دیسیپلین داشتن، به راحتی نوشتنش نیست. ولی من در این مطلب سعی می کنم در مورد دیسیپلین داشتن نکاتی رو بهت بگم که به خودم خیلی کمک کرده. اگر از این لیست به خوبی استفاده کنی، مطمئن هستم که می تونی مشکلت رو برای خود کنترلی و دیسیپلین داشتن حل کنی.
دیسیپلین داشتن به این دلیل مهمه که تو احتمالا نتونستی به خیلی از برنامه هات برسی و امروز مشکلت رو فقدان مدیریت ذهن و کنترل شخصی خودت دونستی. به همین دلیل اومدی تا نحوه دیسیپلین داشتن رو یاد بگیری.
از طرفی من بارها دیدم افرادی که دیسیپلین داشتن، افراد شادتری بودن و حتی در کنترل دیگران، بیش از دیگران قدرت نشون داده اند.
کلا من همیشه فکر میکردم با دیسیپلین داشتن فقط می تونم روی برنامه های خودم سوار باشم و به موفقیت برسم. اما تاثیرات ثانویه اش رو هم نمیشه نادیده گرفت.
به هر حال داشتن دیسیپلین مهمه و باید روش کار کنیم. چون درد حسرت خوردن و پیشمونی خیلی اذیت کننده است.
خود کنترلی و یا همون دیسیپلین، یعنی کمی دست از بیخیالی و راحت بودن بکشیم و خودمون رو مجبور کنیم که یه سری کارا انجام بدیم.
این یعنی خروج از منطقه راحتی.
کسانی به خوبی از منطقه راحتی شون خارج می شن که بتونن خودشناسی خوبی از خودشون داشته باشن.
با این خودشناسی به خودشون کمک می کنند تا نقاط قوت و ضعف خودشون رو به خوبی شناسایی کنن.
شناخت نقاط قوت و ضعف کمک می کنه که انعطاف بیشتری برای خروج از منطقه راحتی، و تنظیم نظم شخصی داشته باشی.
دیسیپلین داشتن یعنی یک مبارزه همیشگی.
این مبارزه نیاز به استراتژی و دقت داره. همیشه وقتی میخوایم در یک رویارویی و تقابل، موفق بشیم، باید عناصر مانع شونده رو بشناسیم.
در دیسیپلین هم عناصر مانع شونده زیادی وجود داره.
به این فکر کن که چه چیزی موجب میشه از زیر بار دیسیپلین داشتن فرار کنی؟
چی رو جایگزین اون برنامه ای می کنی که اگر از اون برنامه پیروی کنی، خودکنترلی خوبی خواهی داشت؟
تو ببین با چی وسوسه میشی که برنامه ات رو اجرا نکنی؟ بعد برای حذفش یه فکر درست و حسابی کن.
هر چه هدف های تو واضح تر باشن، مغز تو بهتر می تونه اون رو درک کنه و برای اجرای اون همکاری کنه.
وقتی اهدافت روشن و واضح باشه، طبیعی هست که یک برنامه اجرایی خوب هم از اون متولد می شه.
برای اینکه دیسیپلین داشته باشی، باید پایبند به یک برنامه خاص باشی.
پس اگر هنوز برنامه ای نداری باید این برنامه رو بچینی.
وقتی برای بار اول برنامه رو می نویسی شاید خیلی برات جذاب باشه که بهش عمل کنی.
گفتم که برای داشتن دیسیپلین نیاز به برنامه داری. هر چه به این برنامه متعهد تر باشی و اجرا کنی، دایره راحتی تو، مرزهاش تغییر میکنن و راحت تر می تونی با برنامه هماهنگ بشی. خوشبختانه دیسیپلین یک مهارتی هست که میشه یادش گرفت و هیچ کس با این مهارت زاده نمیشه.
البته که این گام به شدت در مبارزه با عناصر وسوسه کننده عجین هست.
پس تعهد بیشتر یعنی مبارزه بیشتر با وسوسه ها.
وقتی به یک برنامه منسجم می چسبی، در واقع داری یک عادت جدید رو برای خودت تنظیم می کنی.
پس برای اینکه احساس خستگی و دلزدگی برات رخ نده، بهتره که کارها رو به ریز کار ها و کارهای ساده تر تبدیل کنی.
باید ببینی در هر کاری که دچار مشکل هستی و نیاز به دیسیپلین داشتن داری، بهترین کار اینه که ببینی چه عاداتی منجر شده که رویکرد زندگیت عوض بشه و غیر سالم باشه.
مثلا اگر میخوای خوب و سالم بخوابی و بهداشت خواب رو رعایت کنی، باید ۳۰ دقیقه زودتر از همیشه بری تو تختت.
اگر می بینی خودکنترلی برای خوردن غذای سالم نداری، باید ببینی که خریدهای تو شامل چه خوراکی هایی میشه؟
تغییر رفتار و عادت از تغییر طرز فکر ایجاد میشه.
وقتی طرز فکر عوض بشه و عادات هم بهبود پیدا کنن به طور اتوماتیک نتایج خیلی خوبی وارد زندگیت میشه که به تموم سختی ها و کنترل کردن ها می ارزه.
نظم و دیسیپلین داشتن به شدت به اراده ارتباط داره.
اما اگر تو فکر می کنی واقعا اراده ات کم شده و داره به نقطه صفر می رسه! خب همینطور میشه و تو هرگز به خود کنترلی نخواهی رسید.
اراده یک مقوله ذهنی هست که می تونه به انرژی و تعادل اون هم ارتباط داشته باشه.
جالب تر این که وقتی یک برنامه منسجم داری و هر روز اجراش می کنی و پشت سر هم تیک میزنی، به طور اتوماتیک، با اراده تر هم میشی.
یادت باشه که تصورات درونی ما در مورد اراده مشخص می کنه که ما چقدر منظم هستیم. اگر دیسیپلین نداری احتمالا تعریف خوبی از اراده توی ذهنت نداری.
باید تلاش کنی این موانع ذهنی رو برداری و به خود باوری برسی.
این خودباوری بهترین خودیاوری به حساب میاد.
تو انسان هستی. ربات نیستی. پس طبیعی هست که گاهی درجا بزنی و همه برنامه هات رو خراب کنی و به هم بریزی.
اما همین برخوردی که با خودت داری، موجب میشه که خیلی وقت ها دست از تلاش و نظم و خودکنترلی برداری.
خودکنترلی و دیسیپلین داشتن یعنی مدیریت ذهن و اراده که به تعریف تو از خودت ارتباط داره.
اگر در خلال تعریف هایی که از خودت داری، گاهی به تعاریف ضعیف برخورد کنی، هیچ وقت نمی تونی اون طوری که باید درست و مقاوم روی پای خودت بایستی.
تعریف خوب و قوی و احساسی که از خودت داری، موجب میشه بتونی قدم های اساسی زندگیت رو محکم و استوار برداری.
پس هر بار برنامه ات رو شکستی، به این شکست به منزله ی یک اتفاق آگاهی دهنده نگاه کن و دوباره برنامه ای قوی تر و جدی تر با باگ های کمتر طراحی کن.
اگر فکر می کنی در مسیر ساختن نظم شخصی خودت دچار مشکل شدی، صحبت کردن با یک لایف کوچ و استفاده از راهبردهای سازنده و فیدبک های او می تونه بهت کمک کنه تا قدم به قدم برنامه موثرتری بچینی.
من به عنوان یک لایف کوچ، خوشحال میشم بتونم در کنارت باشم و با هم این مساله رو حل کنیم. اگر دوست داری در این باره با من صحبت کنی با من در ارتباط باش.
منبع کمکی و عکس: forbes | stunningmotivation
اینکه در مسیر رسیدن به اهداف، با چالش پیدا کردن انگیزه روبرو میشیم، یه چیز…
اولین باری که از مربی خودم در مورد این پرسیدم که اهمال کاری یعنی چه،…
برای حرف زدن در مورد حفظ انگیزه شاید بهترین چیز این واقعیت باشه که من…
اولین چیزی که بهم کمک کرد تا بتونم شروع خوبی در درمان اهمال کاری و…
افزایش تمرکز در افسردگی، یکی از دغدغه های همیشگی کسانی هست که دچار افسردگی شده…
چند روز پیش در حال مطالعه کتابی بودم که به طور مستقیم ربطی به اهمیت…