Take a fresh look at your lifestyle.

شکست عشقی اولی ها بخوانند و برایشان بخوانید

8 895

برای بار اول، دل می دهی و حالت یک جور دیگر می شود.. انگار نرمی بال ملائکه را می فهمی.. با لبخند بیدار می شوی و با امید می خوابی.. بیست و چهار ساعته دلت، یک کعبه بیشتر ندارد، و آن هم رضایت خاطر محبوبت است. البته همینقدر که آرامی، همانقدر نا آرامی، دلت می خواهد همه جا جار بزنی و بگویی این همان است که من را مفتون کرده است.

فکر می کنی هرکس او را با تو ببنید، غبطه بخورد.. چرا که از نظر تو بی نظیر ترین آدم در مدار دلت قرار گرفته! همو که خاص است حتی شغلش، حتی لباسش، حتی رنگ کیفش، یا حتی مدل خداحافظی کردنش.

روزها را می شمری، امام زاده ها را گره بندی می کنی، یا حتی مهربان تر می شوی و خیرات زیادی از تو سر می زند، تا بلکه دستی از غیب برآید و کاری بکند و تو را به او برساند.

اما یک روز از همان روز هایی که صبحش هم مثل همان صبح هاست، چند ساعتی بعد از آن سلام و احوال پرسی گرم هر روز ، که حاضر نیستی با طلا آن را عوض کنی، کلامی، حرفی چیزی می شنوی، که اول دنیا دور سرت می چرخد و بعد تنها می شوی!

شکست عشقی

و دنیای آهنگ های غمگین، گوشه گیری ها، و البته و هزار البته، بدتر زندگی کردنت شروع می شود!

می دانی اولین نخ موی زن ها توی همین موقع ها سفید می شود؟

دوست زیبایم، این سناریویی است که روزانه برای هزاران نفر رخ می دهد.

نکته جالب اینجاست، که همان زمان که داشتی قرار عشق می بستی، چه بسا کسی از قرار عشق تو، داشت جان می داد.

به هر حال چه خوب و چه بد این اتفاقی است که برای بسیاری از دختران و پسران سرزمین من و دیگر زمین های آباد خدا رخ می دهد.

این اتفاق رخ نداده که تو در میان تمام برچسب هایی که به خود زده ای، عنوان شکست خورده عشقی هم به خودت بچسبانی!

این اتفاق رخ داده تا تو را خیلی بزرگ تر از چیزی کند که حالا بخواهی زانوی غم به بغل بگیری.

اگر شکست عشقی اول را تجربه می کنی، احتمالا توی ذهنت هزار و یک فکر می چرخد..

  1. دیگر کسی را دوست نخواهم داشت
  2. دیگر کسی مثل او نخواهد آمد
  3. دیگر چه کسی دل مرا خواهد برد
  4. دیگر دنیایم رنگ و بو ندارد
  5. دیگر پیری ام شروع شد
  6. چه کنم که عشقش همیشه توی دلم خواهد ماند.

اما بیا برایت بگویم که ایده این متن کی دقیقا توی ذهن من درخشید

حدود 10 یا 11 سال پیش بود که عشقی مقدس برای من رخ داد .

فکر می کردم دنیا یک طرف و محبوب زیبا و البته سر به زیر من هم به یک طرف!

تا اینکه دست تقدیر نخواست اولین عشق ام را حتی از فاصله 10 متری درست، ببینم.

تمام این چیزهایی که بالا نوشتم را با خودم تکرار می کردم. انقدر غرق عشق قدیمی بودم که سال هایم را یکی پس از دیگری خراب کردم.

آیا باورت می شود، که وقتی خبر نشدن ازدواج مان را شنیدم، غش کردم؟

آیا تو هم غش کردی؟

اگر غش نکردی، مطمئن هستم که عاقل تر از من هستی و می توانی خودت و دلت را نجات دهی. اما اگر غش کرده ای، بیا و با خواندن ادامه این متن کاری کن که ضررت بیش از این نشود.

من آن موقع 19تا 20 سال داشتم، و فکر می کردم دنیا خراب شده و دیگر کسی توی دنیا نیست که دلم را ببرد.

از طرفی ناراحت از این بابت بودم که نکند فردا پس فردایی ازدواج کنم و محبت این بنده خدا در دلم باشد و گناه پشت گناه باشد

تو هم همین دغدغه را داری؟

خلاصه این که این دوران را به اشتباه ترین روش گذراندم. اشتباهات من در این دوران منجر شد تا یک شکست شدید تر را تجربه کنم که عاملش صد در صد که نه، اما 80 درصد خودم بودم و افکار و شیوه زندگی ام پس از آن ماجرا.

وقتی وارد رابطه ازدواجی دوم شدم، ( توی پرانتز بگویم که من هیچ وقت به دنبال رابطه غیر ازدواجی نبوده ام! اصلا یعنی چه! ؟ ) اصلا فکر نمی کردم دنیا دوباره رنگ و بوی درستی بگیرد.

همان حس های قشنگ با قدرتی بیشتر پیش بیایند.

یا حتی، بتوانم به شیوه خیلی آگاهانه تری برخورد کنم.

روزی از همین روزها که حالم خیلی خوب بود، و توی یک پارک در حال تفریح کردن بودم و امیدوار به وصال یار ( یار دوم نه اون اولی که … )

به دوستم گفتم، شهلا… اگر یک روز فکر می کردم، این عشق توی زندگی ام پیدا می شود، هرگز 10 سال غصه نمی خوردم! هرگز عمرم را حرام نمی کردم. بخدا که اگر آینده را می دیدم، هرگز حتی خداحافظی آخر را هم جواب نمی دادم.

انگار این حس آمده بود تا به من یک واکسن قوی بزند.

حدود 2 هفته بعد، جریان ازدواج ما به خاطر رسومات اولیه ازدواج به هم خورد، و مشکلی به وجود آمد که توافقا این رابطه ختم شد.

شاید فکر کنی جدایی های توافقی درد ندارند. اما راستش را بخواهی دردی شدید تر دارد. اما

تا می خواستم دوباره وارد فاز سال ها پیش بشوم و زانوی غم بگیرم، یادم به این حرف خودم می افتاد، که گفته بودم:

اگر یک روز فکر می کردم، این عشق توی زندگی ام پیدا می شود، هرگز 10 سال غصه نمی خوردم! هرگز عمرم را حرام نمی کردم. بخدا که اگر آینده را می دیدم، هرگز حتی خداحافظی آخر را هم جواب نمی دادم.

و این یعنی، هیچ چیزی در دنیا، هیچ حس منفی ای، پایدار نمی ماند.

از ان دسته آدم هایی هم نبودم که به قولی ” این نشد دیگری ” را در راس کارم قرار دهم. اما درک اجتماعی ام مرا به این مرحله رسانده بود که غصه بخاطر نداشتن امید به آینده است و وقتی من می دانم در آینده ای نه چندان دور، دوباره این حس های عاشقانه و دوست دارانه، را عمیق تر تجربه خواهم کرد، چرا حالا غصه بخورم؟

شاید باور نکنی، با این رویکرد، حال و روزم خیلی بهتر از قبل بود و توانستم خیلی سریع تر موضوع را به کنار بگذارم! من که حتی با او به دنبال خرید جهیزیه هم رفته بودیم،حالا داشتم با شاد زیستن و امید به آینده بهترین حس را تجربه می کردم .

البته آرامشگر اصلی ام توی این دوران، اغوش گرم خدا نیز بود.

حالا روی کلامم با توست.

من به تو تضمین می دهم اگر این حس بد و غم از دست رفتن عشق اولت را رها کنی، ( البته آرام آرام و آهسته ) و توی این حس بد خود را دفن نکنی، و به جمله من بارها و بارها فکر کنی که :

اگر یک روز فکر می کردم، این عشق توی زندگی ام پیدا می شود، هرگز 10 سال غصه نمی خوردم! هرگز عمرم را حرام نمی کردم. بخدا که اگر آینده را می دیدم، هرگز حتی خداحافظی آخر را هم جواب نمی دادم.

مطمئن باش، که سریع از جریان عشقی بیرون می آیی و سریع تر از من و حتی دیگران وارد رابطه عشقی دوم خواهی شد.

البته این ایام، را باید بلد باشی چطوری سپری کنی، که بتوانی بدون کمترین آسیب از مرحله بیرون بیایی.

بیاد داشته باش که این اولین حس عشقی تو بوده، و ممکن است که خیلی ناامید باشی. اما تجربه های من در صحبت کردن با ده ها نفر در این باره، همه بیانگر این است که

بعد از یکی دو سال، و حتی اگر خیلی زرنگ تر باشی و این حس را کنار بگذاری، خیلی زودتر با خودت می گویی:

اگر یک روز فکر می کردم، این عشق توی زندگی ام پیدا می شود، هرگز  غصه نمی خوردم! هرگز عمرم را حرام نمی کردم.

این جمله هر چند حاصل اتفاقات 10 ساله اذیت شدن من بود، و خیلی بابتش بها داده ام،

اما توانسته خیلی از کسانی که به من مراجعه کرده اند و از این بابت نالیده اند را نجات دهد و سریع تر حالشان را خوب کند.

انگار که این جمله ندایی و سروشی از جانب خدای رحمان است که

ای بنده من .. که عشق بنده ی دیگری ام، حالت را به هم ریخته.. به من امید داشته باش که من برایت بهترین ها را جفت و جور خواهم کرد به شرطی که اشتباه نروی.

من تمام کارهایی که در این 12 سال کرده ام را برایت می نویسم و اگر تو می خواهی سریع تر از این حس نجات پیدا کنی، می توانی به من ایمیل بزنی.

اما همینقدر توی زندگی ات از همین ثانیه، در نظر بگیر که

ورود تو به این سایت تصادفی نبوده و خدا دست تو را  گرفته تا این پیام را بخوانی و توی زندگی ات بکار ببری.

زندگی ات را بر اساس همین جمله شفا دهی و بروی برای حال های خوب بعدی اماده شوی

هر بار به یاد جملات عاشقانه و حس خوبی که از عشق از دست رفته ات داری، می افتی، فوری بگو ” این آخرینش نبود .. چه حس های برتری به لطف خدا خواهد آمد ” و به این جمله اعتقاد داشته باش. و سریع حالت را تغییر بده.

باور کن که حالت خیلی بهتر تر تر خواهد شد و سر و کله عشق اصلی ات زودتر پیدا می شود.

ویرایشی بر نوشته ارسالی یک دوست

8 Comments
  1. Sn says

    عالی بود دوست گلم

    1. نورا says

      فدایی داری 🙂

  2. آرش says

    اصلاهم اینطورنیست شکست عشقی خوردی دیگه مرتب میخوری ازدواج وعشق شانسیه اینکه بشینی بگی عزیزم ناراحت نباش یکی دیگه بهترازاون میاذ فقط وفقط توجیهه

  3. آرزو says

    خیلی خوب بود. ممنون بابت جملات خوب و امیدوار کننده تون. حالم رو بهتر کرد.

    1. مشاور سایت says

      سلام ممنون از شما برای نگاشتن این جملاتی که به من انگیزه بیشتری برای تحقیق و نوشتن می دهد. 🙂

  4. ناشناس says

    ممنون مطلب مفیدی بود

  5. وحید says

    فقط میتونم بگم از یه سنی به بعد دیگه برات عادی میشه . وقتی همه چیزت ، فکرت ، عمرت ، زندگیت ، آینده ات بذاری وسط اخرش هیچی نباشه حتی قدر کارات هم ندونه . اون موقع تنفر میاد . اول از خودت متنفر میشی هم از بقیه . ترجیح میدم تنها زندگی کنم . تا بخوام یه زن وارد زندگیم کنم اخرش بشم این . فقط فقی دروغ دیدم . یا حق

    1. مشاور سایت says

      سلام و احترام
      خب اشتباه عاشق شدن بد موقع تصمیم گرفتن برای زندگی، اشتباه انتخاب کردن و نشناختن ملاک ها و قضاوت از ظاهر افراد گاهی این مسائل رو به دنبال داره.

Leave A Reply

Your email address will not be published.