توی این آموزش و راهنمای شروع کار، میخوام از انگیزه شروع کردن برات بنویسم. البته هدفم اینه در مورد قدم هایی بنویسم که هم به طور مستقیم و هم به طور غیر مستقیم در خلق انگیزه شروع در تو اثر دارند. این مسیری هست که طی یک سال پیش خودم دنبالش کردم و نتایج خوبی گرفتم.
اگر در ذهن تو یکی از سوالات زیر مدام بالا میاد پس این مطلب می تونه یک قدم در جهت انگیزه و شروع کردن کارهات با یک قدم کوچک نقش داشته باشه:
خب بریم سراغ پاسخ به این سوالات.
قدم های کوچک دقیقا زمانی موضوعیت پیدا می کنه که تو، یه کار رو هر چقدر هم آسون، اصلا نمی تونی شروع کنی.
قبلا برات نوشتم که علت های خیلی از این تعلل ها می تونه چیزایی مثل:
باشن.
وقتی دچار یکی یا چند تا از این گزینه ها باشیم، معمولا موقع شروع یه کار، انگار که وزنه های ۱۰۰ کیلویی به تن و روح مون وصل کردن!
نمی تونیم اصلا تکون بخوریم!
اینجاست که وقتی پیامد شروع نکردن کار رو متوجه میشی، عذاب وجدان میگیری و گوگ رو سرچ می کنی و شادزیستی سر راهت قرار می گیره.
بیا در مورد قدم های کوچک برای موفقیت بیشتر ریز بشیم.
قدم های کوچک به عبارت خیلی ساده یعنی:
همون کارهایی که انقدر ساده و بدیهی هستن که برای انجام ندادنشون هیچ بهونه ای نمی تونی برای خودت درست کنی.
این قدم ها می تونن مستقیم یا غیر مستقیم روی کار تو نقش داشته باشن.
مثلاً اگر میخوای:
تو فقط باید یادت باشه که این قدم های کوچک قرار نیست همین الان تا ته مسیر تو رو بکشونه (که خب اغلب اینطور میشه)
ما با این کارها فقط میخوایم یه حرکت کوچک بزنیم و اصطکاکی خلق کنیم.
به عبارتی پاسخ من به تموم کسانی که با موضوع چالش شروع کردن کار بهم پیام میدن در درجه اول اینه:
شروع رو تا جایی که می تونی کوچک کن!
اهمال کاری بزرگترین گناه کبیره است! چون دین و دنیا و عقبی تو رو خراب می کنه.
ولی قرار نیست هم یک شبه از بین بره!
یادت باشه هر تغییر ماندگار از قدم های کوچک شروع میشه نه قدم های درشت و ناگهانی و هیجانی.
حالا چرا انقدر قدم های کوچک مهمند:
بچه هایی که شیمی خوندن خیلی خوب می دونن که:
همیشه در پیوندها و واکنش های شیمیایی، انرژی مورد نیاز برای شروع ماجرای واکنش، بیش از انرژی لازم برای ماندگاری واکنش بود.
این در زندگی ما هم نقش اساسی داره و موضوعیت داره.
اگر بتونی از نظر ذهنی این موضوع رو متوجه بشی، دیگه از این به بعد شروع کار رو با مراحل بعدی از نظر انرژی و توان یکسان نمی بینی.
اصلا همین الان امتحانش کن.
بعضی وقت ها حس ناتوانی یا عدم کنترل موجب میشه که نتونیم شروع خوبی داشته باشیم.
اما وقتی تو قراره فقط یک اپسیلون! یا یه قطعه کوچک از اون کار رو شروع کنی، احساس کنترل بیشتری پیدا می کنی و انگیزه شروع کردن برات بیشتر میشه.
یک باور دارم و اون هم اینکه نباید نشست تا انگیزه شروع کردن ایجاد بشه!
من سال ها عمرم رو با این باور خراب کردم.
ولی معتقدم وقتی شروع می کنی (به هر سختی باشه که البته مقداریش هم کاذبه!) انگیزه و انرژی ادامه دادن هم تولید میشه:
شروع کوچک »احساس پیشرفت »افزایش انگیزه » ادامه مسیر
دزد اعتماد به نفس تو، حس ناتوانیه!
پس وقتی یک قدم کوچک برای کارت بر میداری، احساس قدرت می کنی و این یعنی تو موفق میشی.
اگر برای کارهای سخت خودت یک سری عادت های کوچک بسازی و بهشون پایبند بشی، همین خرده کارها و عادت ها تو رو به مقصد می رسونن.
ولی به عنوان یه لایف کوچ، هرگز نمی تونم بهت بگم که یک شروع هیجانی می تونه تو رو تا ته برسونه یا نه!
اگر این سوال برات رخ داده، یعنی در تعریف اساسی موفقیت دچار مشکل شدی.
موفقیت یعنی یک سری عادت های ریز و خرده عادت ها که به مرور زمان به طور منظم انجام میشن.
موفقیت قرار نیست انجام کارهای عجیب و خارق العاده باشه.
تصور کن که میخوای زبان انگلیسی یاد بگیری.
اگر امروز سه ساعت وقت بگذاری، احتمالا تا یک هفته دیگه لای این کتاب رو باز نمی کنی.
ولی دوستی دارم که میگفت زبان اسپانیایی رو با یه اپلیکیشن خاص روزی ۱۰ دقیقه تمرین می کردم!
بعد از ۱۸ ماه دیدم که یه فیلم زبان اصلی رو دارم عالی می فهمم!
پس اگر از گوگل استفاده کردی و نوشتی:
احتمالا علت مشکل تو شروع بزرگ و هیجانی بوده.
راهش رو هم بهت گفتم.
نمیدونم پاسخ بقیه در این باره چیه ولی تجربه من اینه که هیچ نیازی نیست کاری که انجام میدی ربط مستقیم به کار داشته باشه.
به عنوان مثال در زمستون ۴۰۴ که بعد از سه سال کرختی و خمودگی من هنوز نتونسته بودم بشینم پای کارام و به هدف هام برسم، و به دنبال یه انگیزه شروع کردن عالی بودم، شروع کردم به مطالعه یک کتاب! و توی اون کتاب یک جمله دیدم که باورهام رو بهبود داد.
و یا اینکه با نخوردن چای در بعد از ظهرها و با این عادت سازی کوچک غیر مستقیم تونستم انرژی شروع بیشتری داشته باشم.
بذار برات مثال هایی بزنم تا بهتر متوجه بشی:
اگر تو مثلامیخوای درس بخونی (یا هر کار دیگه) و نمی تونی شروع کنی و انگیزه شروع کردن نداری، قدم های کوچک مستقیم و غیر مستقیم که میتونه موتورت رو روشن کنه ایناست:
اینها خودِ کار اصلی نیستند، اما شرایط لازم برای شروع را فراهم میکنند، مثل:
بنابراین اگر برات سوال شده که آیا کارهای غیر مستقیم هم می تونه روی شروع کردن کار اصلی اثر بگذاره پاسخ مثبت هست.
علتش هم اینه که شروع یک کار فقط به تصمیم ذهنی ربط ندارد؛ به «انرژی، تمرکز، حال جسمی و محیط اطراف»هم وابسته است.
بسیاری از افراد فکر میکنند مشکلشون فقط «کمبود انگیزه»است، در حالی که گاهی مشکل اصلی چیز دیگری هست:
مثل: کمبود انرژی، آشفتگی ذهنی یا شرایط نامناسب برای تمرکز.
مثلاً:
به همین دلیل است که گاهی بهترین قدم اول برای «شروع یک کار» این نیست که فوراً خودِ کار را انجام بدهی؛
بلکه این است که «زمینه انجام آن را فراهم کنید».
اینو اگر تجربه کنی متوجه میشی که اقدام های غیر مستقیم و موثر چطور می تونن زندگیت رو بسازن.
—
یکبار برای همیشه اینو باور کن که:
انگیزه هیجانی شروع کار شاید خوب باشه اما اونقدر اصالت و قدرت نداره که تا ته ماجرا همراهت باشه.
همچنین انگیزه نتیجه کاره!
کافیه یک عادت کوچک مربوط به کار رو در مقیاس خیلی کوچک و حتی کم کیفیت انجام بدی.
اون موقع مزه متفاوت انگیزه شروع کردن حاصل از شروع کار رو خواهی چشید.
اگر واقعا دیگه میخوای یه کار رو به انجام برسونی:
اول باور کن که اون صداهای ذهنت که مدام تو رو به عقب می کشونن، صرفا یه سری صدا هستن و هیچ اصالتی ندارن! (یعنی واقعی نیستن).
پس شروع کن به انجام روتین ساده زیر:
بجای اینکه بگی:
«باید کل پروژه را انجام بدهم»
بگو:
«فقط باید اولین بخش را شروع کنم.»
از خودت بپرس:
الان سادهترین کاری که میتوانم برای این هدف انجام بدهم چیه؟!
عبارتهایی مثل «بعداً»، «وقتی حوصله داشتم» یا «از فردا» معمولاً باعث تعویق بیشتر میشوند.
بهجای آن، زمان دقیق تنظیم کن:
– امروز ساعت ۶
– بعد از صبحانه
– بعد از برگشت از کار
– قبل از چک کردن گوشی
اگر میخواهید «شروع کار»آسانتر شود، باید اصطکاکهای اضافه را حذف کنید:
قرار نیست هر روز فوقالعاده باشی.
قرار است ادامه بدهی.
در مسیر «رفع اهمالکاری»، استمرار از شدت مهمتر است.
برای اینکه این روش واقعاً جواب بدهد، بهتر است این اشتباهات را هم بشناسیی:
اگر قدم اول هنوز آنقدر سخت است که باز هم شروع نمیشود، یعنی باید آن را کوچکتر کنی.
گاهی «تنظیم خواب»، «مرتب کردن محیط» یا «کم کردن حواسپرتی»از خودِ کار مهمتر است.
قدمهای کوچک اثر خود را بیشتر در «تداوم و ساختن عادت»نشان میدهند، نه لزوماً در همان روز اول.
ممکن است کسی دیگر با سرعت بیشتری شروع کند، اما چیزی که اهمیت دارد این است که «به شیوهای پایدار»شروع کنی.
یک قدم اول خوب معمولاً این ویژگیها را دارد:
اگر به خیال خودت یک قدم کوچک انتخاب کردی و بازم نمی تونی انجامش بدی، همون کار رو هم ساده تر کن.
اگر برای شروع کار، مدتهاست انگیزه نداری و نمی تونی شروع کنی مشکل تو می تونه با یک سری عادت سازی های کوچک سریع حل بشه.
یکی از مشکلات کارهایی که شروع نمیشن اینه که نقطه شروع بزرگی دارند.
تو اولین قدم ها رو ساده بردار، بقیه مسیر روشن میشه.
اهمیت قدم های کوچک اینه که:
یادت باشه که این قدم های کوچک لازم نیست حتما مستقیم مرتبط به اون کار باشه، گاهی یک تغییر کوچک در خوراک، خواب و سبک زندگی، تموم انگیزه و انرژی که تو نیاز داری رو برای شروع کار، برات فراهم می کنه.
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
در جلسه سوم دوره ارزشمند مهندسی زندگی از درون هستیم. تا الان به شما گفتم…
به جلسه دوم از دوره مهندسی زندگی از درون خوش آمدی. این جلسه خیلی مهمه…
در دوره بینظیر مهندسی زندگی از درون در خدمت شما هستم تجربیات و آموزهها و…
همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…
ذهن آدمی همیشه دلش میخواد آروم باشه و معمولاً روی حالت بقا کار میکنه. این…