برای حرف زدن در مورد حفظ انگیزه شاید بهترین چیز این واقعیت باشه که من هم مثل خیلی از مردم، برام بارها پیش میومد که بخوام کاری رو که مدتیه شروع کردم رو رها کنم و تسلیم بشم. اما همیشه تصویر اون چاه کن رو یادم میومد که ۴۰۰ متر از چاهش رو حفر کرده بود و به طلا نرسیده بود. در حالی که کوزه ی طلا در ۳۰ سانتی متری اون قرار داشت. یعنی در ارتفاع ۴۰۰ متر و سی سانتی متر از سطح زمین!
این تصویر نمیخواد بگه که دقیقا همونجایی که میبُری، محل رسیدن به هدف و خواسته و آرزوته!
نه! این عکس میخواد بگه اگر ادامه بدی میرسی! حالا چه ۳۰ سانتی متر چه ۲ متر چه ۱۰۰ متر و چه یک ماه و یک سال!
توی این شرایط باید تلاش برای حفظ انگیزه کرد.
توی این راهنما در ادامه سلسله تجربیاتم در مورد رسیدن به هدف هام و انگیزه بخشی، میخوام از خطوط فکری و چیزهایی بگم که وقتی دیگه خسته شدی و داری تسلیم میشی، تو رو اکتیو و پر انرژی نگه می داره.
حقیقتا فقط توی شرایط سخت زندگی هست که مجبوریم با چالش حفظ انگیزه سر و کله بزنیم.
من تا حالا ندیدم کسی بگه شرایطم عالیه ولی انگیزه ندارم که …
قبول داری؟
مثلا من زمانی که پل های پشت سرم رو خراب کردم و شغلی نداشتم و پولی نداشتم، باید پای شادزیستی می موندم تا کاراش رو انجام بدم و به مرحله درآمد زایی برسونمش! ولی خب اون موقع شاید بی پولی انگیزه دهنده بود ولی خب می تونم بگم که من اصلا نه انگیزه و نه جون کار کردن نداشتم.
این خطوط فکری که امروز در موردش می نویسم توی روزای سختی که گذشت منو پای کار نشوند تا بتونم بالاخره سایتم رو به جای خوبی برسونم.
مسلماً یه احساس خاصی داری که میخوای بخاطر اون تسلیم بشی و حتی به حفظ انگیزه هم فکر نکنی.
این احساس از مجموعه ای از افکار بوجود میاد که برای هر موضوع می تونه متفاوت باشه.
مثلا کسی که دیگه انگیزه ای برای ترک سیگار نداره شاید یکی از دلیل هاش این باشه که اون پارتنری که، بخاطر اون سیگار رو ترک کرده بود از دست داده.
یا مثلا کسی که هر چه تلاش میکنه استخدام نمیشه، احتمالا دیگه خسته شده از بس که به مصاحبه رفته و مدام به خودش میگه من لایق نیستم و از این مدل حرفا.
ولی خب فردی که هنوز استخدام نشده، برای حفظ انگیزه کافیه مدل حرف زدن ذهنش رو عوض کنه.
(سوالات مشابه سوالات بالا معمولا توسط هر کس متناسب با مشکلش مطرح میشه ولی یه لایف کوچ حرفه ای تر به تو سوالاتی میده که بتونی خودت رو به چالش بکشی).
در ادامه ممکنه متوجه بشی که چند مهارت هست که اگر تو یاد بگیری، احتمال زیاد در ۶ ماه آینده می تونی استخدام بشی.
پس بهترین کار برای حفظ انگیزه اینه که مهارتت رو بیشتر کنی.
هیچ کس یه شبه مدیر عامل نمیشه!
زمان میبره تا به قله کوه برسی.
اگر هدفت یه کار بزرگ و هدف بزرگه و داری تسلیم میشی، باید بدونی که هدف های بزرگ نیاز به کارهای بزرگ دارن!
و صبوری یکی از این کارهای بزرگه.
توی این مسیری که داری میری، و احتمالا الان نا امید شدی، یه سری موفقیت های کوچک حتما وجود دارند.
اون ها رو بیاد خودت بیار و به خودت افتخار کن که تونستی بهشون برسی.
این کار شعله انگیزه تو رو حفظ می کنه
یه اشتباه کوچیک گاهی تا هفته ها روی دوش منو تو سنگینی می کنه.
پس یه موفقیت کوچیک هم می تونه روزها انرژی بهت تزریق کنه.
یادمه داشتم یک فیلم انگیزشی می دیدم که فردی داشت تلاش می کرد تا به هدفش برسه.
این فرد خسته شده بود و داشت کم کم رها می کرد که دوستش بهش گفت:
یادت باشه که خیلی ها الان دقیقا مثل تو هستن و دارن این احساس رو تجربه می کنن.
تصویر سازی و همزاد پنداری این جمله به من کمک کرد که کمی حس خوب پیدا کنم!
همه ما، من و تو، هدفمون رو از یه جایی شروع کردیم.
از یه جایی که فشارها، تنش ها و چالش ها و زندگی و غیره، بهمون نشون داد که نوبت ماست و باید بریم تو دل هدفمون.
هزارتا دلیل براش داشتیم.. هزارتا تصویر سازی براش کرده بودیم.
ولی خب!
هدف هر چه بزرگتر، صبوری بیشتر و کار بزرگتری نیاز داره.
بخاطر همین وقتی داری تسلیم میشی، برای حفظ انگیزه، از خودت بپرس که اصلا چرا پا توی این مسیر گذاشتی؟
متحول شدن یعنی رشد کردن و ملاقات کردن با وجه جدیدی از زندگی! با کار و حتی خودت!
یه ضرب المثل داریم که میگه:
آنچه تو را نکُشَد، تو را رشد می دهد! (ما توی گفتگوی عامیانه خودمون میگیم: هرچی نکُشت، پرورشه!)
وقتی داری با سختی پیش میری و چالش ها رو طی می کنی، اون زمان تو با شخصیتی جدید متولد میشی و از مسیر خارج میشی.
به عشق ملاقات اون شخصیت یا موقعیت پرورش یافته، ادامه بده.
وقتی میخوای تسلیم چالش پیش رو بشی و دست از تلاش برای هدفت بکشی، یه روحیه منعطف بهت کمک می کنه بازم توی مسیر بمونی.
بهترین زمان برای خلق روحیه منعطف، همون موقعی هست که دیگه حسابی کفری شدی و میخوای همه چی رو خراب کنی.
شکرگزاری بهت روحیه منعطف میده و انرژیت رو تعدیل می کنه.
شرایط تو هر چقدر هم که سخت باشه، به سختی حضرت ایوب که نیست! ببین شکرگزاری اون رو به کجا رسوند؟
تو قدرت انتخاب داری!
خب یعنی چی؟
یعنی خداوند تو رو انقدر قوی و منعطف ساخته که توی تموم چالش ها می تونی یه مسیر جدید بسازی.
تموم دنیا هم در خدمت تو و انتخاب های توئه!
پس از خود خداوند کمک بخواه تا مسیر خوبی رو جلوی راهت بگذاره و بتونی یه تغییری در مسیر پر چالشت به وجود بیاری.
همین مسیری که الان خسته ات کرده، یه نتیجه طلایی داره.
روزانه چقدر به این مسیر فکر می کنی؟
حس و حالت وقتی اون هدف تداعی میشه چیه؟
چی بهتر میشه؟ چی رنگین تر میشه؟ چی رویایی میشه؟
همه نتایج عالی رسیدن به هدفت رو توی ذهنت تصویرسازی کن.. با جزییات هم تصویرسازی کن.. حست رو احساس کن..
اگر انگیزه پیدا نکردی حاضرم اسمم رو عوض کنم 🙂
علت تسلیم شدن، اینه که تو داری موقعیت کنونی رو فقط می بینی.
ولی وقتی یه نگاه به مسیری که تا حالا طی کردی بیندازی، مطمئنم احساست عوض میشه.
یه برنامه ریزی خوب از سلسه کارها داشته باش.
در طول روز کم کم انجام بده و تیک بزن.
وقتی حتی یه کار یا چالش توی برنامه، داره تو رو تسلیم میکنه، یه کار جایگزین انجام بده تا روحیه بگیری.
توی این مطلب بهت گفتم که انگیزه ات رو برای ادامه دادن از دست نده، چون خیلی ها هستن که الان چالشی مشابه تو دارن.
اما خوبه بهت بگم خیلی ها هم از مسیر تو عبور کردن و به هدف طلایی شون رسیدن.
اون افراد الان زندگی شون تبدیل به فیلم شده یا توی کتاب ها و پادکست ها می تونی در موردشون بخونی.
من هم توی کانال در مورد اون ها خیلی چیزا میگم.
وقتی دیگه تسلیم شدی و داری میبُری، کافیه یه فیلم ببینی یا پادکست گوش کنی.
مطمئنم زود حالت رو بهتر می کنه و انرژی منفی ها رو پر می ده.
خیلی وقت ها که افراد به دلیل تسلیم شدن با من تماس میگیرن و دنبال این هستن که راه درست رو پیدا کنن، بعد از گذشت یک ساعت از تلفن ما، مثل موتور جت میشینن پای کارشون.
بنظرت من توی این راهنمایی های کوچینگی معجزه می کنم و ورد می خونم ؟ نه! فقط دنیای اون فرد رو از زاویه های دیگه بهش نشون میدم. البته گاهی مشکلاتی دارن که راحت میشه با حل اون چالش ها، موانع شون رو برطرف کرد.
اگر تو هم دوست داری می تونی یکی از این افراد باشی. پس با من در تماس باش.
اولین چیزی که بهم کمک کرد تا بتونم شروع خوبی در درمان اهمال کاری و…
افزایش تمرکز در افسردگی، یکی از دغدغه های همیشگی کسانی هست که دچار افسردگی شده…
چند روز پیش در حال مطالعه کتابی بودم که به طور مستقیم ربطی به اهمیت…
هر بار به خودم گفتم چرا وقت کم میارم یادم اومد که به ما گفتن…
گاهی وقت ها توی زندگی به اون حالتی می رسم که خیلی دلم میخواد یه…
همیشه ذهنم پر از سوال بود و یکی از این سوال های مهم در طول…