آموزش کوتاه

مگه میشه دل آدم برای چیزی که قشنگ نیست هم بلرزه

#یهویی_نوشت شماره ۱۳۶
مگه میشه دل آدم برای چیزی که قشنگ نیست هم بلرزه!

🔰دوستی دارم که چند وقت پیش در مورد یه مساله جالب حرف میزد و این شد موضوع یهویی نوشت این روزها

میگفت معشوقی داشتم که زیبایی خاصی نداشت و شاید به همین دلیل از دوست داشتن خودم دست کشیدم و کاری کردم که بره ..
📌و وقتی رفت و ازدواج کرد همیشه با خودم میگفتم خداروشکر که زیبایی خاصی نداشت! مخصوصا چشماش!

هربار که می خواستم به خودم تلنگر بزنم و بگم که بابا همچین آش دهن سوزی هم نبود!!! سریع چشماش توی وجودم بولد می شد که بخوام صرفا به عدم زیبایی ش فکر کنم چون دخترا معمولا هر جاشون رو خوشگل نکنن چشم هاشون یا از بیس خوشگله یا خوشگلش می کنن ولی این دخترک معشوق ما چشمای خاصی نداشت.

گفت مدتی بود حسابی غره شده بودم به این که مثلا چیز خاصی هم از دست ندادی و چشم و چارش هم که شهلا نبود و فلان.. تا اینکه گذرم برای یک کار بازرگانی به شرکتی و سازمانی افتاد..

صبح زود بود و مجبور بودم بشینم تا سیستم ها بیاد بالا … یک لحظه خانمی در باجه ای چند متر اونور تر نشسته بود که سیستم کامپیوتری اش از بینی به پایینش رو می پوشوند و فقط چشمش پیدا بود..

و این چشم کاملا شبیه به چشم معشوق گذشته من بود:
✔️همون شکلی
✔️همون رنگی
✔️همون سایزی
✔️بدون آرایش
✔️بعضا خسته!
و من تا چشم این خانم رو دیدم نمی دونم در من چه انقلابی شد و هرررررری دلم ریخت..

و انگار از اول اون عشق هایی که به معشوق ناخوشکل چشم داشتم در من پدیدار شد.

درس هایی از لرزیدن دل به سادگی یک نگاه

🟢اونجا بود که فهمیدم اون چیزی که من عاشقش شدم چش و چال نبوده .. یه چیز دیگه بوده صد در دصد که این چشم نا موزون هم منجر به تحریک اون عشق می شد..
🟢اونجا بود که فهمیدم هیچ وقت نباید روی اجزای دیگرون عیب بگذارم چرا که همین بخشی از بدن خدادادی که عیب روش میگذاشتم … همون دوباره پنالتی ام کرد ..
🟢و عجیب تر از همه متوجه شدم که خداوند روی نقاشی ها و کاردستی هاش غیرت داره ..
🟢و این که هیچ وقت دیگه چیزی رو عیب نشمردم چرا که عیبی که ممکنه از نظر من عیب باشه حتی توی وجود خودم .. می تونه یه حُسن برای آدم درست باشه.

تجربه ای از یکی از دوستانم که با قلم خودم و جملات تکمیلی گهربارم تکمیلش کردم و براش از فحش بدتر بود 😂

پ ن:

حرف از لرزیدن دل شد یادم افتاد به تجربه نوشتن مطلبی در مورد لرزاندن دل یک لیگ لیگو در رشته کوه های زاگرس. این درس رو از اینجا بخون. بقیه یهویی نوشت ها هم اینجاست.

شادزیستی

Share
Published by
شادزیستی

Recent Posts

۵۶ سوال کوچینگی برای تبدیل رنج به سکوی پرش موفقیت

بذار یه چیزی رو خیلی صادقانه باهات درمیون بذارم... گاهی یه اتفاق توی زندگیمون تموم…

6 روز ago

راهنمای جامع قانون جذب واقعی: از مفاهیم پایه تا کاربرد عملی

تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…

2 ماه ago

موانع قانون جذب و رسیدن به خواسته | جلسه ۳ مهندسی زندگی از درون

شده حس کنی هرچی بیشتر می‌دوی، کمتر به مقصد می‌رسی؟ انگار یه نیروی نامرئی هست…

2 ماه ago

۶ متریال ارتعاشی ساخت زندگی | جلسه ۲ مهندسی زندگی از درون

شده تا حالا با خودت بگی: «خدایا من که انقدر تلاش کردم، انقدر دعا کردم،…

2 ماه ago

چرا تلاش‌هات نتیجه نمیده؟ | جلسه ۱ مهندسی زندگی از درون

تا حالا شده حس کنی داری بدجوری می‌دوی، همه‌چیز رو امتحان کردی، کلی کتاب خوندی،…

2 ماه ago

توقع زیاد از خود | چطور از خودمان انتظار غیرواقعی نداشته باشیم؟

همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…

3 ماه ago