بعضی نمونه های واقعی قانون جذب واقعا ساده اما تاثیر گذارند. مهم ترین چیزی که می توانم با خواندن این داستان ها بهش دست پیدا کنم اعتقاد بیشتره. یادمون نره که قانون جذب چیزی هست که نامریی هست و خب تا ما بتونیم مشاهده اش کنیم و برای خودمون بکارش ببریم نیاز به افزایش ایمان داریم. این داستانی که امروز برایت نوشتم به طور جالبی امید و اعتماد را برای من تداعی کرد. پیام این داستان به نظر چیه ؟ دوست دارم زیر همین پست برام بنویسی. البته اگر این مطلب رو دوست داشتی.
بریم داستان جذب عجیب موتور قرمزی رو بخونیم که نویسنده اش … آقای فیل جی از لس انجلس هستش.
ایشون خودش رو اینطوری معرفی کرده که :
من یه مرد ۴۲ ساله ام و در مورد رمز و راز زندگی که گاهی برای مردم در زندگی پدیدار میشه کنجکاو بودم ولی تا وقتی که اثر قانون جذب رو ندیدم نتونستم بفهمن چی به چیه. از امتیاز های این فیل آقای خوش شانس هم اینه که میگه من به دنیا سفر کرده ام، کتاب های زیادی خوانده ام و تجربیات نسبتاً منحصر به فردی داشته ام. داستان جذب موتورسیکلت توسط ایشان جالب و امید بخشه.
پس بنظرم تجربه چنین فردی باید برای تو هم درس داشته باشه .
نه ؟
در سال ۲۰۰۲ بود که یه موتور سیکلت قرمز خاص ساخته شد و توی نمایشگاه به نمایش گذاشتنش.
من تا دیدمش عاشق منحصر به فرد بودنش شدم و خب یه عکس ازش گرفتم مدام عکسش رو توی دستم نگه می داشتم.
آخه توی اون نمایشگاه این موتور رو به مزایده گذاشتن و من فقط ۳۵ هزار دلار داشتم.
اما یک فرد خوش شانس اون رو با ۷۰ هزار دلار خرید.
من همیشه این عکس رو نگاه می کردم و این اثر هنری رو تحسین می کردم ولی نمی دونستم توی مسیر جذب موتورسیکلت قرمز دوست داشتنی هستم.
چند ماه بعد من صاحب این موتور رو دیدم که داشت به دنبال خونه می گشت و نیاز به پول داشت و خب متاسفانه با ۳۵ هزار دلار من این موتور رو ازش خریدم.
من داشتم از قانون جذب استفاده می کردم بدون این که این قانون رو بشناسم و در موردش خبر داشته باشم.
افزایش تمرکز در افسردگی، یکی از دغدغه های همیشگی کسانی هست که دچار افسردگی شده…
چند روز پیش در حال مطالعه کتابی بودم که به طور مستقیم ربطی به اهمیت…
هر بار به خودم گفتم چرا وقت کم میارم یادم اومد که به ما گفتن…
گاهی وقت ها توی زندگی به اون حالتی می رسم که خیلی دلم میخواد یه…
همیشه ذهنم پر از سوال بود و یکی از این سوال های مهم در طول…
چند سال پیش وقتی نزد برخی از آشنایان از برنامه ریزی روزانه حرف میزدم، به…