مقایسه کردن یک شمشیر دو لبه است که اگر درست استفاده بشه، میتونه تو رو به جاهای بلند مرتبه برسونه. اگر هم به اشتباه اون رو بکار بگیری، هر روز تو رو مفلوک تر از دیروز میکنه. مقایسه با دیگران از این دست مقایسه هاست و امروز میخوام چیزایی بنویسم که بهت کمک می کنه، دست از کمتر دیدن خودت، و بیشتر دیدن دیگران برداری و به زندگی خودت برسی..
وقتی موفقیت یا دارایی یا هر چیزی از یک فرد می بینیم، سریع ذهن تو میره به دنبال یک ارزیابی از خودت.
اینجا شروع می کنه با یک ارزیابی غیر واقعی بین تو و دیگری، شرایط رو با هم مقایسه میکنه.
جالب هم اینه معمولا ذهن بیشتر زمانی شروع به مقایسه میکنه که با فردی بالاتر یا با شرایطی بهتر (از نظر ظاهری) مواجه میشه.
اینجاست که بدون در نظر گرفتن شرایط، مسائل، مصلحت و غیره، سریع میگی:
از طرفی جامعه به ما درست یاد نداده که اصلا یه مقایسه چه زمانی درسته!
بهمون نگفته که مقایسه که یک کار ذهنی هست، برای چه و در چه صورت و در چه مقوله هایی باید انجام بشه.
پس ما بدون هیچ علم و آگاهی از این بازی ذهنی، بازی میخوریم.
معمولا ماحصل مقایسه با دیگران مخصوصا از روی دستاوردها و ظواهر نمایشی زندگی پاسخی جز این نداره که:
من چقدر در … بی لیاقت و کم نصیبم!
این حس ناکافی بودن می تونه به عنوان یک تیر و چند نشان، زندگی و توسعه فردی تو و حتی حال خوب و دستاوردهای تو رو مورد خدشه قرار بده.
صحبت من امروز در این آموزه، این نیست که این مقایسه با افراد موجب حسادت میشه.
حرفم اینه که کلا مثل یک پتک توی سر زندگی می مونه.
بنابراین باید بدونی ریشه کن کردنش خیلی واجبه!
معمولا مقایسه خود با دیگران، یک مقایسه نا برابره!
بذار مثالی برات بزنم:
تصور کن تو در دبیرستان رشته ریاضی درس میخوندی.
فرد دیگری هم رشته ادبیات درس میخوند.
در چنین شرایطی، هرگز تو و اون فرد رو توی یک لیست مقایسه ای، ارزیابی نمیکردن.
چرا؟
چون:
در هر دو زمینه متفاوته!
زندگی هم دقیقا همینه!
هر فرد، یک جهان یکتا و متفاوت برای خودش داره که دارای:
است. بسیار محتمل هست که تو با زندگی «به ظاهر کم برخوردار تر و کم بهره تر»، کیفیت زندگی بهتری نسبت به دیگری داشته باشی که از تو بالاتر «به نظر» می رسه.
وقتی بدون هیچ زمینه و درک و فکر، وارد فاز مقایسه با دیگران میشی،
کم کم ذهنت به این کار عادت می کنه.
حتی اگر باز هم پیشرفت کنی، باز هم مقایسه میکنی و لذتی از حال خوبت نمی بری.
اگر جلوی مقایسه کردن خودت با دیگران رو نگیری، بدترین ضربه رو خودت به زندگیت زدی.
اینجا من چند نکته نوشتم که باید بهش فکر کنی و عمل کنی.
معمولا وقتی شروع به مقایسه می کنیم و این برامون عادت میشه، دیگه ناخودآگاه شروع به مقایسه می کنیم.
ولی اگر هوشیار باشیم و زمانی که مقایسه رو شروع می کنیم به خودمون بیایم، قدرت و شدت این مقایسه کم میشه.
وقتی چیزی رو در کسی می بینیم که ما از اون برخوردار نیستیم، می تونیم با یک سوال، حس خودمون رو خلع سلاح کنیم.
سوالاتی که موجب پیشرفت خودمون میشه، در این زمان خیلی ارزشمنده:
و غیره..
در واقع او ابزار مقایسه نیست بلکه ابزار رشد تو میشه و حتی تو بهش مدیون هم میشی.
هر فردی دنیای مخصوص خودش رو داره.
هدف های مخصوص خودش رو داره و ابزارهای شخصی مخصوص به خودش
وقتی به مسیر شخصی خودت ایمان داشته باشی و مسیرت رو بشناسی و اون رو منحصر به فرد بدونی، اصلا وقتی برای مقایسه با دیگران نخواهی داشت.
شبکه های اجتماعی، ابزار نمایشه!
و ابزار نمایش، اسمش رو با خودش یدک میکشه: نمایش قسمت برگزیده زندگی افراد ( نه همه زندگی اون ها)
البته حتی اگر همونی هم که نمایش میدهند، واقعیت داشته باشه.
بهترین نوع مقایسه، مقایسه با گذشته خودته!
همیشه، مخصوصا زمان حملات مقایسه ای با دیگران از خودت بپرس:
آیا من نسبت به یک سال پیش رشد کردهام؟
اگر پاسخ مثبت باشه یعنی باید تحسین بشی.
در غیر اینصورت باید به فکر توسعه فردی خودت باشی و از خودت شروع کنی.
همه افراد در ابعاد مختلف زندگیشون، الگوهایی دارند.
مقایسه با دیگران زمانی ارزشمند هست که اون «دیگران» الگوی شخصی تو باشند!
رتبه های برتر زندگی «الگو» معمولا مورد تحسین ماست و مدام در این تلاش هستیم که شبیه به «الگو» بشیم.
بنابراین مقایسه درست و به موقع و بجا با الگو موجب پیشرفت میشه.
ارزش انسان با سرعت پیشرفت او تعیین نمیشه.
بلکه در چیزهای دیگری خلاصه میشه که معمولا ظاهری نیست. مثل:
وقتی دست از مقایسه خودت با دیگران برداری، کم کم با آرامشی که حاصل میشه، می تونی بهترین های خودت رو ایجاد کنی.
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
در جلسه سوم دوره ارزشمند مهندسی زندگی از درون هستیم. تا الان به شما گفتم…
به جلسه دوم از دوره مهندسی زندگی از درون خوش آمدی. این جلسه خیلی مهمه…
در دوره بینظیر مهندسی زندگی از درون در خدمت شما هستم تجربیات و آموزهها و…
همیشه برای خودم استانداردهای سنگین میذاشتم! در عین حال همیشه فکر میکردم نه خودم کافی…
ذهن آدمی همیشه دلش میخواد آروم باشه و معمولاً روی حالت بقا کار میکنه. این…