خسته شدن از رابطه یه سری دلایل پنهان داره که کمتر کسی بهش توجه می کنه. به همین خاطر به خیال خودت فکر می کنی که داری زندگیت و توسعه فردی خودت رو بهبود میدی، ولی خبری از خوب شدن حال رابطه ات نیست.
یکی از چیزهایی که آدم ها رو بعد از گذشت مدتی از شروع روابط عاطفی، وحشت زده می کنه، حس هایی هست که به سراغش میاد، و با خودش میگه:
(البته باید هشدار بدم که باید برای حل تعارضات روابط عاطفی نزد مشاور حاذق بری اما من به عنوان یک لایف کوچ آنچه مربوط به توسعه فردی تو میشه رو اینجا می نویسم).
خوبه که قبل از هر گونه تصمیم در مورد مسائلی که امروز می نویسم، کمی فکر کنی.
معمولا وقتی دچار مشکل و نوسانات حالی عاطفی میشی، ممکنه توی نت سرچ کنی که:
و بعد یک سری جواب های سطحی هم ببینی مثل:
به همین راحتی
اما مساله گاهی عمیق و پنهان تر از یک سری پاسخ کلیشه ای هست.
تو یک رابطه رو شکل دادی و به هزار امید داری با عزیزت زندگی می کنی.
اما چیزی که خسته ات کرده، اون نقشی هست که به طور ثابت در طولانی مدت، اجراش کردی.
مثلا:
آدم تک بعدی بودن در یک رابطه همیشه برای خودت و طرف مقابل خسته کننده و ملال آوره.
ما معمولا اینجوری شرطی شدیم که چیزای ثابت رو دیگه نمی بینیم.
اینجاست که این نقش ثابت علاوه بر ایستایی برای تو، موجب شده که دیگه دیده نشی.
بنابراین به درستی و به قاعده با نظر یک مشاور خوب و مجرب، تغییر زاویه بده.
در رابطه بیشتر چه نقشی را بازی میکنم؟
«در رابطه من معمولاً کسی هستم که همیشه …»
اگر لازم نبود این نقش را بازی کنم، چه احساسی داشتم؟
بعد از این می تونی اولین تصمیم ها برای تغییر کیفیت رابطه رو بگیری.
در روانشناسی یه اصطلاح داریم به نام: over-connection fatigue و این یعنی خستگی ناشی از اتصال دائمی
اگر تو در رابطه به گونه ای هستی که باید:
این مود، شاید اوایل و یکی دو ماه اول رابطه جذاب باشه، ولی به مرور تو و طرف مقابل رو دچار یک خستگی عجیب می کنه.
این ها همه ناشی از اینه که نه به خودت و نه به طرف مقابل هرگز فاصله و فرصت ندادی.
یک قانون ساده امتحان کن:
روزانه حداقل ۳۰ تا ۶۰ دقیقه فضای کاملاً شخصی داشته باشید.
حتی بهترین توصیه به خانوم گل های عزیز اینه که اون تایمی که همسر محترم (عشق نامزد یا هر چی! ) درگیر شغل و کارش هست رو بگذارید مشغول باشه و شما کاری بهش نداشته باش.
معمولا در این حالت، یه دلتنگی سالم ایجاد میشه.
این هم یکی از مهم ترین باگ های رابطه است که معمولا توسط خانوم ها اجرا میشه.
داستان از این قراره که تو توی این رابطه مسئولیت عجیبی داری و اون هم اینه:
این حالت رو اگر تجربه می کنی، در واقع فرساینده ترین حالت ممکن رو داری تجربه می کنی.
ما در تمام روابط نیاز به این داریم که مراقب باشیم تا آسیبی به کسی نرسه، اما این مراقبت نباید موجب آسیب به خودمون بشه.
توی چنین شرایطی مثلا اگر طرف حالش خوب نیست و طبق شرطی شدگی به تو پناه آورده، ممکنه توی ذهنت بگی :
«مگه من نوکرشم که باید حال اعلی حضرت رو خوب کنم!»
ولی در چنین شرایطی بهترین جملات رو میتونی بکار ببری:
و امثال اینا.
تا حالا چند بار شده به این فکر کنی که برای اینکه توی رابطه مورد پذیرش واقع بشی، مجبوری چیزی یا کسی باشی که نیستی!؟
خب این همون تظاهره که معمولا آدم ها رو با خشم دچار خستگی می کنه.
خستگی هویتی یعنی:
و غیره.
تمرینات کوچینگی:
در مواردی که خودت بودن، زندگی زناشویی تو رو تهدید نمی کنه، بیان کردن یک سری از واقعیت ها می تونه کمک کنه از این خستگی هویتی بیرون بیای و ضمن اینکه تمرین می کنی خودت باشی، یه حس سبکی خاص تجربه می کنی.
مثلا:
از خودت بپرس:
در این رابطه چه بخشهایی از خودم را کمتر نشان میدهم؟
بعد در یک موقعیت کم خطر آن را بیان کن.
مثلاً:
«راستش همیشه فکر میکردم اگر این را بگویم ناراحت میشوی، اما واقعاً این احساسم است.»
هر چیز مادی و معنوی توی این دنیا باید رشد کنه.
رابطه هم از این دسته جدا نیست.
اما معمولا موندن یک رابطه در طولانی مدت در یک فاز خاص، موجب میشه که طرفین اون رابطه رو غیر قابل تحمل بدونن.
توی چنین شرایطی شاید فکر کنی یه مسافرت یا تغییر دکوراسیون یا چیزای ظاهری اینطوری می تونه همه چیز رو حل کنه.
اما شاید یکی دو ماه دوام بیاره.
حتی گاهی برخی بچه دار شدن های پیاپی رو برای ایجاد انگیزه و انرژی توی زندگیشون، در نظر می گیرن که این کلا اشتباهه!
اما اون رشدی که توی رابطه من مد نظر دارم چیزی مثل:
چه وجهه ای از این زندگی رو دوست داری و ستایش می کنی؟
و …
یک تمرین قوی هست که توسط مشاورین و زوج درمانگر ها به شدت توصیه میشه که بهش میگن:
گفتگوی بدون دفاع
توی این گفتگو، هر نفر ۱۰دقیقه زمان در اختیار داره که در مورد چیزهای خاصی صحبت کنه.
قوانینی هم این گفتگو داره.
مثلا:
معمولا وقتی دو نفر این مدلی با هم صحبت می کنن، هر دو حس شنیده شدن رو پیدا می کنن و خیلی از انرژی منفی هاشون تخلیه میشه!
وقتی این انرژی ها تخلیه میشه، دیوارهای انکار کنار میره و هر دو پذیرش بهتری نسبت به همدیگه دارن.
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
در جلسه سوم دوره ارزشمند مهندسی زندگی از درون هستیم. تا الان به شما گفتم…
به جلسه دوم از دوره مهندسی زندگی از درون خوش آمدی. این جلسه خیلی مهمه…
در دوره بینظیر مهندسی زندگی از درون در خدمت شما هستم تجربیات و آموزهها و…
همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…
ذهن آدمی همیشه دلش میخواد آروم باشه و معمولاً روی حالت بقا کار میکنه. این…