هر چیزی که توجه کنیم، در واقع آن را برای زندگی خودمان سفارش میدهیم.
بسیاری از خط قرمزهای دینی در واقع برای آرامش و کیفیت بهتر زندگی در دنیا و آخرت هستند.
من خودم هم از قضاوت کردن ضربه خوردم. سال ۸۶ درباره شخصی قضاوتی کردم و هنوز هم آثار آن را در زندگیام میبینم.
حدود ۱۹ سال گذشته و این تجربه برای من تبدیل به یک درس بزرگ شد که دیگر کسی را قضاوت نکنم.
کنترل کردن دیگران نتیجه ارتعاشی معکوس دارد
نکته مهم دیگر کنترل کردن دیگران است.
کنترل کردن دیگران یعنی اینکه تصور میکنیم باید جهان هستی را مدیریت کنیم و دیگران را تغییر بدهیم.
در حالی که تغییر واقعی از درون خود ما شروع میشود.
جالب است که وقتی روی خودمان کار میکنیم، اطرافیان هم به تدریج تغییر میکنند.
در یکی از کلاسهای کوچینگ و NLP که شرکت کرده بودم، خانمی که دکتر روانشناس بود از مشکلی صحبت کرد. یکی از اقوامش مرتب سوئیچ ماشین او را برمیداشت و با دوستانش بیرون میرفت و این موضوع او را ناراحت میکرد.
استاد به او گفت مقاومت درونیات را رها کن و گفتگوی درونیات را تغییر بده.
چند جلسه بعد آن خانم گفت:
«باورم نمیشه که دیگه نمیاد ماشین رو ببره»
این مثال نشان میدهد که مقاومتهای درونی ما میتوانند واقعیت بیرونی ما را شکل دهند.
وقتی تلاش میکنیم دیگران را کنترل کنیم، در واقع در برابر جریان جهان هستی مقاومت ایجاد میکنیم.
بنابراین از امروز قضاوت کردن و کنترل کردن دیگران را کنار بگذار.
تو مالک جهان خودت هستی. تو مرکز جهان خودت هستی. و با کاری که روی خودت انجام میدهی، میتوانی جهان شخصی خودت را بسازی.
خوشحالم که این جلسه را هم در کنار هم بودیم. اگر درباره این موضوعات سؤال یا نکتهای داشتی، حتماً در بخش پشتیبانی برای من پیام بگذار تا در کوتاهترین زمان ممکن پاسخ بدهم و بتوانی راحتتر مسیر جلسات بعدی را ادامه بده.
در ادامه می تونی صوت این جلسه رو از طریق پلیر زیر گوش بدی و تمرینات رو هم در ادامه دانلود کنی:
چکاپ
برای دانلود چکاپ جلسه ۲ کلیک کن.
ممنونم از همراهی تو با من برای بهتر کردن جهان هستی و زندگیت.
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
به جلسه دوم از دوره مهندسی زندگی از درون خوش آمدی. این جلسه خیلی مهمه…
در دوره بینظیر مهندسی زندگی از درون در خدمت شما هستم تجربیات و آموزهها و…
همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…
ذهن آدمی همیشه دلش میخواد آروم باشه و معمولاً روی حالت بقا کار میکنه. این…
توی این آموزش و راهنمای شروع کار، میخوام از انگیزه شروع کردن برات بنویسم. البته…