اهمال کاری یا به تعویق انداختن کارها، شاید یه ویژگی منفی برای من به حساب بیاد ولی متوجه شدم که در اصل با این کار دارم یک معامله وحشتناک می کنم. در واقع دارم شادی و حس رهایی این لحظه رو میگیرم ولی به جاش باید یا بعدا عجله بکنم که به کارم برسم! یا اینکه اصلا حتی هیچ وقت به اون کار نرسم و صد بار این شیرینی به جونم زهر بشه!

هر بار که اهمال کاری می کنم چنان از فرصت های زندگی ساز و خوشی سازم کم میشه که اگر بخوام با حساب و کتاب روی کاغذ بیارم واقعا موهام رو یکی یکی باید بکنم! ولی خب همه چیز راه و چاره داره.

من هم بارها دچار اهمال کاری شدم و راه های مختلفی برای غلبه بر این مشکل تست کردم و هر بار کمی موفق شدم و دوباره برگشتم سر پله اول!

هر بار که برگشتم به پله اول، اعتماد بنفس و انرژی ذهنی ام به فنا می رفت. دیگه انگیزه ای نمی موند که ادامه بدم.

و هر بار که گفتگوهای درونی ام رو نمی تونستم مدیریت کنم، اوضاع بدتر می شد و برگشتن به انجام به موقع کارها، میشد کار حضرت فیل! (یعنی یه کار نشدنی).

اما راستش بخوای من که عمدا اهمال کاری نمی کردم!

در واقع یک روز فهمیدم که اهمال کاری یه نوع عادت رفتاری من شده که نمی تونم رهاش کنم.

البته تا وقتی که اراده و نیروی درونیم رو فعال نکرده بودم نتونستم بهش غلبه کنم.

اگر تو هم در حال رنج کشیدن از پیامدهای ذهنی و واقعی اهمال کاری هستی نگران نباش که حالت رو درک می کنم. من تمام راهی که رفتم رو برات گام به گام نوشتم و اینجا هرچی که لازم باشه رو در اختیارت گذاشتم.

 حقایق و آمارهایی درباره اهمال‌ کاری

اولین چیزی که به من کمک کرد تا بتونم انرژی ذهنی منفی مربوط به پیامد های تعویق افتادن کارهام رو از خودم کمی دور کنم این بود که به یک سری از آمارها و فکت ها در مورد اهمال کاری برخورد کردم که دوست دارم به تو هم بگم. این آمارها به تو هم کمک می کنه متوجه بشی که تو تنها نیستی و خب شکر خدا همه چیز قابل کنترله.

بر اساس تحقیقات دکتر جوزف فراری، حدود ۲۰٪ از افراد خود را اهمال‌کاران مزمن می‌دانند.
یعنی از هر ۵ نفر، ۱ نفر در انجام کارهای امروز، تا فردا تعلل می‌کند.

ما شاید درباره‌اش شوخی کنیم، اما وقتی به اثراتش نگاه کنیم، اهمال‌کاری اصلاً خنده‌دار نیست.
در تحقیق دیگری از دکتر فراری و دیاز-مورالس مشخص شد که اگر مداوم کارها را به تعویق می‌اندازی، این موضوع در درازمدت به سلامت جسم و روانت آسیب می‌زند. چرا؟ چون اهمال‌کارها معمولاً استراتژی‌های مقابله‌ای خوبی یاد نمی‌گیرند و این باعث افزایش استرس می‌شود. همچنین از مهارت‌های مهمی که لازم است برای مواجهه با چالش‌های زندگی استفاده کنند، محروم می‌مانند.

در همین زمینه، داریوس فرو مطالعه بزرگی روی بیش از ۲۰۰۰ نفر انجام داد.
نتیجه چه بود؟ حدود ۸۸٪ افراد حداقل یک ساعت در روز به منطقه‌ی اهمال‌کاری می‌روند.
با کمی حساب‌وکتاب ساده، اگر کسی سالانه ۴۰ هزار دلار درآمد داشته باشد و روزی سه ساعت حواس‌پرتی داشته باشد، درواقع حدود ۱۵ هزار دلار پول رو انگار می اندازه توی سطل آشغالی!

رابطه اهمال کاری و بهره وری و عملکرد

اما چیزی که من درکش می کردم فکتی در مورد محیط کار بود، که تحقیق دیگری نشان داد:
هر قدر اهمال‌کاری افزایش پیدا کند، عملکرد کاهش پیدا می‌کند.
پس وقتی حین کار، مقاله‌ای نامرتبط می‌خوانی، پیام غیرکاری می‌فرستی یا وارد شایعات محیط کار می‌شوی، فقط زمان را از دست نمی‌دهی؛ بلکه کیفیت و کمیت کار خود را هم قربانی می‌کنی.

اما نکته جالب: شاید فقط به «اهمال‌کاری کلاسیک» فکر کرده باشی — یعنی «بعداً انجامش می‌دم».
اما روری ویدن نوع دیگری از اهمال‌کاری را معرفی می‌کند که نامش را اتلاف اولویت‌ها (Priority Dilution) گذاشته است.

آیا پیش اومده مشغول کاری باشی که ظاهراً مفید به نظر میرسه اما کار اصلی و مهمت نیست؟
این همان اتلاف اولویت‌هاست.
احساس می‌کنی داری کار انجام می‌دهی، اما آیا کارِ درست را انجام می‌دهی؟
در ادامه بیشتر درباره این «اهمال‌کاری پربازده» حرف می‌زنیم.

اولین کاری که تو نیاز داری برای درمان اهمال کاری خودت انجام بدی، اینه که متعهد بشی که در موردش بررسی کنی و چیزهایی یاد بگیری. این دقیقا همون کاریه که من کردم! البته بماند که متعهد شدن برای آموختن در مورد اهمال کاری، برای یک آدم اهمال کار می تونه خودش عبور از هفت خان رستم باشه.

ولی خب! وقتی رنج حاصل از اهمال کاری دائما جلو چشمت باشه دیگه برای شروع حل این مشکل تعلل نمی کنی.

اهمال‌کاری چیست؟

اولین معنی از اهمال کاری که قانعم کرد تعریفی از استیل بود:

پیرز استیل، نویسنده کتاب معادله اهمال‌کاری: چگونه کارها را به تعویق نیندازیم و انجام‌شان دهیم، اهمال‌کاری را این‌طور تعریف می‌کند:

«اهمال‌کاری یعنی به‌طور داوطلبانه انجام یک کارِ برنامه‌ریزی‌شده را به تأخیر بیندازی، با اینکه می‌دانی این تأخیر باعث بدتر شدن وضعیتت خواهد شد.»

به عبارت دیگر، اهمال‌کاری یعنی انجام کارهای لذت‌بخش‌تر به جای کارهای کم‌لذت‌تر.
نتیجه؟ کارهای مهم به زمان دیگری موکول می‌شود.

این نزدیک ترین معنی در مورد اهمال کاری مطابق با روش زندگی من بود.

البته اگر کاری رو به تعویق می اندازی حتی اگر در تصمیم گیری هی این پا و اون پا می کنی هم به این معنیه که تو یه اهمال کار هستی.

مثلا روزهایی می شد که من باید یک پروژه رو یک هفته ای تحویل بدم ولی خب! انقدر کشش میدادم و انقدر باهاش کشتی می گرفتم که هم کل هفته ام رو خراب می کردم و هم اینکه یه شب مونده به تحویل دادنش مثل نقطه چین می افتادم روی کار که سریع انجامش بدم!

بماند که کیفیت و اعتبار خودم و کار چقدر غیر واقعی نشون داده می شد.

اهمال کاری و خودکنترلی ضعیف

کمی که بیشتر بررسی کردم فهمیدم که اهمال کاری یعنی اینکه من خودکنترلی ضعیفی دارم!

این یعنی من بر خلاف قضاوت عقلانی ام، اون کار رو انجام نمی دادم. بعد ها فهمیدم اصلا این یه حالت علمی ذهنی هست به اسم اکراسیا!

همین حقایقی که پیدا کردم همه بهم کمک کرد بفهمم که این یه مشکل فردی و اختصاصی برای من نیست (برای تو هم نیست) و این یعنی راه حل داره و باید دنبال راه حلش بگردم!

البته خیلی وقت ها هم اهمال کاری من به خاطر این بود که با هویتی که از خودم برای آینده ام تنظیم کرده بودم نمی تونستم ارتباط بگیرم!

باز هم فرقی نداره تو کدوم مورد اهمال کاری داری. همه چیز قابل حله و ضررها قابل جبرانه.

من انواع اهمال کاری رو داشتم و به عبارتی آنچه نیکان همه دارند من یک جا داشتم!

ولی خب الان خوبم و راهی که طی کردم رو به تو هم یاد می دم. اولین چیزی که می خوام ازت اینه که بتونی بر اساس آنچه تا الان گفتم نوع اهمال کاری خودت رو تشخیص بدی.

البته عجله نکن … کم کم با کمک آموزه های زیر می تونی خیلی چیزا رو در مورد خودت کشف کنی.