49 نشانه تنفر پسر از دختر که مستقیما به زبان نمی آورد

نشانه های تنفر پسر از دختر

72 43,308

وقتی که خوب و خوش و خرم هستید و پیگیری های مدام عشقت را می بینی، تقریبا یک لحظه هم به این فکر نمی کنی که روزی شاهد سرد شدن مرد نسبت به زن باشی، که آن مرد این عشق پر تب و تاب است و آن زن هم پرنسسی است که تو جای ان را گرفته ای! به هر حال، همیشه این موضوع وجود دارد که رابطه ها بعد از مدتی ممکن است دستخوش تغییری شوند.

تصمیم داشتم در مورد نشانه تنفر پسر از دختر بنویسم اما دیدم موضوع خیلی جامع تر از این ها ست به هر حال توی این مقاله می خواهم به حدود 50 نشانه بپردازم که اگر این نشانه ها را در رابطه ات دیدی باید رابطه را علاج کنی یا منتظر وقوع حادثه باشی اما خب گاهی این حوادث جبران نا پذیرند.

چرا این مطلب را باید تا انتها دو سه بار بخوانی؟

خب برای این موضوع دلایل زیادی دارد چرا که هم من و هم تو، خوب می دانیم که هیچ چیز بدتر از این نیست که عشق روزهای خوش و خرمی ات، به تو توجهی نکند و تو را نادیده بگیرد! درک کرده ای حتما درست است؟

برای من که خارج از رابطه شما دو نفر هستم، خیلی راحت است که میزان صداقت، و امنیت رابطه را تشخیص دهم، اما برای تو که در گیر عشق هستی تشخیص کمی زیادی سخت است و این می تواند تو را ماه ها و حتی سال ها، در رابطه ای اشتباه نگه دارد. خب برای این موضوع باید چه کرد؟

من این مطلب را نوشته ام تا تو به عنوان یک فرد که در رابطه اش دچار مشکل شده، این آموزش را بخوانی و زندگی و رابطه ات را ردیابی کنی.

دلایل دیگری هم دارم که باید این مطلب را بخوانی چرا که من روزها در مورد این مقاله تحقیق کرده ام و حالا ماحصل تحقیقاتم را توی این مطلب گذاشته ام و تو می توانی رایگان آن را بخوانی. می دانی هزینه مشاوره ی این آموزش در بازار چند است؟ نزدیک به 500 هزار تومان! و این حالا رایگان در اختیار توست. پس قدر بدان و حداقل سوالت را در انتهای مطلب بنویس.

در یکی از مقالات سایت، به موضوع نشانه های نخواستن پسر و دختر، صحبت کرده ام. این مطلب را از اینجا بخوان. در این مطلب به نشانه های مستقیمی پرداخته ام که پسر و دختر نشان می دهند که تو بفهمی که باید راهت را بگیری و بروی و بیخیال پارتنر عزیزت شوی. این جا رابطه مختومه است.

اما

دختران عزیز بیشتر از چه چیزی در رابطه ها ضربه می خورند؟

دختران بیشترین ضربه را وقتی می خورند که پسر ها زبانی ابراز علاقه می کنند اما در عمل، این را نشان نمی دهند.

دختر ها گوش محور هستند و فکر می کنند همین قدر که گفته شد دوستت دارم، همه چیز تمام است! به نظر شما درست است؟ این مطلب دقیقا برای همین است که شما بتوانید در زمانی که رابطه از کوکش در رفته، و پسر صرفا گاهی ابراز علاقه زبانی می کند، وضعیت سفید از قرمز را تشخیص دهید و فریب بازی های روانی آقا پسر نخورید! متوجه شدی حالا چرا باید چند بار این مطلب را بخوانی؟

خب برویم سراغ سوال ها و حرف ها و گفته های در گوشی مان

 

قطع رابطه جن*س*ی  نشانه عدم علاقه پسر به دختر

خانمی می گوید:

من و عشقم به هم محرم شده ایم ( خانم مطلقه بوده است نه دختر ). با هم رابطه داشته ایم ( جن سی 😐 ) اما با این که می دانم مرا دوست دارد اما دیگر مطالبه رابطه ندارد!

در پاسخ این دوست عزیز باید بگویم که، برداشت تو از دوست داشتن او اشتباه است. پسری که علاقه به زنی دارد، وقتی مجوز شرعی و عرفی دارد، دست از رابطه با وی بر نمی دارد و بلکه به آن حریص تر است تا جایی که ترس از دست دادن این زن را دارد و به دنبال ازدواج و خواستگاری رسمی خواهد بود حتی اگر زن دو فرزند هم داشته باشد! و یا حتی بزرگ تر از او باشد.

مردی که دست از رابطه حلال با شما بر می دارد احتمالا باید فهمید که در کنار شما دیگری نیز وجود دارد و به طور قطره ای رابطه و زمان گذاشتن با شما را ترک می کند. پس اگر احساس می کنی او هنوز دوستت دارد اما رابطه را قطعه کرده است پس باید به عدم علاقه اش اطمینان کنی و فندک زیر این رابطه بکشی!

 

کاهش توجه مرد نسبت به زن هم نشانه عدم علاقه است

سمیرا می گوید:

عشقم آرمان، وقتی که با من آشنا شد، به شیوه رگباری برای من اس ام اس می فرستاد، توی چت های تلگرام و واتس اپ، پیگیرم بود، روزانه چندین بار زنگ می زد اما به یک باره، شاید هم کم کم سرد شد طوری که امروز من هر چه به او تماس می گیرم جواب نمی دهد و گاهی مرا مزاحم می انگارد!

در مورد کیس مورد نظر سمیرا جان باید بگویم که، معمولا مرد هایی که می خواهند رابطه را جدی نگیرند، دست به این گونه کار ها م زنند. آن ها در حقیقت نمی خواهند با شما ادامه جدی داشته باشند، یا بهتر بگویم اگر بهتر از تو هم سر راهش بیاید با جان و دل به سمت او می رود، اما این بدین معنی نیست که بی توجهی ها صرفا به معنی این است که می خواهد کاملا قطع رابطه کند. او می خواهد پل های پشت سرش را خراب نکند

چرا؟

البته نه به این دلیل که تو زن رویایی او هستی بلکه می خواهد شما هم یک گزینه باشید شاید با شما به نوایی موقتی رسید! منظورم را میگیری که ( پول – رابطه – و غیره )

پس سمیرای عزیز و یا سایرین نباید فریب این رابطه را بخورند.

گاهی اوقات زن ها با رفتارهای به شدت وابسته گونه خود، کاری می کنند که مرد به این مرحله می رسد. فایل زیر را دانلود کنید و شرایط خود را بسنجید. اگر جزو این دسته از افراد هستید با تغییرات رفتارتان می توانید رابطه تان را بهتر کنید و حتی تا ازدواج پیش بروید.

سرد شدن مرد قسمت 5 ام

برای دریافت بخش 5 ام از این فایل آموزشی ( 11 علت سرد شدن مردان در رابطه ) به صورت رایگان ایمیلت را وارد کن

 

توقف برنامه ها و دیدار ها و با هم بودن ها ناشی از تنفر پسر از دختر است

البته نمی خواهم بگویم که این کار نشان دهنده این است که پسر از دختر تنفر شدید دارد اما علاقه نداشتن پسر نسبت به دختر نیز نوع کم درجه ای از تنفر است! غیر از این است؟ خب در این باره صبا می گوید:

من و عشقم روزهای اول خیلی با اشتیاق بودیم. قرار های مکرر، دیدارهای پیاپی، سینما،کافه و غیره . اما بعد از گذشت مدتی متوجه شدم که او، قرار ها را کنسل می کند، نه تنها قرار نمی گذارد بلکه آن ها را لغو می کند و برنامه جایگزین ندارد.

این بدین معنی است که او علاقه اش به این رابطه و تو را کم کم از دست داده است.

در چنین شرایطی یک دوری موقتی می تواند موفقیت آمیز تر باشد.

گاهی مرد ها از بودن های زیادی، و از رابطه های بسیار نزدیک و افراط در دیدارها به اینجا می رسند.

راه حل این است که به مدت خاصی از او دوری کنید، و بگذارید شرایط بهتر شود. برای دریافت این راه حل، می توانی با من در تلگرام تماس بگیری.

 

او مبهم می شود و این نشانه عدم علاقه مرد به زن است

مهرانا می گوید:

اوایل رابطه همه چیز در مورد خودش و زندگی اش و حتی جاهایی که می رفت به من می گفت، اما بعد از مدتی حتی پیدا کردنش هم برایم کار سختی بود. اما با این وجود هنوز فکر می کنم دوستم دارد و همه چیز درست می شود.

راستش را بخواهید من اینگونه فکر نمی کنم که او دوستش دارد بلکه ابهام و ایجاد کار های مبهم همه نشانه این است که مرد حتی علاقه ای ندارد که بخواهد آن را از دست دهد!

معمولا زن هایی که وقت زیادی برای کنترل کردن مرد می گذارند و مو را از ماست بیرون می کشند و یک خانم تناردیه تمام عیار است، و به همین دلیل، مرد کم کم مبهم می شود، چرا که خسته می شود از این موش و گربه بازی ها و سعی می کند با مبهم بودن هم بازی را به نفع خود تمام کند هم بازی روانی راه بیندازد.

 

طفره رفتن از صحبت کردن در مورد آینده و جدی شدن رابطه

سحر در این باره می گوید:

اسماعیل پسر خوب و مهربانی است اما نمی دانم چرا در مورد رسمی شدن رابطه مان صحبت نمی کند! انگار یادش رفته برای چه در کنار هم هستیم. علاوه بر این که قرارها را هم کنسل می کند حس می کنم دائما می خواهد زیر حرف ها را بکشد و دهن من را ببندد.

خب این جا چند مساله جدی وجود دارد.

اول این که این خانم احتمالا دارد به او اجبار می کند که به خواستگاری بیاید، با این حساب، مرد فراری می شود.

خب چطوری به مرد بگوییم از ما خواستگاری کند که در نرود!! ( برای این موضوع به من پیام بده در تلگرام تا راهنمایی ات کنم )

دلیل بعدی هم این است که تو واقعا او را جدی گرفته ای که از اول قصد ازدواج داشته در حالی که اینگونه نبوده است.

اگر در چند هفته اخیر این روال های زیر را از او دیده ای باید زیر رابطه ات فندک بگیری و تمام!

  1. در مورد خواستگاری طفره می رود یا اصلا صحبت نمی کند
  2. در مورد آینده صحبت نمی کند .
  3. در رابطه در مورد این که جدی من را بخواهد چیزی نمی گوید
  4. او به جای خواستگاری کردن کماکان با شما مثل دوست دختر رفتار می کند
  5. با سایرین مثل شما برخورد می کند.
  6. برای بیان دلیل در مورد مورد های 4 و 5، مبهم هست و توجیحات درستی ندارد.
  7. خواستگاری را هی عقب می اندازد! ( مهر نشد، آبان! – آبان نشد، فروردین! )
  8. ناگهان بهانه هایی مثل ورشکستگی می اورد!

باز هم می گویم چاره اش یک فندک است و یک دل قوی برای جدا شدن از این رابطه مزخرف!

 

وقتی دست از رفتار رمانتیک برمی دارد! یعنی فاتحه رابطه خوانده است

معصومه نیز در این باره می گوید:

عشقم طه، رفتار خوبی داشت روز اول رابطه من را به زور به فروشگاه برد و برایم یک انگشتر خرید! روز های بعد به رستوران می رفتیم و بعد سینما و خیلی هم خودش را برایم خوشگل می کرد. عطرش را کل سمنان را پر کرده بود! اوه اما حالا ریشش را با قسم و آیه می زند!

خب دختر خوبم معصومه جان این رابطه و ادامه اش، و نتیجه اش اظهر من الشمس است! یعنی چه؟

خب مردی که ابتدای رابطه انقدر شور و هیجان داشته اما حالا، واقعا حتی به سر و وضع خودش هم نمی رسد، عطر نمی زند و توی عکس ها برایش مهم نیست با چه لباسی عکس بگیرد این نشان از این دارد، که خودش را به جایی زده که دیگر قصد دیدار با شما را چندان ندارد و یا این که شما از او متنفر شوید برایش اهمیت ندارد.

مردی که به زنی علاقه دارد نهایت تلاش را دارد تا زن را تحت تاثیر قرار دهد. او وقت می گذارد، تلاش می کند، هزینه می کند، و او را می شناسد. زن هم در این رابطه رفتارهایی دارد که مرد دوست دارد. از طرفی مرد هم رفتارهایی دارد که زن دوست دارد.

بدین ترتیب اگر دیدید مرد بعد از این کارهاف رابطه اش کم رنگ شد شاید باید دوره وابسته کردن مرد را بگذرانی و مهارت های رابطه با مردان را یاد بگیری تا با ناشی گری، یا هم زاد پنداری او را از دست ندهی.

 

او بازی های روانی و غیر روانی اش را شروع می کند

این یکی از مهم ترین چیزهایی است که به کرات در موردش توسط خانم ها چیزهایی شنیده ام که تاسف بار است. در این مورد مرد

  1. زن را نادیده می گیرد
  2. رفتارهایی می کند که زن را تحریک به دعوا، گریه و کنار گرفتن از رابطه می کند
  3. به زن توهین می کند
  4. او را کوچک می شمارد
  5. ارزش او را پایین می آورد
  6. در مقابل خودش به دیگران توجه می کند
  7. او را در مقابل خودش با دیگران مقایسه می کند
  8. بی احترامی به عقاید زن می کند
  9. شروع به بهانه گرفتن می کند
  10. از اندام زن به بدی تعریف می کند
  11. مدارک و رتبه های زن را بی ارزش می انگارد
  12. پول دوست دخترهایش را به رخش می کشد
  13. بارها به او می گوید که هزاران دختر در اطراف من هستند! می توانم با ان ها رل بزنم ولی نمیزنم! / شاید هم بزنم!

و موارد دیگر.

در چنین شرایطی، ماندن در رابطه اعتماد به نفس شما را کاهش می دهد عزیت نفس تان را مخدوش می کند و فردی افسرده خواهید شد. پس سریع رابطه را ترک کنید.

البته نا گفته نماند گاهی اوقات این خود زن ها هستند که موجب می شوند مرد ها، این گونه رفتارها را با زن ها داشته باشند. این ها ناشی از بی ارزش انگاری خود زن هاست که توصیه می کنم حتما در دوره پر بهای قرص صورتی شرکت کنید تا بتوانید نسخه با ارزش خودتان را به نمایش بگذارید طوری که عشق سردشده تان دوباره گرم شود.

 

او فقط تو را دوست دخترش می بیند نه بیشتر

بارها در مشاوره ها دیده ام که دختر می گوید

روز اول قصد ازدواج داشتیم و رابطه را پیش بردیم اما بعد از مدتی با دلیل یا بی دلیل، گفته که قصد ازدواج ندارد، ولی می توانیم با هم دوست بمانیم!

مطمئن باشید پسری که فقط صرفا شما را بعد از یک تصمیم ازدواج جدی، به صورت یک دوست می انگارد، فردا روزی هم می رسد که حتی به شما مثل دوست هم نگاه نخواهد کرد. پس توجه کنید که باید همین حالا برای حفظ ارزش خود رابطه را رها کنید. پسری که دختر را صرفا به عنوان دوست بعد از یک تصمیم جدی نگه می دارد چند دلیل دارد:

  1. یا این که قصد دارد از او بهره ببرد ( هر نوع بهره مادی و غیر مادی )
  2. او نمی تواند به صورت مستقیم به دختر بگوید برو!
  3. او مطمئنا با این دختر آینده ای نخواهد داشت

پس آیا جایز نیست که زیر این رابطه فندک گرفته شود عزیز دلم؟

 

قطع شدن تماس های تلفنی نشانه تنفر پسر از دختر

وقتی که کسی کسی را دوست داشته باشد، دوست دارد در معرض دید و خبر گرفتن از هم باشند. بنابراین اگر عشق شما، به شما پاسخ نمی دهد یا این که هیچ تماسی با شما نمی گیرد این بدین معنی است که او، در این رابطه جدی نیست.

در این باره حرف زیاد تری لازم نیست زد چرا که همه چیز به وضوح قابل لمس است که مردی که از تماس گرفتن با یک دختر امتناع می ورزد! این یعنی دختر در زندگی او جایگاهی ندارد جز یک بازیچه، ابزار یا ! هر چیزی که برازنده یک پرنسس نیست.

 

آیا اسم کوچکت را صدا می زند؟

مردی که اسم کوچکت را کمتر به زبان می آورد به این معنی است که، تصمیم دارد، تو را هم به یاد نیاورد! معمولا گفته شده که اسم کوچک یک بار روانی لذت بخش دارد ( هم گفتن آن و هم شنیدن آن )

پس به مکالمات تان فکر کن ببین که آیا اسم تو را به زبان می اورد یا نه. البته این نسخه را نمی توان برای همه پیچید اما ابتدای دوری از یکدیگر شاید این مساله کوچک باشد.!

 

مردی که فقط به دنبال رابطه منشوری است! به شما علاقه ندارد

خب در میان صحبت های یکی از دوستان به نام النا چنین شنیدم که می گفت:

خانم مشاور! عشقم من را دوست دارد ها! ولی به من سر نمی زند و زنگ نمی زند اما وقتی که نیاز به رابطه منشوری دارد مهربان می شود، و مدام پیگیرم هست تا این که با هم عشق و حال کنیم و بعد هم می رود پی کارش! تا نیاز بعدی اش!

در مورد این رابطه باید بگویم که کدام عشق؟ کدام کشک؟ کدام دوست داشتن؟ مردی که تو را فقط ابزار تخت خواب ببیند، مطمئن باش که دیگر به تو ارزش نمی دهد که حتی به عنوان یک دوست با هم باشید. تو فقط یک گزینه هستی برای امیالش! و تمام. پس این فرصت را از او بگیر چرا که تو ارزشمند تر از این هستی که یک ابزار باشی.

 

به ظاهر شما اهمیت نمی دهد!؟ خب بخاطر این که بی اهمیت هستید برایش

مردی که کم کم دست از شما بر می دارد، دیگر به شما از نظر ظاهری توجه ندارد. هر چند توجه افراطی هم نوعی اختلال است اما وقتی به خودت نمی رسی، لباس زیبا نمی پوشی و در این حال برایش اهمیت ندارد، مطمئن باش که این بی اهمیتی از نظر تثبیت عشق نیست! بلکه تو برایش بی اهمیت شده ای.

اگر او در همین راستا خیلی به خودش برسد، و به تو اهمیت ندهد که زیبایی یا بی ارایشی یا لباست ژنده است! پس می توان حدس زد که این اقا واقعا تو را دیگر نمی بیند.

 

و اما چند نشانه ای که فقط به عنوان ان ها اشاره می کنم:

  1. او هیچ ابتکار عملی برای جذب و لذت بخش کردن رابطه انجام نمی دهد
  2. آنقدری که تلاش می کنی جواب نمی گیری
  3. از علاقه به دیگر زن ها می گوید ( شوخی – جدی )
  4.  هنگام صحبت کردن با شما کم می اورد و دوست دارد زود گوشی را قطع کند
  5. زبان بدنش گویای این است که از رابطه خسته است
  6. خودش را پر مشغله جلوه می دهد
  7. در صحبت کردن با شما و دیگران از نظر تن صدا تفاوتی قائل نیست.
  8. هم با شما و هم با دیگران لاس می زند! ( ببخشید کلمه ای بهتر پیدا نکردم )
  9. اگر اطراف شما مردی ببیند، غیرتی نمی شود!
  10. او می گوید برای خوشبختی ات می توانی ازدواج کنی و قید من را بزنی
  11. در مورد احساساتش هیچ نمی گوید! ( نمی گوید دوستت دارم و … )
  12. بهانه گیر می شود.
  13. دفاعیاتش از اشتباهاتش بی ادبانه است
  14. رابطه رو به زوال است.
  15. هی کات می کند و هی دوباره وصل می کند

و غیره

این چند موضوع در حقیقت نکاتی هستند که باید نسبت به آن ها توجه تان را بیشتر جلب کنید. اگر در طرف مقابل تان حداقل 3 مورد از این موارد را دیدید باید حتما در مورد رابطه تان مشاوره شوید و راه حل درست را انتخاب کنید.

امیدوارم با این مقاله که نوشتن آن چند روز طول کشیده بتوانی بهتر در مورد رابطه ات تصمیم بگیری و زندگی خوبی را برای آینده ات رقم بزنی و وقتت را پای مردان هرزه ای که آبروی عشق را برده اند هدر نکنی.

با تشکر از دوستانی که اجازه دارند من نظرات شان در این پست استفاده کنم. و با تشکر از وب سایت هایی مثل zoosk.com، anewmode.com، و  pairedlife.com و  bustle.com

 

You might also like
72 Comments
  1. Sara says

    سلام وقت به خیر.من دختری هیجده ساله هستم که یک ساله به برادر زن داداشم علاقمند شدم و چون هیچ حسی به من نداشتن الان دارم فراموششون میکنم.به خاطر عرف شهرمون من هیچ ارتباطی با ایشون نداشتم و غیر مستقیم بهش فهموندم.من از اوایل دیدنش ناخواسته در جمع دوستای نزدیکم در موردش حرف میزدم و تعریف میکردم تا حدی که اونا گفتن دوسش داری ولی من انکار کردم.نزدیک سه ماه پیش به دوستانم گفتم که اون بهم ابراز علاقه کرده در حالی که این طور نبود.حالا دچار عذاب وجدان شدید نسبت به دوستام و بیشتر اون پسر شدم که همیشه هم میبینمش.چیکار کنم؟

    1. مشاور سایت says

      سلام و وقت بخیر.
      خب شما علاوه بر عذاب وجدان یک طورایی مدیون این اقایی
      به شوخی توی جمع دوستانت این مساله رو مطرح کن و پس بگیر حرفت رو
      مثلا بگو شوخی کردم یا بگو کسی بهم گفته بود که منو دوست داره اما بعدا متوجه شدم دروغ میگه و …

    2. Ali says

      عوضیه آشغال ینی متنفرم از همچین دخترایی برو به درک لعنتی
      مطمئن باش هیچوخ توی زندگیت به هیچ جایی نمیرسی ترسوی بزدل گند زدی هیچ کاریش نمیشه کرد

  2. آیدا says

    سلام منو عشقم بعد از این که اومد خواستگاریم به صورت توافقی کات کردیم ولی هنوز یه رابطه کوچیک از راه دور داریم. میخواستم بدونم که هنوز دوستم داره یا نه؟
    رابطمون بیشتر محدود به اینستا و کامت گذاشتن برا پستا هستش که بعد از اون یه بحثی رو تو دایرکت ادامه میده..همیشه جوابمو میده و هیچ وقت بی احترامی نمیکنه..با این که تو یه شهر دیگست چندبار که اومده گفته بیا ببینمت ولی شرایطش پیش نیومد که ببینمش..از عکسایی که میزارم هم خیلی تعریف میکنه..خیلی کم پیش میاد که از کارایی که میکنه بهم اطلاع بده..ولی کلا دوستانه برخورد میکنه..البته من هم کم پیش میاد اطلاعات بهش بدم..کلا ارتباط محدوده ولی وجود داره…ولی اصلا ابراز علاقه وجود نداره برا هردو.. یه حالتی که انگار هیچ کدوم به روی خودمون درمورد گذشته نمیاریم و انگار اصلا وجود نداشته

  3. ناشناس says

    سلام وقت بخیر.من دخترخانمی هستم که به آقایی علاقمندشدم ….

    1. مشاور سایت says

      سلام وقت بخیر.
      پیام تون رو ویرایش کردیم که توی سایت قرار نگیره. لطف کنید به پشتیبانی تلگرام پیام بدین تا جواب بگیرید.

  4. yaqub says

    سلام وقتتون بخیر
    ایا مشاوره انلاین میشه داشته باشم
    اگه امکانش هست لطفا به جیمیلم مراجعه کنید و پیامک بدهید .
    ممنونم و تشکر

  5. مینا says

    سلام ببخشید من یه دختر بیست ساله هستم و یک ساله عاشق یه خواننده خارجی شدم …میدونم عشقم غیر ممکنه اما نمیتونم فراموشش کنم هر کی که میاد خواستگاریم بدون دلیل موجه رد میکنم خونوادم این موضوعو نمیدونن و ازم برای رد خواستگارام دلیل میخوان ..ناخواسته با دیدن خواستگارام یاد ایشون میفتم و میگم محاله من با کسی غیر اون ازدواج کنم و اجازه بدم لمسم کنه..هیچ کس نمیتونه جای اونو برام بگیره ..نمیدونم چیکار کنم لطفا راهکار بدید.

    1. مشاور سایت says

      سلام وقت بخیر. این مانع ذهنی شما، جز موانع فانتزی است که مانع ازدواج تون میشه. توصیه میکنم دوره جذب همسر دلخواه رو شرکت کنید، و در 10 قسمت اول که به حل موانع ازدواج می پردازیم، تمرین داشته باشید تا این مشگل حل بشه.
      برای اطلاع بیشتر و شرکت در دوره به تلگرام 09030280078 پیام بدین . تشکر

  6. رقیه says

    سلام . من یه دختر ۱۹ ساله هستم . الان دو سالی هست که کلاس کنکور میرم و متوجه رفتار های عجیب استادم شدم.(یه پسر ۲۴ ساله) وقتی صحبت میکنه به همه میگه شما ، به من میگه تو. وقتی بقیه کنار میزش باهاش صحبت میکنن می شینه ولی من که میرم جلو بلند میشه سر پا و بهم نزدیک میشه ، من مدام میرم عقب و اون هی میاد جلوتر . در حدی که نفس رو حس میکنم. وقتی بهش نگا نمی کنم متوجه میشم که داره نگام میکنه و حواسش بهم هست . بعضی وقت ها هم کامل برعکس احساس میکنم کم محلی میکنه مثلا سریع جواب سئوالم رو میده و میره . نگاهش یه جور عجیبه ، هر وقت ازش اجازه خواستم که برم بیرون حتما بهم اجازه میده در صورتی که به بقیه اجازه نمیده . ممنون میشم دلیل این حرکات رو بهم بگید
    پرسمان

    1. مشاور سایت says

      سلام خب این رفتارها ( اگر واقعا خاص شما باشد ) نمونه هایی از عکس العمل های فردی است که علاقه دارد. اما نمی توان حدس زد که مبنای این علاقه چی هست! یعنی نمیشه گفت که صد درصد در صدد ارتباط باشما، ازدواج و موارد اینچنینی است. شما در شرایط سنی و درسی حساسی هستید و بهتر هست خیالات در این باره نداشته باشید. همچنین بهتر است تا زمانی که خودشان جدی موضوعی با شما مطرح نکرده اند در این باره اقدامی نکنید! حتی پروبال دادن به فکر

    2. درسا says

      عزیزم من نمیدونم مشاورت کیه ولی مشاور کنکورا اکثرشون اینطورین محیط کارشون جوریه که خیلی به دخترا توجه میکنن نمیخوام حالا صفت بی ادبانشو بگم ولی خیلیاشونو که از دوستام شنیدم یکیشم به عینه به چشم خودم دیدم شدیدتر از اون که تو میگی همین کارارو میکرد مهمتر از همه اینه که تمرکزت رو درست باشه و توجه نکنی و تحت تاثیر قرار نگیری ضربه خوردم ازین قضیه که بت میگم

      1. مشاور سایت says

        بله من با درسا موافقم چون توی مراجعین به سایت، و کسانی که مشاوره خصوصی میخوان، بارها این موضوع رو مشاهده کردم .. متاسافانه دخترا دل می دهند، و موقع کنکور همه چیز رو خراب می کنند ( بخاطر سیاست های برخی از این مشاورین ) و این میشه که سال بعد هم یک مشتری بیشتر دارند. … در این حد ..

        1. maram hayaee says

          سلام وقت تون بخیر
          من ادرس ایمیل ام را فرستادم لطفا برایم پیام بدید نیاز به کمک تان دارم

  7. Shadi says

    سلام من ۳۰ سالمه ، با پارتنرم بعد از یک ماه تقلا کردنش و دنبالم بودن دوست شدم و ایشون از عشق زیادشون و رابطه جدی خواستن و آیندشون با من صحبت میکردن.به یک سفر گروهی رفتیم باهم ، شب موندیم و رابطه ج** ن *س 8 ی داشتیم با فشار و اصرار ایشون البته
    حالا بعد از یک ماه حرف زدنهای عاشقانش خیلی کمرنگ شده ، توی هفته دو بار شاید بیرون بریم که حتما یکیش از سمت من درخواست میشه. دیگه اصلاااا از آیندمون حرف نمی زنه.
    الان فقط آبروم رفته و دست کم یک سوم شهر می دونن ما باهم خوابیدیم…
    حالا ازین طریق چطور مجابش کنم به ازدواج؟ چون با شناختی که ازش دارم قابل مجاب شدنه ولی من بلد نیستم

  8. الناز says

    سلام خسته نباشید
    من‌مدت سه سالو نیمه با ی اقای دوستم از اول قصدمدن ازدواج بود دانشگاه باهم اشنا شدیم دوتا شهر جداگونه زندگی میکنیم بعد اینکه دانشگاهمون تموم شدخیلی دیر به دیر همدیگرو میبینیم و بهش گفته بودم که هیچ گونه رابطه جن 9 س 9 ی تا بعد ازدواج نمیتونم داشته باشم
    ایشون بهم میگه که نه خودت پیشم هستی نه اجازه میدی با کسی باشم فقط بخاطر رابطه بعد که ازدکاج گردیم مشکلاتمون تموم میشه من نمتونم الان تحمل کنم و تو محیط کارم دختر زیاده و تحمل کردن واسم خیلی سخت شده
    با یکی هم که میدونم پیتمکی فقط حرف میزنن بعد که فهمیدم گف میخواستم ببینم کیه من اگه با کسیم باشم فقط واسه رابطه هس وگرنه تورو میخوام
    من واقعا واسم خیلی سخته ادامه دادن همش میگه سرد و بی روحی مث ادمای پیر برخورد میکنی تو اینجوری هستی تو اون جوری
    بعد که بهش زنگ و اینا نمیزنم میگه مشکلت چیه میخوام بگم میگه بس کن اصلا تو راست میگی باشه هیچ وقت درک نکردی فقط خودتو درنظر میگیری
    به نظرتون من چیکار کنم تروخدا راهنماییم کنید

    1. مشاور سایت says

      سلام وقت بخیر این پیام رو به پشتیبانی تلگرام ارسال کنید.

  9. Saba says

    من دختری ۱۵ سال هستم عاشق پسری ۱۸ ساله شدم روزای اول خیلی دوستم داشت وقتی خانوادم فهمید یواشکی به هم پی ام میدادیم بعد ی روز اومد کنار در کلاس زبانم با دوستش بعد دوستش از من خوشش اومد بد الان می خواد ازم جداشه ولی من نمی خوام هی میگه ک تو هم از اون خوشت میاد من میگم ک ن من فقط تو رو دوست دارم ولی باور نمیکنه زیر پستاش ک عاشقانه هست بهش میگم ک من دوست دارم بعد بهم میگ دیگ زیر پستام زر اضافی نزن بعد هرچی بهش پی میدم جواب منو نمی ده هی بهش میگم تو منو چقدر دوست داری چیزی نمیگه الانم بخاطر دوستش می خواد باهام کات کنه خیلی سخته لطفا راهنماییم کنید دلیل جواب ندادنش چی هسته دلیل عصبانیتش چیه

  10. Mlisa says

    سلام وقت بخیر
    من دختری ۱۸ ساله ام با پسری همسن خودم یه سال دوست بودم بعد یه سال پسره بهم علاقه مند شد در حالی که من اصلن احساسی بهش نداشتم و اصلن ازش خوشم نمیومد بخاطر حرفای پسره و خواهشاش که میگف من واقعن دوست دارم و تنهایی خودم باهاش وارد رابطه شدم اون اولا رابطمون خیلی خوب پیش میرف من کم کم بهش علاقه مند شدم همه چی خیلی بود تا موقعه ای ی بحثی پیش میومد کات میکرد و میرفت اما به ی ساعت نمیکشید که بازم زنگ میزد یا پیعم میداد اما الان بعد چند ماه رابطمون خیلی بعد شده من هر چقد بهش نزدیک میشم اون دور تر میشه میخاد باهم باشیم اما میگه من اخلاقم تغییر کرده اگه میتونی تحملم کنی اینجوری ادامه بدیم هر بار هم که باهاش حرف میزنیم خودش میگه دگ بیخیال هم بشیم اما بازم میاد میگه من میخام ادامه بدم اما تقصیره توعه نمیتونیم باهم بسازیم من هر بحث یا مشکلی که پیش میاد خیلی کشش میدم و اون اصلن از این خوشش نمیاد خسته شده از این چیزا نمیدونم چیکار کنم میشه راهنماییم کنید

    1. پردیس says

      دقیقا سر من هم یه همچین بلایی اومده یه پسره بزور خودشو انداخت بهم انقد قربون صدقم رفت و به اصطلاح خرم کرد و مخمو زد چون قیافشم غلط انداز بود و پسر خوبی میزد مامانمم تاییدش کرد که من کم کم بش علافه مند شدم البته کلا ۳ هفته بیشتردوس نبودیم و ۶ بار بیشتر بیرون نرفتیم مدام میگف میخام بهت کمک کنم بچه مثبتم میزد بعدش یهو همچی ۱۸۰ درجه برگشت و گف هنوز عاشق دوس دختر قبلیشه منم براش کادو ولن خریده بودم انقد به خودم لعنت فرستادم و از خودم بدم اومد از جداییمون ناراحت نشدم از سادگی و زودباوری خودم ناراحت شدم گرچه همیشه سعی میکردم تو دام چرب زبونی پسرا نیوفتم خلاصه که ر*ی*د به ما و رفت

      1. مشاور سایت says

        پردیس جان ناراحت شدن از سادگی و دل پاکی خودتون کاری رو پیش نمی بره. شما اگر یک سری کارها رو برای بهترین پسر هم کنید بی سیاستی است و موجب پس زده شدن و طرد شدن شما میشه و این هست که متاسفانه جامعه مون رو خراب کرده.

  11. Nfs says

    سلام من یکی از همکارام زن وبچه داره چند وقته احساس میکنم رفتارش عوض شده [دوست صمیمی پدرم هم هست] دوشب پیش منورسوند خونه تو راه بزور بوسم کرد بدون هیچ حرفی منم خیلی دلخور و ناراحت شدم از دستش ولی دلم یه جوریه نمیدونم باید چیکارکنم وقتی توچشمام زل میزنه حواسم پرت میشه کلا خیلی میترسم ک نزدیک تر شه چیکارکنم؟؟

  12. cullen says

    Two month ago i saw a boy , he was a little lovely and kind.
    I loved him but now i do not have any feel about him .
    What is the mining of this ????

    1. مشاور سایت says

      hi cullen!
      mining or meaning?
      Anyway
      this is Chemical changes in the brain that should not be taken seriously
      🙂

  13. عجب وضعیه says

    سلام. من تا اواخر پارسال از پسری خوشم میومد. دوست نداشتم مدت طولانی وقت و انرژیم رو برای یک علاقه یکطرفه و بی ثمر بذارم برای همین بهش گفتم چه حسی دارم و حقیقتا نه خوب و نه بد هیچی نگفت.ناگفته نماند یه سری گاف هم پیشش دادم و حرکاتی کردم که با یادآوریشون تعجب میکنم که اصلا چطور همچین حرکات چیپی از من سر زد؟ بعد اون اتفاق هم در حد چند جمله ای باهم صحبت میکردیم که بعد از حدود دو ماه آنفالوم کرد و واقعا این حرکت خیلی به من برخورد. الانم قراره از اول هفته جایی کار کنم که اونم هست و در واقع قراره همکار بشیم. اونم تو یه بخش و میزهامون هم به هم چسبیدن!حالا سوالم اینه که من چطوری باید باهاش برخورد کنم ؟چون هرچی یاد کاری که کرد میفتم و رفتار های سبک خودم یادم میاد واقعا دلم میخواد از خجالت بمیرم. لطفا جواب بدید

    1. مشاور سایت says

      سلام دوست عزیز. رفتاری در شان یک دختر عاقل و بالغ داشته باشید. توجه تون فقط به کار باشه و صحبت ها و رفتارهایی نداشته باشید که سیگنال های غیر کاری ارسال کنه.

      1. عجب وضعیه says

        بعد همینجوری میپرسم،احتمال اینکه در آینده ازم خوشش بیاد صفره؟

  14. Hananeh says

    سلام دختر ۲۳ ساله هستم
    از بچگیم کسیو دوست داشتم ،فامیلمونه
    رویایی نبود
    واقعا پسر خوبی بود و هست،
    اما الان با کسی وارد رابطه هست که قصدش جدیه باهاش ،
    همش باخودم میگم باید بهش میگفتم ، یه دوره ای (الان ک فکر میکنم )میبینم دوستم داشته اونم ولی هیچی نگفته، چرا نگفته؟
    یه حس زودگذر نوجوونی داشته بهم؟ الان برم باهاش حرف بزنم؟ نه ک فایده ای داشته باشه ،فقط بدونه..حالم اصلا خوب نیست باید چکار کنم

    1. مشاور سایت says

      سلام. صحبت کردن در این باره با ایشون رو توصیه نمی کنم.
      شما تلاش کنید با جذب فرد بهتری در زندگی تون، یک زندگی جدید رو شروع کنید
      البته فقط با هدف ازدواج و نه غیره.
      دوره جذب همسردلخواه در این باره خیلی کمک تون میکنه تا هم اروم باشید هم جذب بهتری داشته باشید چیزی شبیه آرزوهاتون و رویاهاتون.

  15. مریم says

    سلام . ممنون از سایت خوبتون. من از ۱۹ سالگی پسر پسر دایی مادرم را دوست داشت داشتم ووقتی او مرا می دید سرخ می شد و دست و پایش را گم می کرد. (دوسال ازمن بزرگتر هست)از نظر قیافه یکم بالاتر از من. همیشه برایم سوال بود. که چرا چیزی نمی گوید. و ابراز علاقه نمی کند و لی حس می کردم توجه دارد . تا اینکه یکی از دوستانم اورا امتحان کرد و با هم دوست شدندالان دیگر بعد از یک سال باهم دیگر در ارتباط نیستند ولی فهمیده بود پسر پیدایی که او دوست من است. الان دوباره او را می بینم بعد از ۲ سال …ولی باز تعجب می کند یا حس معذب بودن دارد.(برداشت من است)من خودم خیلی اذیتم و هنوز حس می کنم دوستش دارم. بنظرتون چکار کنم؟بنظرتون اونم حسی دارد؟

  16. سارینا says

    سلام من یه دختر 20 سالم که حدود ۴ ساله با یه پسر ۳۰ ساله چت میکنم و دوستیم ولی نه دوست دختر پسر یعنی رابطمون دوستانس نه عاشقانه در کل شاید دوبار هم محل کارش بخاطر مسائل کاری دیدمش آشناییمون از همونجا بود طی این مدت هم گاها قهر و آشتی کردیم و حتی چند دفعه که گوشیم دستم نبوده طولانی مدت کلا ارتباطمون قطع شده براش درد و دل میکردم به حرفام گوش میداد همو خوشحال میکردیم و گاها خیلی خفیف هم میلاسیدیم ولی نه بیشتر ازون یعنی نمیدونم اون میخواست یا نه ولی من اجازه نمیدادم و حد ومرز میذاشتم اونم آدم مغروریه و همیشه بهم احترام میذاشت و انگار براش باارزش بودم و پیگیرم بود و هم صحبتیمو دوست داشت من هم شاید لحظه ای بهش احساس پیدا میکردم ولی گذرا بود و سعی میکردم نم پس ندم ولی جدیدا انگار براش کسل کننده شدم مدام گیر میده که ازین کارت خوشم نیومد بهم احترام نمیذاره من باید سر صحبتو همش باز کنم با اینکه همیشه میگف تو یکی از آدمای خاص زندگیمی بهونه میاره که جواب منو نده حس نمیکنم مقصر باشم ولی یجوری به این دوستی عادت کردم باهاش خیلی راحت بودم انتظاریم ازش نداشتم و اینکه جدیدا رو شاید بهش دادم و یه گند دیگم که زدم این بود که خوشم نمیومد تلفنی بحرفیم ولی اون اصرار کرد بعد که تلفنی حرف زدیم خیلی از گذشتم رازامو بش گفتم و الان پشیمونم اونم یا خودش میخواد یا اینجوری فکر کرد که من میخوام رابطمون فراتر ازین حد بشه یعنی میشه درست بشه یا نه؟ نظر شما چیه؟ من سعی کردم یه مدت فاصله بندازم ولی اون برعکس همیشه به شست پاشم نیس انگار نمیدونم چیکار کنم لطفا راهنمایی کنین ممنون از سایت خوبتون

    1. مشاور سایت says

      سلام سارینای عزیز. مشکلات تون قابل فهم و درکه و برای بسیاری از دخترخانم ها هست. راه حلی که می تونه بهتون کمک کنه که جلوی اشتباهات بیشتر رو بگیرید این هست که از پک قرص صورتی استفاده کنید.

  17. نازنین says

    سلام من همیشه میترسم که وارد رابطه بشم یا اینکه حتی در آینده ازدواج کنم حس میکنم خواه ناخواه زندگیم بد میشه یه دلیلش شاید شناختیه که از مردای دور و برم که دیدم پیدا کردم حس میکنم عشق و عاشقی پوچه و همه مردا در نهایت یه سرشت دارن و مهمتر از همه حس میکنم داشتن یه رابطه خوب بلند مدت یه هنر خاصی میخواد یه سیاست زنانه ای که من ندارم شاید ژنتیکیه چون مامانم با وجود گذشت های زیادی که تو رابطش کرد بابام بازم اذیتش کرد و یه زندگی خوبو بهمون حروم کرد ولی دختر خالم با اینکه شوهرش اوایل یکم ناسازگار بود ولی دخترخالم در نهایت بدون کوتاه اومدن شوهرشو به راه راست هدایت کرد اتفاقن مامانشم(خالم) هم بلده چطور شوهرشو پررو نکنه و شوهرخالم حسابی مطیع خالمه

    1. نازنین says

      سوالم اینه که شما راهی بلدین که مرد همیشه جذب زنش باشه؟ خواهشا جواب بدین

    2. مشاور سایت says

      نازنین عزیز. احتمالا شما خودت هم تو زندگی یک سری مسائلی داشتی که به این باور رسیدی و حس می کنی لایق یک زندگی خوب نیستی. به هر خال، با تجربه کرفتن از دختر حاله و خاله عزیزتون و البته شناخت نقاط ضعف مادرتون و یاد گرفتن سیاست های ارتباطی ( پک قرص صورتی ) می تونی ان شالله یک ازدواج عالی داشته باشی. فقط توجه کن با این وضع و حالت وارد هیج رابطه ای نشو چون آسیب پذیر هستی و اگر پسری بد ذاات این نقطه ضعف تو رو بدونه خیلی راخت بدترین سو استفاده ها رو از تو می کنه.

  18. طلا قزوینی زاده says

    سلام من دختری هستم که 2 سال با ی پسری دوست بودم از شما چه پنهان عمل نزدیکی هم داشتیم ولی بعد از گذشت ی مدت اون پسر سرد شد و رفتمن موندم و اون همه خاطره.

  19. گلی says

    سلام ممنون که وقت میذارید میخونید خانم مشاور مدتی بود که من توی یه آموزشگاه کلاس زبان میرفتم. بعد دیگه دوره م تموم شد و نرفتم. استاد زبانم که آقای جوونی بود کم کم توی واتساپ و تلگرام به صورت غیر مستقیم شروع به ابراز علاقه کرد. سنشم چن سال از من بیشتر بود. اوایل فقط گفتگومون در حد پرسش و پاسخ در مورد زبان بود ولی به مرور ایشون آهنگ و متن و شعر عاشقانه فرستاد و یه بار هم حرف عشق رو پیش کشید ولی غیر مستقیم. منم اصلاً به خودم نمی گرفتم چون همش یه گوشه ای از ذهنم به این فک میکردم که خب این آقا که مستقیم تاحالا نگفته دوستت دارم. هر چی بوده غیر مستقیم بوده. بعد اینکه خودمم شخصیتم جوریه که زود صمیمی نمیشم و راحت نمیشه که کسی بهم مستقیم ابراز علاقه کنه. چون یه مقدار جدی و رسمی برخورد میکنم. دوبار هم گفت به من سر بزن اگه وقت داشتی تا تو آموزشگاه ببینیم همو. منم دوسش داشتم و دارم ولی یه سری چیزاش اذیتم میکرد. مثلا اینکه دوست اجتماعی خیلی داشت! و یا اینکه با بقیه هم بگو بخند و اینا داشت. پستهای برهنه ی یه سری دخترا رو لایک میکرد. اینا منو خییییییلی اذیت میکرد من واقعا مثه بقیه هیچوقت هیچوقت باهاش بگو بخند نداشتم یا راحت و خودمونی نبودم و همیشه محترمانه رفتار میکردم. دیگه دیدم بلاتکلیفم واقعا حس کردم همه چی داره تکراری میشه. منم همه ی حسابای کاربریم رو دیلیت کردم که از همه جا باهاش قطع رابطه کنم. الآن که چن روز گذشته یه کم احساس ناراحتی و تنهایی میکنم ولی به خودم میگم اون که شماره ی تو رو داره اگه واقعا ابراز علاقه هاش جدی بوده باشه ازت یه خبری میگیره حتی با اس ام اس‌! البته این اواخریا دیگه منم رفتارمو یه کم نرم تر کردم ولی کماکان با احترام حرف زدم نه شل و ول. خانم مشاور کارم اشتباهه که منتظرم پیام بده و خبر بگیره ازم؟ آخه همیشه این کارو میکرد. الآن هنوز یه هفته نشده که قطع ارتباط کردم باهاش. اون ابراز علاقه هاش جدی بوده؟

    1. مشاور سایت says

      سلام دوست عزیزم.
      توجه شما و قابلیت تشخیص و البته بررسی تون خوب بوده
      کارتون درسته چون اگر ایشون واقعا بخوات و قصد ازدواج داشته باشه اقدام درست و رسمی می کنن.
      شما منتظرش نباشید تا اوقات تون تلخ نگذره بلکه به فعالیت های روزانه خودتون بپردازید و شاد و سرحال باشید
      اینطوری اسیبی به شما نمی رسه

      1. گلی says

        ممنون از راهنماییتون خیلی منتظر جوابتون بودم. چن روز پیش که یکی از حسابهای کاربریمو نصب کردم فورا بهم پیام داد و گفت چرا رفتی و ابراز دلتنگی کرد و یه جمله ی عاشقانه هم گفت. گفت فکر میکردم بلاکم کردی. هنوزم غیر مستقیم ابراز علاقه میکنه من دیگه واقعا خسته شدم از این وضعیت. نمیدونم باید چیکار کنم نمیدونم چرا حرفشو رک نمیزنه. چجوری بهش بفهمونم تکلیفتو مشخص کن؟ شخصیتم و برخوردم باهاش از اول جوری نبوده که بتونم مستقیم بهش بگم چی میخوای دقیقا ولی قبلا یه بار گفت من لایق تو نیستم تو خیلی متفاوتی. من خیلی دوسش دارم ولی خسته شدم راهنماییم کنین لطفا

        1. مشاور سایت says

          خواهش میکنم اگر امکان داره لطف کنید بیایید تلگرام تا راهنمایی کنم کامل
          روش ارتباط با شادزیستی
          تلگرام: اینجا کلیک کنید

          1. گلی says

            چشم. سوالمو پرسیدم توی تلگرام
            ممنون از شما

  20. Mohi says

    لطفا شماره بدید باهم درارتباط باشیم

    1. مشاور سایت says

      روش ارتباط با شادزیستی
      تلگرام: اینجا کلیک کنید

  21. n says

    سلام. من چند سال پیش عاشق پسر همسایمون شدم بعد که توی فضای مجازی پیداش کردم بهش پیام دادم اولش اسممو بهش نگفتم ولی بعد که فهمید منم ونم ادعای عاشقی کرد من چند ماهی باهاش بودم همش قسم میهورد که دوسم دارره من بعضی جاها احساس میکردم داره دروغ میگی وبا کس دیگه ایم هست برای همین باهاش کات کردم الان بعد گذشت چند ماه به دوستام پیام میده و میخواد که دوباره باهام حرف بزنه

  22. n says

    بنظر شما چیکار کنم من الان 17 سالمه.و راجب اون پسر بگم که دستشو رو قران میزاشت میگفت دوسم داره به جون مادرش قسم میخورد من خیلی دوسش دارم اما موقعی که باهاش بودم دروغایی میگفت که باورش سخت بود الانم به دوستام پی میده و میخواد بدونه هنوز عاشقشم یا نه2

    1. مشاور سایت says

      سلام دوست عزیزم
      اگر هدف شما برای این رابطه ازدواج است ( باید ببینید که ایشون شاغل هست و سنش به ازدواج رسیده یا نه. اگر تا 6 ماه دیگه توان ازدواج با شما داره حرف دیگری است ) اما اگر ایشون زیر 30 سال هست و شاغل هم نیست، هیچ فایده ای ارتباط شما نداره. پس خودتون رو به دردسر نیندازید. دوست داشتن به صرف دوست بودن فایده ای نداره. باید هدفمند فکر کنید. پس کلا جواب ندید و دست از این رابطه بردارید و به فکر موفقیت تحصیلی تون باشین عزیزم.

  23. رعنا99 says

    ببخشید من 17 سالمه وتو مدرسه مون دو تا داداشه دو قلو که دندانپزشکی قبول شده بودند میومدن مشاوره و با من خیلی متفاوت رفتار میکردن وچون اونجا غیر انتفاعی هستش من اونجا می موندم ودرس میخوندم واون چند باری شانسی منو کلا با مو های باز و… می دید وخیلی هنگ میکرد وکلا با من متفاوت بود سر یه امتحانی تو مدرسمون دو تیرگی به وجود اومد واون طرف مخالفه منو گرفت وبهم بی محلی کرد رفتم اینیستا فالوش کردم قبول نکرد وبعد رفتم دایرکت اولا جوابهای خیلی کوتاه وبعد جواب نداد که هیچ بلاکم کرد ومن الان اینو نمی دونم که اون رفتار اولش والان اینجوری چی کار کنم ووقتی میبینمش چجور رفتار کنم؟بیمحلی کنم؟مشکل اینجاست که همه میدونم حتی مدیرمون میدونه که من دوستش دارم و حتی بعضیا تلاش میکردن رابطه منو اون بهم بزنن الان به اونا چی بگم ؟

    1. مشاور سایت says

      رعنای عزیزم
      برای موفقیت در زندگی ات الان فقط موقع درس خوندنه.
      مقهور بازی های روانی همکلاسی ها و بچه ها نشو که می خواهند با این کارها، تو رو از موفقیت دور کنند
      ضمن این که توی این دوره زمونه میشه گفت هیچ مردی به دختر 17 ساله در شان یک همسر نگاه نمی کنه.
      نگو که علاقه به ازدواج باش نداری!! چرا که همه خانم ها از رابطه ازدواج می خواهند ولاغیر
      پس شما فقط درس بخون
      بهش پیام و فالو وزنگ نزن تا ارزشت حفظ شه
      و بعد با موفقیتت تو مدرسه و کنکور خودت رو هر روز بالاتر و بالاتر ببر.
      و از خجالتشون درآ 🙂

  24. fatemeh says

    سلام من ۷ ماه که با یک پسر در رابطه هستم الان ازم عکسایه بحرنه میخواد میگه اگه واقعا دوستم داری از اعتقاداتت بگذر و بفرست وگرنه که شرمندم نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید لطفا

  25. fatemeh says

    سلام من ۷ ماهه ک با یک پسر در ارتباطم الان ازم عکسایه برحنه میخواد مقاومت که میکنم میگه فقط لفظ دوس داشتنو میای ادم واسه عشقش همه کار میکنه بهم ۱ هفته وقت داده که فکرامو کنم عکس بفرستم اوکی شیم یا خدافظی کنیم نمیدونم چیکار کنم کمکم کنید لطفا

    1. مشاور سایت says

      سلام فاطمه ی عزیزم
      به طور خلاصه باید بگم که
      عکس نفرستید و خداحافظی کنید.
      اگر علت جامع تر می خواهی به پشتیبانی تلگرام پیام بدین.

  26. fatemeh says

    ممنون
    هرکاری کردنم نتونستم وارد تلگرامتون شم راهنمایی کنید لطفا

    1. مشاور سایت says

      آی گپ چطور؟

  27. shim says

    سلام وقتتون بخیر.دختری هستم 25ساله که از حدود 9سال پیش عاشق پسری شدم تا دو سه سال اول قصد ازدواج نداشتن من هم چون عاشق ایشون بودم نارضایتی نشون ندادم.تا اینکه بعد سه چهار سال باخواهرشون قرار گذاشتیم منو ببینن کم کم خواستن منو به خونواده معرفی کنن دو سال پیش هم مادر و خواهرانشون اول تنها اومدن که با مادرم صحبت کنن بعد یه هفته فامیلشون فوت کرد و همه چی عقب افتاد.شش ماه بعد زمستان دوسال قبل مادربزرگشون فوت کردن باز هم عقب افتاد قبلش هم پدرشون به سرطان دچارشدن و حال خوبی نداشتن مادربزگ خودم هم همینطورشدند. و هر دو در فاصله ی یک ماه هم مادربزگ خودم هم پدر ایشون متاسفانه تابستان پارسال فوت شدن در این فاصله که بخاطر این مسائل تا چند وقت پیش کلا عقب افتاده بود که بعد از عید به ایشون گفتم ولی بازهم نخواستند گفتند سال پدرم درنیامده خلاصه این دوسال آخر در فاصله چندماهه چندعزیزاز دست دادیم هر دوطرف و واقعا برایم سخت شد که یه ماه پیش تصمیم جدی به جدایی گرفتم خیلی نیاز به راهنمایی داشتم اگر امکانش هست کمکم کنید که چه کاری بهتره. با عرض پوزش این 9ساله رابطه هم داشتیم ولی کامل نبوده)

  28. Ailin_pkk says

    سلام خسته نباشید.
    من یه دختر18ساله هستم. سال پیش ییش اقایی رو که22سالشون هست توی اینستادیدم ایشون دانشجوی دبیری هستن وظاهر بسیارجذابی دارن وینی آدم معقولی هستن. ایشون چندباری به استوری های من جواب دادن و بااینکه من ازشون خوشم میادخیلی معمولی و دوستانه جوابشونو دادم و سربحث رو باز نکردم و اون اوایل یکبار به استوریم جواب داد و همونطور که دوستانه من جوابشو دادم در ادامه سنم رو پرسید و بحث تمام شد و بذای من ارزوی موفقیت کرد.
    من تمام اون یکسال به ایشون علاقه مندبودم ولی حتی فکراینکه بخوام بهشون بگم به ذهنم خطورنکرد.من چندباری ازیشون درمورد سوالای درسی پرسیدم و خیلی دوستانه جوابمو دادن.من از لحاظ درسی خیلی درسخون هستم و نمرات بالایی دارم و هیچ مشکلی ندارم به جز این سال اخر که یکم کاهلی میکنم و عاشق شدنم هم بی ربط نیست به این موصوع. ایشون فرد اجتماعی ای هستن و تعداد فالوورنسبتا بالایی دارن و کلی هم دوست و فامیل اشنا دارن طوری که میشه با خوندن کامنتای زیرپستاشون که از دوستاشونه یه سری اطلاعات ازشخصیتشون بدست اورد. یکی ازین فالورای مشترکمون که ازفامیلای این اقا بودن مدتی به استوری های من جواب میدادن و یهوبحث عشقوعاشقی شدو منم خواسته یاناخوداگاه به ایشون گفتم این اقا رو دوس دارم.یه مدتی گذشت و توی این مدت این فامیلشون به من جرعت میداد وهی میگفت نذارعلاقت تو دلت بمونه حرفتوبزن بهش و میگفتن این اقایی که دوسش داری ادم خوبی هستن وخلاصه ایشون به من پیشنهادداد که واسطه رابطه مابشه و شد. من بهشون گفتم اول بپرسیدباکسی هست یا نه بعد موصوع منو مطرح کنید….خلاصه بامن رابطه گرفت و از احساس من استقبال کردن ومیگفتن چون شاگردم بودی چشمی بهت نداشتم ولی خب بی تدجه نبودم بهت. ایشون ادم مغروری هستن که یکم توی ابراز احساساتشون مشکل دارن وخودشون اینوگفته بودن. یه مدت گذشت و ایشونم به من ابراز علاقه میرقت قربون صدقه عکسام میرفت و درمورداینده حرف میزدیم درمورداینده ی شغلی من و خودشون شوخی میکردیم و همه چیز خوب بود بماند که گاهی هم بحثمون میشد. اولین بار که بحثمون شد خودش دلمو به دست اورد ولی دفعات بعدی اصلااا دیگه طرفم نیومد و تا چند روز پیام نمیدادتاخودم میرفتم باهاش حرف میزدم. بااینکه تقصیرات پنجاه پنجاه بود.
    من تو این مدت دوماه که باهم بودیم خیلی بهش ابراز علاقه میکردم و بهش میگفتم چقدر وابستشم و چقدر دوسش دارم و هیچ غروری نشون ندادم.
    کم کم کمتر میگفت دوست دارم و اخرین قهرمون تا7روز طول کشید(من از کم توجهی ایشون اعتراض کردم) واگه من جلو نمیفرفتم اونم نمیومد جلو. ازش پرسیدم چرا بی دلیل قهر کردی اول بهم گفت بخدا دوست دارم ولی من یه سری مشکلات خانوادگی دارم(پدرشون سالهاپیش ترکشون کرده و بار خانواده بر دوش ایشونه) و درگیرم و به علاوه اینکه ایشون نگراندرس منه و باید بیشترتلاش کنم و همه اینا باعث میشه که من فکرکنم که به من بی توجهه.
    من کلی نازشو کشیدم گفتم مشکلاتت هرچی باشه حلشون میکنیم و مهم نیست و نگزان درس من هم نباش و ظاهرا اشتی کردیم! چند روزی گذشت و هنوز صمیمی نبود و یهو متوجه شدم ایشون تز دعوای قبلی یکبارم دیگه بهم نگفته دوست دارم!!
    و باز بهم چند روزی پیام نداد و بهش گفتم چرا ابنجوری میکنی دلیل این کارات چیه اینبار که من چیزی نگفتم؟گفت که من دوست دارم ولی بهتره بیخیال من بشی انقد بهش پیله شدم که و درنهایت بهم گفت من توی بچگیم محبت ندیدم و پر از مشکلات روحی هستم و بار خانودامو سالها به دوش کشیدم و حالا منو پس زدن و بهتره تنهاباشم.
    منم باهاش خداحافظی کردم چون حس کردم دیگه خواهش و دلجویی بی فایدس😔
    کل رابطمون دوماه بود و الان 10روز میگذره که دیگه جداشدیم و هنوز امیددارم که برگرده چون به شدت عاشقشم😔❤️
    روزای سختی رو دارم میگذرونم شما نظرتون درباره رفتارا یا اشتباهات من و کل این رابطه چیه؟ لطفت راهنماییم کنید❤️

  29. Bahar says

    سلام وقتتون بخیر
    من یه دختر ۲۰ ساله و دانشجو هستم که تو دانشگاه با یه اقایی اشنا شدم که ۲۶ سالشون بود مرد بسیار بسیار حساسی بودن روابط متعدد خیلییی زیادی داشتن و مدت هر رابطشون بیشتر از ۲ هفته یا ۳ هفته نبوده وقتی اومدن با من تمام ارتباطاتشونو بدون اینکه من بخوام قطع کردن و هیچ کدوم از کارای سابقشونو دیگه انجام ندادن ولی در این بین از منم خواستن که تمام ارتباطاتمو قطع کنم که با فامیل چه با دوستان اجتماعی از جنس مخالف و شمارشمو عوض کنم منم کردم سبک لباس پوشیدنمو گفتن عوض کنم منم عوض کردم مجازی دیگه نداشتم و عکسی از من هیچ جایی نباید وجود داشت،با اینحال هر ۲ هفته با من سر چیزای الکی دعوا میکردن و منم فقط التماس میکردم که نرن هربار من برشون میگردوندم،این سری که تموم کردیم واتساپ ساختم و گفته بودن پروفایل نباید داشته باشی پروفایل گذاشتم استوری هم گذاشتم که بهشون بفهمونم دیگه من برام تمومه و دیگه من کسی نخواهم بود که برمیگرده رابطمون ازدواجی بود و حتی با مامانم هم صحبت کرده بودن،ولی به مرور حساسیتشون خیلیییی خیلییی بیشتر شد و الکی شک میکردن که بهشون خیانت میکنم و یه بار من با پسر خالم که ۱۷ سال ازم بزرگتر و متاهلن و من بهشون میگم دایی همصحبت شدم و بهم گفتن دیگه نمیبخشمت و این حرفا،منم گفتم بهم فرصت بده که ثابت کنم چیزی نبوده و ایشون دایی منن،قبول کردن ولی به مرور باز سر خواستگار داشتن من بهونه میگرفتن،الان یه ماهه جدا شدیم،بدم جدا شدیم،من مطمعنم خیلیییی بیش از حد منو دوس دارن ولی میترسن،از ازدواج از تغییر و هرچیزی که مربوط به منه و همش فک میکنه من بهش خیانت میکنم درحالی که هرگز اینکارو تو مدت ۵ ماه رابطمون نکردم،یکی از حرفایی که بهم زدن این بود که تو داری منو عوض میکنی و این منو عصبی میکنه،من خیلییی بیش از حد دوسشون دارم و میدونم اگه ایشون نباشن هم با کس دیگه ای چه برا دوستی چه برا ازدواج نخواهم رفت،ولی دور و بریام میگن ایشون علائم بیماری شکاکی و پارانویا دارن مخصوصا اینکه اینهمه تنوع و رابطه تو زندگیشون داشتن،فقط میخوام بدونم احتمال برگشتنشون هست؟؟مخصوصا الان و تو دوران قرنطینه که دیگه دانشگاه نیست و ایشون ترم اخر بودن و ۲۵۰۰ کیلومتر از هم دوریم

  30. S says

    سلام
    من قبلا یه ازدواج نا موفق داشتم. یعنی تو مرحله عقد،طلاق گرفتم.
    ولی درکل یه پسر از اقواممون رو دوسدارم یعنی عاشقشم. تا جایی که تو اولین دیدارمون که من ازش خواستم که بیاد ببینمش.البته یه کار پیش اومده بود
    بعد روز بعد من بهش پیام دادم و احساسمو بهش گفتم. اون چیزی نگفت و فقط منو بلاک کردم.

    تا چند هفته بعد یه ماموریت تو شهر ما براش پیش اومده بود.به من پیام داد
    و منم جوابشو ندادم. ولی چن بار دیگه پیام داد. منم جوابشو دادم. و گفت ک بیا ببینمت منم رفتم.
    رابطمتمون تو همین حد بود. ولی من خیلی بهش علاقه دارم. یعنی میمیرم بدون اون.
    الانم فقط تو واتساپ استوری منو چک میکنه … در همین حد😢

    1. مشاور سایت says

      سلام عزیزم، لطفا شما نیز هم به تلگرام پشتیبانی پیام بدین و این پیام تون رو کامل بنویسید . با تشکر

  31. Zohre says

    سلام ۱۷سالم بود با ی پسر آشنا شدم اولا زیاد ازش خوشم نمیومد بعد عاشقش شدم او ب من میگ ۱۸سالشه حتی برای دوستمم عکس شناسنامشو فرستاده بود در صورتی ک رفیقاش میگفتن ن این ۱۶سالشه من این طرف خیلی اوکی بودیم البته خیلی کات میکردیم اوکی میشیدیم بنظرتون این دفعه برمیگرده؟
    این دفعه ک کات کردیم دوستام گفتن رل بزن منم حرفشونو گوش دادم النم خیلی پشیمونم حتی تو گروه ک داشتیم طرفمو آوردم تو گروه اون کسی ک دوسش دارم گاهی اوقات سر چیزایع الکی پی ام میداد چن هفته پیش بهش پی ام دادم جوابمو داد بعد گف شرمنده نمیتونم زیاد چت کنم میشه بی زحمت جوابمو بدین

    1. مشاور سایت says

      سلام تلگرام پیام بدین با همین تکست، تا من براتون فایل مشاوره مخصوص 17 ساله ها رو بفرستم.

  32. nas2266 says

    سلام وقت بخیردختری هستم 26 ساله بایه آقایی آشناشدم که دوسال ازخودم بزرگترهستن ایشون روانشناس هستن خواستم اگرمیشه راجب مزایاومعایب این شغل برام یک نفرتوضیحی بده من وایشون حدودیکسالی میشه که همدیگه رودوست داریم وتنهارابطه آشنایی منوایشون روفقط خانوادشون درجریان هستن وخانواده من خبرندارن هنوزمن واین آقاتوی یک مکان مذهبی آشناشدیم وقصدمون هم ازدواج هست طی شرایطی که پیش آمدنشدکه خانواده هاباهم آشنابشن واین مشکل بیشترازسمت من بودکه یک مقدارمشکل مالی توخانوادم بودویه بلاتکلیفی توخانواده من وجودداشت که من این مشکل وبلاتکلیفی روباایشون درمیان گزاشتم وازشون فرصت خواستم که یک مدت صبرکنن وبعدباخانواده من صحبت کنن تواین مدت ایشون هم قبول کردن تواین مدتی که من ازایشون فرصت خواسته بودم ایشون ازمن خواسته هایی داشتن که بیشترمنوببینن وبامن آشنابشن البته یک مدت من خواسته ایشون روردمیکردم چون یک مقدارمیترسیدم واطمینانی اول نداشتم که بعدهاچه اتفاقی رخ میده یک مدت باهم بیرون میرفتیم کافی شاپ وپارک و…ومن روزبه روزازایشون خوشم میومدتااین که یکبارمنو بوسیدومن ترسیدم وهمش فکرمیکردم منوازروی حوس بوسیده ولی خودش این اطمینان روبه من دادکه این ازروی علاقش بوده ونه چیزه دیگه چون اون خودش اعتقادداشت که خودش هم خواهرداره وباآبروی من بازی نمیکنه وقصدبوسیدنش هم فقط ازروی علاقه هست یه مدت که گذشت این بوسیدن های ایشون پیشرفت کردتبدیل شدبه لمس کردن بدنم هربارهم توجیحش این بودکه ازروی علاقه ودوست داشتن این کاررومیکنه منم ازاین کارهاش خیلی میترسیدم سعی میکردم بیشتربهانه بیارم براش تاکمترمنولمس کنه نمیتونستمم ازش جدابشم اون موقع پای عشق وعلاقه خودمم درمیان بودکه بهش علاقه مند شده بودم تااین که یک روزکه برای گردش باهم رفته بودیم ایشون منوباخودش به جایی بردکه خیلی خلوت بودوگهگداری نگهبان به اونجاسرمیزدوانجاشروع کردبه کارهای خودش ادامه دادن که ازنظرخودش ازروی عشق وعلاقه هست بعدازمدتی من احساس ترسموبراش بیان کردم که منوبه اونجامیبری من میترسم والتماسش کردم که منوبه اونجانبره ولی ایشون مخالفت کردنوگفتن که من تورواونجامیبرموتوهم ازهیچی نترس من خودم پشتت هستم ونمیزارم هیچ اتفاقی بیوفته باراخرکه باهم بیرون رفتیم بازهمان کارخودش روکردولی بازم به منن میگفت که ازروی عشق وعلاقش هست ولی هیچوقت به این فکرنمیکردکه منم ازاین کارش عزیت میشم همیشه هم ازخدامیخواستم که چی میشه یه مدت منولمس نکنه تابعدازازدواج ولی نمیدونم شایدخدابه حرفم گوش کرده بود که روزآخرکه باهم بودیم دوباره منوبه همانجابردولی اون بارنتونست کاری کنه چون نگهبان سررسیدوبرای این که من به دست اون نگهبان نیوفتم خودش منوفراری داد یه چنددقیقه ای من برای خودم توخیابان چرخ میزدم که به من زنگ زدکه کجاهستم که بیاددنبالم منوبرسونه خانه اون روزبعدازدعوایی که کرده بودمنوسریع رساندخانه من هم انقدرترسیده بودم که تایک ماه کلاازخانه بیرون نمیرفتم وحتی جواب تلفن هاشم نمیدادم یجورایی ازکاراش هم دلخوربودم وهم میترسیدم پاموتوکوچه وخیابان بزارم تااین که یک روزبه من پیام دادکه باخانوادش سرمن وقهرکردن من بحثش شده وازخانه قهرکرده منم چون دلم نمی خواست مشکلی ازطرف من برای جدایی اون ازخانوادباشه جواب پیامش رودادم وعلت این که پاسخگوی تلفن هاشم نبودبهش گفتم که من احساس گناه میکنم ازلمس شدن وازاون شب به بعدهیچ خواب وخوراکی نداشتم ولی دلایل من برای اون هیچ فایده ای نداشت وجوابش هم این بودکه هرکاری کردم ازروی عشقوعلاقم کردم واین که خیلی ازدخترپسرهاتواین جامعه ماتواین پارک هاازاین کارهاانجام میدن واین که شماسطح تفکراتت قدیمیه سعی کن بروزش کنی ودوباره این که یه قراری بزاریم دوباره باهم بریم بیرون ودیگه قول میده دیگه این عشق وعلاقه روبرای بعدازازدواج بزاره اونطوری که من دوست داشتم باشه ولی این مدت اصلاهرکاری کردیم نشدباهم بیرون بریم تواون مدتی هم که من باهاشون قهربودم مشکل خانواده من حل شدوایشونم ازاین موضوع باخبرشدن وبه خانوادشون اعلام کردن ولی باوجوداین بیماری کروناکه بوجودآمده این مدت حتی نتونستیم باهم بیرون بریم چون نه ازسمت من مقدوربودنه ازسمت ایشون این مدت هم من وایشون ازطریق فزای مجازی وتلفن درارتباط بودیم ومنتظریم این بیماری تمام بشه وتکلیف هردوی مامشخص بشه تواین مدت منوایشون بیشترباهم دردودل میکردیمومن بیشترحرف های دلموبراش میزدم تااین که یک روزبه من گفت که من خاله زنک هستم واینجورحرف های من خوشش نمیادویه دوروزحتی جواب تلفن های منونمیدادچنباربراش پیام دادم وازش عضرخواهی کردم تادوباره جواب من رودادومن به ایشون گفتم که من دیگه غلط بکنم که حرف های خاله زنک برای شمابزنم که به من گفت که روی من خیلی حساس هست ومن حق ندارم به خودم بدوبیراه بگم یه مدت گزشت ومن اعصابم خوردبودسراین شرایط ومن سعی کردم کمترپیامی بدم وبحثی پیش نیادکه بی احترامی صورت بگیره تواین مدت غرغرکردناش شروع شدکه چرانمیتونه منوببینه وهمش تقصیرمنه من خودموازاون دریق میکنم دوباره به مدت یک هفته ای من هرچی پیام میدادم زنگ میزدمجوابمونمیدادتابعدازیک هفته جوابمودادوبهم گفت که چون توخاله زنک هستی وخودتوازمن دریق میکنی وافکارت قدیمی هست من تنبیهت کردمجوابتونمی دادم منم یخورده دلخوربودم ازرفتارش بجای این که به ایشون بگم به خودم گفتم وایشون منوبلاک کردن به عنوان تنبیه چون به خودم احانت کردم وازقرارمعلوم هم این مدت قراره برای من خاستگاربیادولی این موضوع روبه ایشون گفتم که درجواب به من گفتن لطفاردشون کنیدومن تکلیف خاستگاری روروشن میکنم
    الان هم جواب من روهم نمیدن شخصی که این همه دلتنگ من میشدونگران بودکه روزی بهش پیام نمیدادم ویاجواب نمیدادم ویه دلخوری که دارم این هست که من این مدت حالم خوب نبودواحتیاج به کمک داشتم وهرچی به ایشون زنگ زدم جواب من روهم ندادن تواوج بیماری واین برای من یخورده شک برانگیز شده که قبلاکه مریض میشدم 100باربهم زنگ میزدیاپیام میدادبرای جویاشدن حالم الانم واقعانمیدونم چکارکنم چون واقعادوسش دارم وحتی نمیدونم چه تصمیمی بگیرم که درست باشه وچه رفتاری بکنم

    1. مشاور سایت says

      سلام دوست عزیزم. پاسخ فوری و کوتاه شما این هست که اگر خواستگاری دارید حتما جدی به اون خواستگار فکر کنید. همین.
      وقتی صحبت از خواستگاری زدید ولی او اقدامی برای شما نکرده در حالی که از دست دادن تون رو جلو چشمش دیده این یعنی نمی تونی روش حساب کنی. البته برای دریافت جواب های بیشتر و بررسی بیشتر می تونی به تلگرام بیای و سوالت رو مطرح کنی .

      1. nas2266 says

        الان واقعانمیدونم تقصیرکارمنم یاخودش شایدنبایدبهش میگفتم

  33. Kaya says

    سلام من 19 سالمه و با یه پسر ۲۲ ساله که دانشجوی پزشکی بود اشنا شدم و من عاشقش شدم و اونم عکس العمل هایی نشون میداد ولی هیچ وقت به طور واضح منظور حرکاتشو نمیفهمیدم…. ایشون و من خیلی رسمی صحبت میکردیم و ایشون روی مسائل شخصیش حساس بود… شخصیتی داشت که فکر میکرد لیاقتش در همه موارد از همه بالاتره اینو تو حرفاش بهم میگفت ولی همیشه به من میگفت که من ازینکه با شما اشنا شدم خیلی خوشحالم و با بقیه دخترایی که دیده فرق دارم. … موضوعی . پیش اومد و ما به مدت طولانی همو ندیدیم و فقط از اینستاگرام همو دنبال میکردیم و استوری جهت دار میزاشتیم… من دیگه نتونستم علاقمو پنهان کنم و بهش ابراز علاقه کردم اونم گفت گیج شده و تو این مسائل ادم گیجیه و بهم گفت باید مشورت کنه با کسی. .. منم ازش پرسیدم که با کسی در ارتباطه یا نه ایشون گفتن که این موضوع شخصیه و از حریمش نباید رد بشم…یه مدت گذشت تو این مدت باهم چت خیلی معمولی هر چند وقت یه بار در حد 2… 3 جمله داشتیم اونم راجع به مسائل غیر عاطفی…. ماه گذشته یهو اومد به من گفت با من راحت باش و بهم نگو شما بگو تو… استیکر عشق منی و خیلی صمیمی حرف زد و از من تعریف میکرد. . . من اول به خاطر علاقه ای ک بهش داشتم از قبل خوشحال شدم که باهام داره اوکی میشه ولی بعد یه هفته ازش پرسیدم دلیل تغییر رفتار یهویش رو… اونم اول با کلمات بازی کرد بعد گفت از چی ناراحتی الان؟! … بعد هم گفت که تصمیم گرفته باهمه دوستانه رفتار کنه و ادم بهتری باشه و دیدش نسبت به ادما عوض شده… منم چند بار ازش پرسیدم که ینی قراره با همه راحت رفتار کنی؟! و جواب خاصی نگرفتم… منم ارچی تونستم بهش گفتم و گفتم امیدوارم با این کارات دوست های زیادی پیدا کنی و فک نمیکردم همچین شخصیتی داشته باشی و اونم فقط در جوابم گفت بله درسته… هنوزم شمارمو پاک نکرده…. دوستانه رفتار کردن شاید واسه خیلیا عادی باشه ولی ایشون خانواده نسبتا مذهبی داره درحالی که من اینطور نیستم از اون این رفتار بعید بود واسه همین میخام بدونم فاز این فرد چیه؟

  34. Selen says

    سلام من حدود ۴ ماهه که با پسری از دانشگاهمون یه رابطه ای رو شروع کردیم که دوتامون هم اولش قبول کردیم فقط یه دوستی ساده اجتماعی باشه و هیچ کدوممون قصد ازدواج نداشتیم ولی تو طول این ۴ ماه رفتار ایشون باعث شده که من یه جورایی وابسته بشم …
    خودشون هم ابراز علاقه نکردن ولی مدام بهم میگه که میخواد خونه شون رو تو شهر خودشون بفروشه و بیاد تو شهر ما زندگی کنه و چن باری هم من حرف اینو پیش کشیدم که رابطه مون رو تموم کنیم خیلی ناراحت شده و مخالفت کرده و هر بار گفته که من همیشه هستم پیشت میمونم ولی تا حالا‌یه بارم نگفته که دوسم داره
    منم واقعا نمیتونم تشخیص بدم به خاطر منه این کاراش یا چی…؟؟!!
    به نظرتون تموم کردن این رابطه درسته یا موندن و ادامه دادن؟؟؟

  35. نازنین says

    سلام خسته نباشید
    من یه دختر ۲۰ ساله هستم که حدود ۴ سال هست که با یه پسر که ۲ سال از من بزرگتره تو رابطه ام.تو این ۴ سال ۲ بار رابطه رو تموم کرده بودم ولی به اصرار زیاد و ادعای عشق زیادش باز به رابطه برگشتم خودمم وابستگی زیادی پیدا کردم ولی رابطه خوبی نداریم بحث مون زیاد هست و اینکه به دلایل نا معلومی حسادت شدیدی به همه افراد خانواده اش دارم و وقتی میبینم با اونا وقت میگذرونه حتی نسبت به خودشم سرد میشم.ممنون میشم راهنماییم کنید.

    1. مشاور سایت says

      سلام نازنین عزیزم.
      رابطه توی سن 20 سالگی با پسری که 22 سالشه و احتمالا نه هنوز شاغله و نه سربازی رفته، نمی تونه یک رابطه هدفمند باشه. و توی رابطه هایی که هدفی نیست، نه دختر منطقا توان و اجازه کنترل کامل روی پسر رو داره و نه پسر تعهدی داره .
      پس این اتفاقات کاملا طبیعی هستش و البته بخاطر همین مسائل هست که ما توصیه میکنیم رابطه هاتون استاندارد باشه.
      تا به جای این مساول احساسی و ساده بتونین به یک توافق درست در سمت ازدواچ برسید.
      شما نیاز دارید تا هم مهارت گفتکو / هم شناخت آقایون و هم کلا چیستی رابطه رو ببنید .

  36. ناشناس says

    من وقتی 27سالم بود تو دوستیابی با پسری آشنا شدم اون اومد به شهرمون همه دیدیدم من ازش خوشم اومد اونم به ظاهر از من خوشش اومد ولی گفت از قبل با دختری هست که فعلا باهاش نیست و رابطه ندارن با هم دو روز تو شهرمون موند و دوبار همو پشت سر هم دیدیدم.بعد رفت شهرشان من هم احساس خوبی داشتم بهش.ولی دوس دختر قبلیش اومد ولی اون پسر گفت که با من ملاقات کرده .خلاصه اینکه اون دختر دست ازش ور نمی‌داشت من هم چون بزرگتر بودم گفتم باشه .هم من هستم هم اون .تا ببینیم آخرش خدا چی میخواد .رفته رفته رابطمون بهم خورد بی احترامی مون زیاد شد .نارام بودم .بلاخره بعد دو سال با اسرار اون همدیگرو دیدیم بعد اینکه رفت بهم گفت ازت بدم اومد و رابطشو کلا قطع کرد .من ده ما منتظرش بودم وقتی که کلافه شدم اس کرد و بهم گفت با دوس دخترش نامزد کرده عکسشو برام فرستاد .قلبم سنگینی کرد.بعد ده ماه میبینی طرف ازدواج کرده .نمی‌دونم چی بگم من.الان من سی سالم شده و متاسفانه هیچ حسی به پسرا ندارم .دلم میخواد یه حسی بیاد درمن .ولی نمیشه .من دیگه به اون پسر که ازدواج کرده هیچ علاقه یی ندارم اگه هم بیاد فقط تنفر در من ایجاد میشه.دوس دارم با یه آقا پسر خوب باشم .میدونم که همه مثل هم نیستن خیلی از پسرا خوبن مطمعنم .حتی گهگاهی از پسرا خوبی میبینم که کمکم میکنن .ولی میدونم که فقط قصد کمک دارن .و از روی علاقه بمن این کارو نمیکنن.

  37. تتت says

    سلام،من دختری هستم ۲۰ ساله
    راستش الان چند روزه با یه پسری آشنا شدم و ازش خوشم میاد،ولی از وقتی باهاش آشنا شدم هی حرفای جن س ی میزنه بهم و منم که کلا اهل این حرفا نیستم سره یکیش باهاش کنار میام ولی دومیش دیگه طاقت نمیارم چون اذیت میشم،و دعوامون میشه و وقتیم که بهش میگم میگه من جنس ی و باید همینجوری منو بخوای.سنشون هم کم نیست از من چند سال بزرگتره.ولی یچیزی هست اینکه از من عکسی نمیخواد و عکسی هم نمیفرسته و موقع دعوا هم وقتی میگم ازم انتظار رابطه جنسی نداشته باش و اینا میگه ندارم البته به طور مستقیم نمیگه ها کلا حرفاش یجوریه.یسری هم غیر مستقیم گفت من دنبال رابطه کوتاه مدت هستم ولی من غیر مستقیم گفتم اگه دنبال رابطه کوتاه مدتی من نیستم و بهتره بیخیال هم بشیم.ولی اون گفت نه دنبال این رابطه نیستم و اگه خوشمون اومد از هم ادامه میدیم نیومد هم خدافظ. ولی میخوام بدونم که کلا بیخیالش بشم یا به نظرتون داره امتحانم میکنه که ببینه اهلش هستم یا نه؟ا

  38. نگين says

    سلام من یه دختر ۲۰ ساله هستم اوایل با پسری اشنا شدم ک بهش گفتم من فقط ازدواج کردن رو میخوام و رل نمیشم از این چیزا خوشم نمیاد ایشون هم گفت اوکی طی ۲ ماه به من گفتن بله عاشقت شدم و… اما من کمکم ازشون سرد شدم تا جایی ک به دعوا کشیدو دوستام به این رابطه دخالت کردن و من فقط به خاطر یه چیز باایشون بودم اونم اینکه به من گفتن میرن با پدرم حرف میزنند و ی جور تهدید کردن الان هربار بحثمون میشه میگه میام دم خونتون و با پدرت حرف میزنم میترسم هم باهاش کات کنم توروخدا بگید چیکار کنم خیلی استرس دارم

  39. Martina says

    من چند ماهه با پسری دوست شدم و اون ازون پسرای مغروره و کم ابراز علاقه می‌کنه بهم.تا به حال دو بار همدیگرو دیدیم.البته من خودم از پسرای مغرور خیلی خوشم میاد.من اصلا دوست ندارم اون منتمو بکشه و چند بار هم دعوامون شد اما من پاپیش گذاشتم چون که میدونم اون هیچوقت از غرورش دست نمیکشه و اگه غرورشو بشکنه دیگه ازش سرد میشم.

    1. مشاور سایت says

      سلام رابطه ازدواجی با پسر مغرور نباید موجب بشه که یک دختر از جایگاه خودش پایین بیاد . غرور یک پسر زمانی دلنشین هست که با وجود این غرور بعضی وقت ها خود شکنی کنه و اشتباهاتش رو بپذیره مگر نه، یک پسر مغرور که مثل بت توی ذهن دختر جا میشه و باید دائما در مقابلش کوتاه بیاد، نمی تونه یک رابطه سالم رو پیش ببره .

Leave A Reply

Your email address will not be published.