تا حالا شده پولی به دستت برسه و با خودت بگی این بار دیگه میخوام یه مقداری ازش رو نگه دارم، اما چند روز یا چند هفته بعد ببینی تقریباً چیزی باقی نمونده؟ اینطور مواقع معمولا میگی چرا نمی توانم پول پس انداز کنم یا چرا پولم زود تمام میشه.
شاید درآمد داری، کار میکنی و حتی بعضی وقتها مبلغ خوبی هم به دستت میرسه؛ اما وقتی به حساب بانکی یا پساندازت نگاه میکنی، احساس میکنی پولها خیلی زود ناپدید میشن.
در چنین شرایطی باز هم ممکنه به خودت برچسب بزنی و بگی من ولخرجم!
یا حتی فکر کنی درآمد کافی نداری.
اما برای صدور این حکم فعلاً زوده!
گاهی هزینههای زندگی بیشتر از درآمد ماست، گاهی برنامه مشخصی برای پولمون نداریم و گاهی هم عادتها و تصمیمهای روزمره باعث میشن پولی که به دست میاریم، زودتر از چیزی که انتظار داریم خرج بشه.
در این مقاله میخوایم ۷ دلیل احتمالی این مسئله رو بررسی کنیم و ببینیم چطور میتونیم رابطه آگاهانهتری با پول داشته باشیم.
یکی از دلایل رایج پسانداز نکردن اینه که تصویر روشنی از دخل و خرج پولمون نداریم.
مثلاً میدونیم اجاره، قسط، خرید خونه و قبضها هزینه دارن؛
اما هزینههای کوچیک روزمره رو کمتر جدی میگیریم.
وقتی این هزینهها رو ثبت نمیکنیم، ممکنه آخر ماه از خودمون بپرسیم پولم کجا رفت؟
برای یک ماه، تمام درآمدها و هزینههات رو ثبت کن؛
حتی مبلغهای کوچیک.
لازم نیست از همون اول برنامه مالی پیچیدهای داشته باشی.
فقط مشخص کن پولت از کجا وارد میشه و برای چه چیزهایی خرج میشه.
بعد از چند هفته، تصویر واقعیتری از وضعیت مالی خودت خواهی داشت و میتونی تصمیم بگیری کدوم هزینهها ضروری هستن و کدومها قابلیت تغییر دارن.
یکی از مزیت های این روش اینه که تو با عادت های شخصی خودت در خرج کردن آشنا میشی. حتی اگر بتونی کنارش ژورنالیست نویسی هم کنی (یعنی بنویسی که هر خرج چرا و چطوری و در چه کیفیتی رخ داد) دیگه همه چی بهتر دستت میاد! مثلا فرض کن توی لیستت نوشتی ۲.۵ میلیون تومن رفتم سوپری محل و خرید کردم با اینکه خیلی گرسنه بودم! اینجا من به عنوان یه لایف کوچ دلسوز بهت میگم که:
خیلی از ما با خودمون قرار میذاریم که اول هزینههای ماه رو پرداخت کنیم و هر چیزی باقی موند، پسانداز کنیم.
مشکل اینجاست که همیشه برای پول خرج کردن دلیل وجود داره؛
اما پسانداز کردن معمولاً فوریت کمتری داره. در نتیجه، ممکنه آخر ماه چیزی باقی نمونه.
این عادت باعث میشه پسانداز به جای اینکه بخشی از برنامه مالی ما باشه، به اتفاقی وابسته بشه که شاید هیچوقت رخ نده.
چه کار کنیم؟
وقتی درآمدت رو دریافت میکنی، ابتدا هزینههای ضروری و تعهدات مالیات رو در نظر بگیر.
اگر مبلغی برای پسانداز باقی میمونه، همون ابتدا مقدار واقعبینانهای رو جدا کن و به حسابی منتقل کن که برای خرجهای روزمره استفاده نمیکنی.
اگر درآمدت کمه یا نامنظمه، لازم نیست با درصدهای سنگین شروع کنی. مبلغی رو انتخاب کن که بدون ایجاد کسری برای هزینههای ضروری، بتونی بهطور مستمر کنار بذاری.
هدف اولیه این نیست که یکشبه پول زیادی جمع کنی؛ هدف اینه که پسانداز کردن به بخشی از رفتار مالی تو تبدیل بشه.
تکنیکی که در بخش قبلی در مورد ثبت هزینه ها بهت یاد دادم، توی این مرحله هم به دادت میرسه! یعنی تو وقتی یک ماه دخل و خرج خودت رو بررسی می کنی می تونی متوجه بشی که خرج ماهانه ات تقریبا چقدره و بعد می تونی برنامه ریزی اصولی تری داشته باشی.
گاهی مسئله واقعاً به مدیریت هزینهها مربوط نیست؛ بلکه درآمد ما برای پوشش هزینههای ضروری زندگی کافی نیست.
وقتی بخش بزرگی از درآمد صرف مسکن، خوراک، درمان، رفتوآمد، اقساط و سایر نیازهای اساسی میشه، ممکنه با وجود رعایت صرفهجویی، مبلغ قابلتوجهی برای پسانداز باقی نمونه.
در چنین شرایطی، سرزنش کردن خودمون یا متهم کردن خودمون به ولخرجی کمکی نمیکنه.
چه کار کنیم؟
ابتدا درآمد واقعی و هزینههای ضروریات رو کنار هم قرار بده.
اگر هزینههای ضروری تقریباً تمام درآمدت رو مصرف میکنن، باید علاوه بر بررسی مخارج قابلتغییر، راههای افزایش درآمد رو هم بررسی کنی.
این راهها ممکنه شامل:
باشن؛ البته انتخاب هر کدوم به شرایط و تواناییهای خودت بستگی داره.
یادت باشه: اگر واقعاً پول کافی برای پسانداز وجود نداره، فقط با بودجهبندی نمیشه این مشکل رو حل کرد.
گاهی خرید میکنیم چون واقعاً به چیزی نیاز داریم؛ اما بعضی وقتها خرید کردن واکنشی به حال و هوای همون لحظه ماست.
مثلاً وقتی:
ممکنه چیزی بخریم که قبل از اون اصلاً قصد خریدش رو نداشتیم.
این موضوع به این معنی نیست که هر خرید لذتبخشی اشتباهه.
مسئله وقتی ایجاد میشه که خریدهای لحظهای مرتباً با اهداف مالی ما تعارض پیدا میکنن.
چه کار کنیم؟
قبل از خریدهای غیرضروری، چند سؤال از خودت بپرس:
برای خریدهای غیرضروری و نسبتاً گران، قانون ۲۴ ساعت رو امتحان کن. تصمیم خرید رو یک روز عقب بنداز و بعد دوباره بررسی کن که آیا هنوز بهش نیاز داری یا نه.
این فاصله کوتاه بهت کمک میکنه بین خواسته لحظهای و تصمیم آگاهانه تفاوت بذاری.
وقتی فقط به خودمون میگیم «باید پول جمع کنم»، ممکنه بعد از مدتی انگیزهمون رو از دست بدیم؛
چون نمیدونیم این پول قراره چه نقشی در زندگیمون داشته باشه.
پسانداز برای
معنای روشنتری از صرفاً جمع کردن پول داره.
چه کار کنیم؟
هدفت رو مشخص کن و تا جای ممکن به عدد و زمان تبدیلش کن.
به جای اینکه بگی «میخوام پول پسانداز کنم»، بنویس:
«میخوام تا پایان شش ماه آینده، مبلغ مشخصی برای هزینههای پیشبینینشده کنار بذارم.»
بعد بررسی کن با درآمد و هزینههای فعلیات، چه مبلغی واقعبینانه است و هر ماه چقدر میتونی به هدفت نزدیکتر بشی.
اگر هدف بزرگی داری، اون رو به قدمهای کوچکتر تقسیم کن. لازم نیست از ابتدا به تمام مبلغ برسی.
گاهی علاوه بر شرایط مالی و عادتهای خرج کردن، نگرش ما به پول هم میتونه در تصمیمهامون نقش داشته باشه.
مثلاً ممکنه با خودمون بگیم:
این جملهها لزوماً علت اصلی مشکلات مالی نیستن؛
اما اگر مرتب تکرار بشن، ممکنه روی انتخابها و رفتار ما اثر بذارن.
برای مثال، وقتی از قبل باور داریم که نمیتونیم پول نگه داریم، شاید کمتر برای مدیریت هزینهها تلاش کنیم یا بعد از چند بار شکست، زودتر از برنامهمون دست بکشیم.
چه کار کنیم؟
به جملههایی که هنگام دریافت، خرج کردن یا پسانداز پول به ذهنت میرسن توجه کن.
یکی از اونها رو انتخاب کن و از خودت بپرس:
مثلاً به جای «من نمیتونم پول نگه دارم»، میتونی این سؤال رو مطرح کنی: «چه شرایط و عادتهایی باعث شده تا امروز نتونم بهخوبی پسانداز کنم و کدوم یکی رو میتونم تغییر بدم؟»
تفاوت این دو نگاه مهمه.
در نگاه اول، مشکل رو بخشی از هویت خودت میدونی؛ در نگاه دوم، به دنبال رفتارهایی میگردی که امکان اصلاحشون وجود داره.
بعضی وقتها موفق میشیم مبلغی پسانداز کنیم، اما با یک هزینه ناگهانی مجبور میشیم تمام یا بخشی از اون رو خرج کنیم.
هزینه درمان، تعمیر وسیله، خرابی خودرو، مخارج سالانه یا اتفاقهای خانوادگی ممکنه پسانداز ما رو کاهش بدن. اگر برای این هزینهها برنامهای نداشته باشیم، ممکنه احساس کنیم هر بار که پول جمع میکنیم، دوباره به نقطه اول برمیگردیم.
چه کار کنیم؟
تا جایی که شرایط مالیات اجازه میده، برای هزینههای پیشبینینشده یک ذخیره جداگانه در نظر بگیر.
همچنین هزینههایی رو که هر چند ماه یک بار اتفاق میافتن، از قبل شناسایی کن. اگر میدونی در آینده هزینهای مثل تمدید بیمه، تعمیرات یا خرید وسیله ضروری خواهی داشت، از همین حالا براش برنامهریزی کن.
اگر هنوز توان ساختن ذخیره مالی رو نداری، خودت رو سرزنش نکن. ابتدا وضعیت درآمد و هزینههای ضروری رو بررسی کن و بعد با مبلغی که واقعاً از عهدهاش برمیای شروع کن.
حالا که با دلایل احتمالی آشنا شدی، وقتشه وضعیت خودت رو کمی دقیقتر بررسی کنی.
به سؤالهای زیر جواب بده. هدف این نیست که خودت رو قضاوت کنی؛ میخوایم بفهمیم برای شروع تغییر، بهتره روی کدوم بخش تمرکز کنی.
سؤال اول: آیا دقیقاً میدونم در طول ماه چقدر درآمد دارم و پولم صرف چه هزینههایی میشه؟
سؤال دوم: بعد از پرداخت هزینههای ضروری، معمولاً چقدر پول برام باقی میمونه؟
سؤال سوم: وقتی پولی به دستم میرسه، چه اتفاقی میافته؟
سؤال چهارم: وقتی به پسانداز کردن فکر میکنم، چه جملهای بیشتر در ذهنم تکرار میشه؟
ممکنه بیشتر از یک گزینه درباره تو صدق کنه.
در این صورت، بهجای اینکه همهچیز رو همزمان تغییر بدی، یک مورد رو برای شروع انتخاب کن.
بیشتر یاد بگیر: چرا هر چه کار میکنم پول کافی ندارم؟
حالا که دلایل احتمالی رو بررسی کردیم، بیایم چند قدم ساده رو برای مدیریت بهتر پول اجرا کنیم.
قدم اول: وضعیت مالی فعلیات رو مشخص کن.
رو بنویس.
اگر درآمدت متغیره، میانگین درآمد چند ماه اخیر میتونه نقطه شروع مناسبی باشه؛
البته هزینههای ضروری و ماههای کمدرآمد رو هم در نظر بگیر.
قدم دوم: هزینههای قابلتغییر رو پیدا کن.
قرار نیست همه لذتهای زندگی رو حذف کنی.
فقط بررسی کن کدوم هزینهها واقعاً برایت ارزش دارن و کدومها رو میشه بدون آسیب زدن به کیفیت زندگی کاهش داد.
قدم سوم: یک هدف مالی روشن تعیین کن.
مشخص کن چرا میخوای پسانداز کنی و چه مبلغی برات واقعبینانه است. اگر هنوز هیچ ذخیرهای نداری، ساختن یک ذخیره کوچک برای هزینههای پیشبینینشده میتونه نقطه شروع مناسبی باشه.
قدم چهارم: پسانداز رو به برنامهات اضافه کن.
اگر بعد از محاسبه هزینههای ضروری مبلغی باقی میمونه، سهم پسانداز رو در ابتدای دریافت درآمد مشخص کن. مبلغ باید با شرایط واقعی زندگیات تناسب داشته باشه؛ نه اینکه برای رسیدن به یک عدد ایدهآل، مجبور به قرض گرفتن بشی.
قدم پنجم: هر ماه برنامهات رو بررسی کن.
در پایان ماه ببین چه چیزی خوب پیش رفته و چه چیزی نیاز به تغییر داره. اگر نتونستی به هدفی که تعیین کرده بودی برسی، بهجای کنار گذاشتن کامل برنامه، دلیلش رو بررسی کن و مقدار یا روش پسانداز رو متناسب با شرایطت اصلاح کن.
یادت باشه مدیریت پول یک مهارته و میتونی بهمرور اون رو یاد بگیری.
گاهی دو نفر با درآمد و هزینههای نسبتاً مشابه، تصمیمهای مالی متفاوتی میگیرن. بخشی از این تفاوت ممکنه به عادتها، تجربههای قبلی، اولویتها و نگرش اونها نسبت به پول مربوط باشه.
البته نمیشه نتیجه گرفت که هر کسی پسانداز نمیکنه، حتماً باور محدودکننده داره یا با تغییر نگرش بهتنهایی میتونه مشکل مالیاش رو حل کنه. شرایط اقتصادی، میزان درآمد، بدهیها و هزینههای ضروری هم اهمیت زیادی دارن.
اما اگر از نظر مالی امکان پسانداز داری و با این حال بارها رفتارهایی رو تکرار میکنی که با هدفت سازگار نیستن، بررسی الگوهای فکری و رفتاری میتونه بهت کمک کنه.
من زهرا معبودی، کوچ و مربی توسعه فردی در مجموعه شادزیستی هستم. در مسیر کوچینگ، به افراد کمک میکنم الگوهای فکری و رفتاری خودشون رو بهتر بشناسن، تصمیمهای آگاهانهتری بگیرن و برای تغییر، قدمهای عملی بردارن.
اگر دوست داری رابطهات با پول، نگرشهات و عادتهایی رو که روی تصمیمهای مالیات اثر میذارن عمیقتر بررسی کنی، میتونی از آموزشها و چکاپهای خودشناسی شادزیستی استفاده کنی.
اگر پول به دست میاری اما نمیتونی اون رو نگه داری، قبل از هر چیز لازم نیست خودت رو به بیارادگی یا ناتوانی متهم کنی.
گاهی باید مخارج رو بهتر بشناسیم، گاهی لازم داریم برای پولمون برنامه داشته باشیم و گاهی هم باید بپذیریم که درآمد فعلیمون برای پوشش هزینههای زندگی کافی نیست و به راهی برای بهبود شرایط مالی نیاز داریم.
در کنار این موارد، شناخت عادتها و نگرشهایی که روی تصمیمهای مالی ما اثر میذارن هم میتونه کمککننده باشه.
از یک قدم کوچک شروع کن: این ماه درآمد و هزینههات رو ثبت کن و ببین اولین تغییری که واقعاً از عهدهاش برمیای چیه.
قرار نیست همهچیز یکباره تغییر کنه. مهم اینه که بهجای تکرار یک تصمیم کلی مثل «از این به بعد بیشتر پسانداز میکنم»، دقیقاً بدونی چه کاری رو میخوای تغییر بدی و چطور پیشرفتت رو بررسی کنی.
این مطلب رو در پاسخ افرادی نوشتم که مدام از من میپرسن: چرا درآمدم افزایش…
این روزها سؤال خیلی ها در مورد چالش های مالی شون هست و اینکه چرا…
بذار یه چیزی رو خیلی صادقانه باهات درمیون بذارم... گاهی یه اتفاق توی زندگیمون تموم…
تا قبل از اینکه توی جامعه ایران کسی در مورد قانون جذب حرف بزنه یا…
شده حس کنی هرچی بیشتر میدوی، کمتر به مقصد میرسی؟ انگار یه نیروی نامرئی هست…
شده تا حالا با خودت بگی: «خدایا من که انقدر تلاش کردم، انقدر دعا کردم،…